مشاور وزیر راه‌وشهرسازی از به‌تعویق‌افتادن تحویل هواپیمای آمریکایی خبرداد. طی گفتگویی با غلامرضا سلامی به طور کامل به این موضوع پرداختیم که در زیر می خوانید.

رمز بلاگ
: آن‌قدر تعلل کردیم
که ماهی از دستمان لیز خورد و رفت. ماجرا به تعلل در اجرای تعهدات مالی ایران در
خرید هواپیماهای بویینگ برمی‌گردد. مدیرعامل بویینگ در اظهارنظری اعلام کرده که جایگزینی
اماراتی برای هواپیماهایی که قرار بود در ناوگان ایران قرار بگیرند، پیدا کرده است
و به‌این‌ترتیب، رؤیای بویینگ ایران‌ایر که قرار بود در
سال ۲۰۱۸ وارد ناوگان هوایی ایران شود، یک سال به عقب
رفت. حالا باید منتظر باشیم تا مذاکرات ایران‌ایر و بویینگ تا سال ۲۰۱۹ به کجا ختم
می‌شود و آیا ایران خواهد توانست فاینانسور برای خرید هواپیما بیاید یا به روش‌های
دیگر تأمین مالی متوسل خواهد شد. حالا در‌این‌بین شرکت‌های هواپیمایی دیگر که در
دریافت مجوز اوفک به در بسته خورده بودند، راه دیگری را انتخاب کردند و دست به
دامن همسایه شمالی شدند. امضای تفاهم‌نامه برای خرید ۲۰ فروند هواپیمای سوخو۱۰۰ از
سوی دو شرکت هواپیمایی آسمان و ایران‌ایرتور هم گواهی بر این ناامیدی است؛ اما
آنچه ایجاد نگرانی کرده است، تلاش برای یافتن راه‌حلی برای رهایی از مجوز اوفک از
سوی شرکت‌های هواپیمایی ایران است.
امضای این تفاهم‌نامه بر این نکته صحه می‌گذارد که سوخو۱۰۰ روسی دیگر قرار
نیست با قطعات و موتور آمریکایی روانه آسمان ایران شود و احتمالا این قطعات روسی یا
چند‌ملیتی خواهد بود. این را حتی دبیر
انجمن شرکت‌های هواپیمایی هم تأیید می‌کند. این نگرانی از آنجایی وجود دارد که آب‌وهوای
ایران و آمریکا به سبب تنوع دما به یکدیگر نزدیک است و به‌همین‌دلیل موتورها عمدتا
با قدرت بالاتری ساخته می‌شوند؛ اما شرایط آب‌وهوایی روسیه به سبب سردی هوا، نیازمند
موتوری چندان قوی نیست؛ زیرا سردی دما برای
موتور هواپیما بسیار مطلوب است. این نکته می‌تواند هم از نظر ایمنی و هم از بُعد
اقتصادی بر شرکت‌های هواپیمایی خریدار اثر جدی بگذارد. از سویی تنوع ناوگان هوایی
هریک از شرکت‌های هواپیمایی بار مالی مضاعفی را برای آنها به همراه خواهد آورد که
گویا چندان مورد توجه این شرکت‌های هواپیمایی نیست
.

نتوانستيم به تعهداتمان عمل كنيم

غلامرضا سلامی، مشاور وزیر راه‌و‌شهرسازی در امور
حسابداری، حساب‌رسی و حاکمیت شرکتی، در گفت‌وگو با «شرق» از اثر مشكلات مالي بر
اجرائي‌نشدن تعهدات از سوي ايران مي‌گويد و مسائل سياسي و اظهارنظرهاي پوپوليستي
را در چنين‌ رخدادي بي‌تأثير نمي‌داند. سلامي در اين گفت‌وگو با نقد اظهارنظرهايي
از‌اين‌دست تأكيد مي‌كند كه ساخت هواپيما در داخل كار ساده‌اي نيست. با‌اين‌وجود
او گلايه مي‌كند كه اين اظهارنظرهاي ناپخته توانسته بر مذاكرات خريد هواپيما اثر
بگذارد
.

به‌تازگی
بویينگ اعلام كرده است كه تحويل هواپيما به ايران را يك سال ديگر به تأخير مي‌اندازد.
دليل اين تأخير چيست؟

تأخير را قبلا هم اعلام كرده بود. درحال‌حاضر رسما
اين خبر را اعلام كرده است و چيز جديدي نيست. يك رابطه تجاري، دو طرف دارد. ما
بايد پيش‌پرداخت را به‌موقع پرداخت مي‌كرديم تا آنها هم كار را شروع كنند و به
موقع سفارش آماده شود
.

ما نتوانسته‌ايم
پيش‌پرداخت را آماده كنيم؟

به دليل وجود مشكلات ناشي از تحريم، مشكلات مالي دولت
و برخي مسائل بوروكراتيكي، همه دست‌ به ‌دست هم داده تا آن‌طوركه بايد و ‌شايد
نتوانيم به تعهداتي كه از اول بر‌اساس آن برنامه تحويل گذاشته شده بود، عمل كنيم
.

شركت‌هاي ديگري از‌جمله آسمان و قشم‌اير هم با بویينگ تفاهم‌نامه امضا كرده
بودند. سرانجام تفاهم‌نامه آنها چه مي‌شود؟

در جريان جزئيات تفاهم آنها نيستم؛ اما احتمالا آنها
هم با همين معضلات روبه‌رو هستند. نبود ‌امكان جابه‌جايي پول، تأمين مالي، فاينانس
و ليزينگ كه شرايط خود را دارد، در‌ كنار ‌هم قرار گرفته‌اند. اصولا از ابتدا يك
جو مخالفتي براي خريد اين هواپيماها وجود داشت كه آن هم در شرايط ايجاد‌شده بي‌تأثير
نيست. وقتي اجماعي در كار نباشد، به نتيجه مطلوب نمي‌رسيم
.

نبود
اجماع سياسي در داخل، بر تحويل هواپيماها تأثير گذاشته است؟

بله، حتما مؤثر است.

ما جزء
كشورهاي پرسانحه هوايي هستيم. ناوگان هوايي ما فرسوده است. وسعت ايران ما را
ناگزير به استفاده از حمل‌و‌نقل هوايي مي‌كند. با اين اختلافات نوسازي ناوگان
هوايي به تأخير نمي‌افتد؟

اين حرف‌ها را چند سال است كه موافقان خريد هواپيما
مي‌زنند؛ ولي مخالفان حرف خود را مي‌زنند. برخي مي‌گويند كه ما هواپيماي مورد‌نياز
را در ايران مي‌سازيم. برخي مي‌گويند هواپيماي روسي بخريد. برخي مي‌گويند كارهاي
واجب‌تر از خريد هواپيما داريم. حال من نمي‌دانم كار واجب‌تر از جان انسان چه كاري
است
.

با توجه
به تلفات بالاي سيستم جاده‌اي ما بايد يا سيستم ريلي كشور را تقويت كنيم يا سيستم
حمل‌و‌نقل هوايي را بهبود ببخشيم. چرا برخي با نوسازي ناوگان هوايي مشكل دارند؟

برخي نوسازي ناوگان را ربط مي‌دهند به اينكه هواپيما
متعلق به يك‌سري افراد مرفه است. در‌حالي‌كه در دنيا هواپيما يك وسيله براي مردم
مرفه نيست؛ بلكه وسيله نقليه مطمئني است و براي توسعه هر كشوري ضرورت دارد. ما
سالانه چندين ميليارد دلار به شركت‌هاي رقيب كشورهاي امارات و قطر يا شركت تركيش
پول مي‌دهيم. اين پول را مي‌توانستيم ندهيم و خودمان هواپيما خريداري كنيم. ۵۰
درصد مسافران ايراني كه به خارج مي‌روند، با ايرلاين‌هاي خارجي جابه‌جا مي‌شوند.
اين رفتار در دنيا وجود دارد؛ اما متقابل است. مثلا در آلمان هم شركت‌هاي خارجي
ممكن است بليت بفروشند؛ اما متقابلا آلمان هم در اين كشورها بليت مي‌فروشد. اين دو
تعادل ايجاد مي‌كنند. در ايران بازار بين‌المللي نداريم و بازار خود را هم به
علت كمبود هواپيما از دست داده‌ايم. همان
پولي كه صرف جابه‌جايي مسافران ايراني مي‌شود، اگر چند سالش كنار گذاشته شود، از
نظر اقتصاد ملي مفيدتر است و تمام كسري ناوگان خود را مي‌توانيم با اين پول جبران
كنيم. متأسفانه ديدگاه‌هاي تنگ‌نظرانه‌اي وجود دارد كه باعث مي‌شود سرعت لازم براي نوسازي ناوگان
هواپيمايي را نداشته باشيم
.

هواپيماهاي
داخلي، موفق نبوده و سابقه سقوط داشته است. مي‌توانيم روي خط توليد داخلي براي
نوسازي ناوگان حمل‌و‌نقل هوايي حساب باز كنيم؟

مسلما نمي‌توانيم و تمام فعالان اقتصادي به اين اجماع
رسيده‌اند. برخي افراد رفتار پوپوليستي دارند و شعار مي‌دهند كه بايد در ايران
كارخانه بسازند يا اينكه از قطعات داخلي استفاده كنند. هنوز در چين چنين اتفاقي
نيفتاده است و در روسيه هم كه خيلي از ما از نظر صنعت جلوتر هستند، چنين اتفاقي رخ
نداده است
.

موتور سوخوي روسي، آمريكايي نيست

مسعود اسعدي‌ساماني، دبیر انجمن شرکت‌های هواپیمایی،
نيز ديگر مسئولي است كه دراين‌باره اظهارنظر كرده است. او در اين گفت‌وگو خبر داده
دو شركت هواپيمايي آسمان و ايران‌اير‌تور به‌ دليل ‌صادرنشدن مجوز اوفك، مجبور
شدند تفاهم‌نامه‌هايي با سوخوي روسيه براي خريد ۲۰ فروند هواپيما امضا كنند تا
شايد جايگزيني براي نوسازي ناوگان خود بيابند. او در اين گفت‌وگو به‌طور تلويحی
تأييد كرده هواپيماهاي ‌مذاكره‌شده، با موتور و قطعات آمريكايي نخواهند بود و
احتمالا چند‌مليتي ساخته مي‌شوند؛ امري كه البته نگراني‌هايي را در بين كارشناسان
ايجاد مي‌كند
.

با توجه
به اعلام اخير شركت بویينگ براي به‌تعويق‌انداختن تحويل هواپيما به ايران، قرارداد
چه تعداد از شركت‌
هاي هواپيمايي كه در‌حال‌مذاكره
با بویينگ بودند، با مشكل مواجه شده است؟

شركت هواپيمايي بویينگ با تنها شركتي كه توافق كرده و
قرارداد براي خريد هواپيماي بویينگ امضا كرد، ايران‌اير بود. با توجه به اعلام
اخير اين شركت، تحويل بویينگ كه قرار بود سال ۲۰۱۷ انجام شود، به سال ۲۰۱۹ محول
شده است
.

شنيده‌ها
حاكي از آن بود كه ساير شركت‌هاي هواپيمايي نیز با بویينگ مذاكراتي انجام داده‌اند.
اين خبر صحت دارد؟

آنها تفاهم‌نامه امضا كرده بودند.

چه
تعداد تفاهم‌نامه داشتيم؟

هواپيمايي زاگرس، آسمان و قشم‌اير براي خريد بویينگ
تفاهم‌نامه امضا كرده بودند كه اين تفاهم‌نامه‌ها هنوز منتج به قرارداد نشده است
.

با اين
اوصاف آن تفاهم‌نامه‌ها ملغي مي‌شود؟

هنوز ملغي نشده است. بعد از انعقاد اين تفاهم‌نامه‌ها،
بویينگ دنبال گرفتن مجوز از اوفك بود. هنوز از سوي اوفك مجوزي براي تحويل هواپيما
به ساير شركت‌ها صادر نشده است. مجوز اوفك براي فروش بویينگ به هواپيمايي جمهوري
اسلامي ايران صادر شده است و كماكان هم معتبر است؛ اما بر ‌اساس اعلام مديرعامل بویينگ
يا مسئولان اين شركت، فعلا تحويل اولين فروند‌ هواپيما به سال ۲۰۱۹ موكول شده است
.

دليل
تأخير در تحويل هواپيما چيست؟

بيشتر به مسائل مالي و تأمين فاينانس هواپيماها بازمي‌گردد.
كماكان پيگيري‌ها در جريان است
.

فاينانس‌كننده
كدام كشور بوده است؟

چون هنوز تكليف فاينانس‌كننده نهايي نشده است، بویينگ
فعلا تحويل را يك‌ سال به عقب انداخته است
.

فكر مي‌كنيد
اوفك براي بقيه تفاهم‌نامه‌هايي كه با بویينگ داريم، موافقت‌نامه صادر كند؟

ما اميدوار هستيم اين اتفاق رخ دهد. تعللي كه اوفك
انجام مي‌دهد، خلاف تعهداتشان در برجام است و از نظر ما اين تعلل‌ها به‌هيچ‌وجه
پذيرفته نيست
.

امضاي
تفاهم‌نامه سوخو با كدام شركت‌هاي هواپيمايي صورت گرفته است؟

آسمان و ايران‌ايرتور هركدام براي خريد ۲۰ فروند
هواپيماي سوخو تفاهم‌نامه امضا كرده‌اند
.

با توجه
به شرايط جوي ايران، هواپيماي سوخو براي ايران مناسب است؟

هواپيما اگر به ‌تأييد هواپيمايي جمهوري اسلامي ايران
برسد، از ايمني لازم برخوردار است و قطعا از سوي كارشناسان بررسي خواهد شد. در
بررسي گزارش سوانح توپولف در ايران، گزارش‌ها نشان مي‌داد اين سوانح ناشي از خطاي
نيروي انساني بوده و نه مسائل فني اين هواپيمايي. ضمن ‌اينكه اين هواپيماها،
هواپيماي كهنه بودند؛ اما هواپيماهاي سوخو كه اكنون براي آنها تفاهم‌نامه امضا شده
است، هواپيماهاي نو هستند و اگر بتوانيم تفاهم‌نامه را به قرارداد برسانيم و مشكلي
از نظر اوفك وجود نداشته باشد، فرصتي براي توسعه حمل‌ونقل هوايي و نوسازي ناوگان
ايران خواهد بود
.

برخي از
منابع آگاه مي‌گويند حتي مسئولان فني هواپيمايي آسمان نیز از جزئيات هواپيمايي كه
براي خريد آن تفاهم‌نامه امضا شده است، خبر ندارند

در اينترنت تمام اطلاعات در زمينه سوخو در ساخت اين
شركت وجود دارد و اين كارشناسان احتمالا كم‌لطفي كرده‌‌اند
.

در‌واقع
نمي‌دانند آيا موتور آن آمريكايي خواهد بود يا پس از تحريم‌هاي روسيه، قطعات آن
روسي مي‌شود

در آخرين نمايشي كه سوخو در ايران داشت، اين
هواپيمايي اعلام كرد تمام تلاش خود را خواهد كرد تا از قطعاتي در هواپيما استفاده
کند كه نيازي به مجوز اوفك نداشته باشند. شايد عمدتا به سمت استفاده از تجهيزات و
قطعات چندمليتي بروند؛ زيرا اگر قرار باشد با ورژن قبلي به ايران فروخته شود، قطعا
نيازمند مجوز اوفك خواهد بود
.

رمز بلاگ، با اندکی تلخیص و
اضافات بر گرفته از روزنامه شرق، تاریخ انتشار:۸ اردیبهشت۹۷ شماره:
۳۱۳۴، صفحه ۴

راضیه زنگی آبادی- با توجه به این که تب کریمه کنگو در سال گذشته از خرداد ماه شیوع پیدا کرده بود، امسال مرگ زن ۴۶ ساله بافتی به دلیل گزش کنه، خبر از شیوع زودرس این بیماری می دهد.

خرداد ماه سال ۹۶ بود که سخنگوی وزارت بهداشت وضعیت بیماری تب کریمه کنگو را نسبت به سال قبل ،کاهش این بیماری دانست، اما امسال مرگ یک زن ۴۶ ساله بافتی خبر از شیوع این بیماری زودتر از همیشه را داده. ایرج حریر چی اعلام کرده بود که از سال ۷۷ با ظهور اولین مورد تب کریمه کنگو در کشور در زمینه درمان آن تجربه داریم و به خوبی آن را رصد می‌کنیم. آنطور که ایسنا نوشته، وی گفته : «هر سال موارد ابتلا به این بیماری حدود چند ۱۰ نفر است، تمام اطلاعات مورد نیاز در این زمینه وجود دارد و وزارت بهداشت به صورت رایگان بیماران را درمان می‌کند»

محمد مهدی گویا ، رییس مرکز کنترل بیماری‌های واگیر وزارت بهداشت هم در خرداد ماه سال قبل در این خصوص گفته بود این بیماری با وجود درمان دارویی در دسترس و موجود در کشور و همچنین تجویز رایگان برای بیماران، علی رغم درمان تا ۳۰ درصد موارد ممکن است باعث مرگ بیمار شود؛ این طبیعت بیماری است.

روزنامه پیام ما هم در همان سال به نقل از مدیر کل دامپزشکی رمز بلاگشت که  کرمان به استان‌های مرزی نزدیک است ودر معرض خطر شیوع تب کنگو است به گفته این مقام مسئول دام قاچاق اصلی‌ترین عامل شیوع این بیماری است.

چند روز پیش رئیس سازمان دامپزشکی با بیان اینکه تعداد کانون‌های بیماری‌های استراتژیک در سال گذشته در کشور روند نزولی داشته ،خواستار ایجاد یگان حفاظتی یا پلیس قرنطینه شده، رفیعی پور به ایسنا گفته در حوزه کنترل بیماری تب کریمه کنگو نیز سال گذشته بیش از ۵۷ میلیون متر مکعب از کشتارگاه های کشور سمپاشی شد ضمن اینکه بدن بیش از ۱۳ میلیون راس دام نیز مورد سمپاشی قرار گرفت.

حسین رشیدی، مدیرکل دامپزشکی استان کرمان در خصوص نگرانی از شیوع تب کنگو با توجه به فوت یکی از هم استانی ها در شهرستان بافت به ما می گوید که منشأ و ناقل تب کریمه کنگو کنه هایی هستند که متاسفانه نه تنها در استان کرمان بلکه در کل کشور و حتی کشورهای همسایه مثل پاکستان، ترکیه، عراق و … این بیماری وجود دارد.

وی افزود: فعالیت کنه ها با شروع فصل گرما شدت بیشتری پیدا می کند و در واقع آلودگی از طریق چسبیدن این کنه ها به بدن دام و نیش آن ها منتقل می شود. با این حال این بیماری در دام علائمی ندارد و یک دوره گذر و ۷ روزه را سپری می کند که اگر در همین بازه زمانی کشتار دام صورت گیرد، باید در کشتارگاه ها به شدت مراقبت انجام شود و گوشت بلافاصله در دمای زیر صفر نگهداری شود تا اثر آلودگی از بین برود.

رشیدی در خصوص شکل انتقال تب کریمه کنگو به انسان گفت: کنه ها اگر انسان را نیش بزنند باعث انتقال آلودگی خواهند شد؛ مردم به خصوص در روستا با شروع فصل گرما فاصله خود را با دام ها و محل نگهداری آن ها حفظ کنند و توجه زیادی نسبت به عدم قرارگیری در معرض نیش کنه ها داشته باشند. در صورت مشاهده مورد، سریعا دامپزشکی را در جریان قرار دهند تا ما در این خصوص اقدامات لازم را انجام دهیم. در حقیقت دامپزشکی بر اساس اعلام وزارت بهداشت، اقدام به سمپاشی مناطق آلوده می کند.

مدیرکل دامپزشکی استان با تاکید بر اینکه خانواده ها در فصل گرما مراقبت بیشتری داشته باشند و با مشاهده کوچکترین علائم به مراکز بهداشت مراجعه کنند، اظهار داشت: متاسفانه روز چهارشنبه یک خانم بر اثر این بیماری فوت کرد اما اگر به موقع برای مهار بیماری مراجعه می کردند، این اتفاق رخ نمی داد و درمان صورت می گرفت.

وی با اعلام هشدارهای بیشتر در رابطه با پیشگیری از انتقال این بیماری گفت: علاوه بر انجام مراقبت های ویژه، توصیه ما به مردم این است که در صورت مشاهده مورد مشکوک، محل نگهداری دام ها را با استفاده از سمومی که دامپزشکی در اختیارشان قرار می دهد ضد عفونی کنند.

رشیدی در پاسخ به اینکه آیا نگرانی بابت شیوع بیماری در جنوب استان بیشتر است یا خیر، گفت: تب کریمه کنگو فقط معطوف به جنوب یا نقطه خاصی نیست و از سال ۱۹۷۰ در ایران تشخیص داده شد. کنه ها با مهاجرت پرندگان هم به مناطق منتقل می شوند اما در مناطقی که خشکسالی وجود دارد، این بیماری شیوع بیشتری پیدا می کند.

وی با تاکید بر جلوگیری از ورود دام قاچاق به کشور، اظهار کرد: قاچاق دام یکی از مخاطرات جدی در زمینه انتقال کنه ها و در نتیجه تب کریمه کنگو است و مرزبانی باید در این رابطه برخورد کند. ضمن اینکه از خرید و فروش دام های مشکوک هم باید جلوگیری شود. دامپزشکی و نیروی انتظامی در صورت مواجهه با تخلفات برخورد لازم را انجام خواهند داد.

مدیر گروه مبارزه با بیماری های دانشگاه علوم پزشکی کرمان هم به دنبال مرگ زن بافتی گفته است  علائم این بیماری شامل تب، سردرد و درد گردن، درد در ناحیه پشت، خونریزی نقطه ای زیر پوست و خونریزی از لثه، دستگاه گوارش، دستگاه ادراری است.

شفیعی به مهر در خصوص علایم این بیماری در دام گفته این بیماری در دام علائم و نشانه های خاصی ندارد و کنه های سخت با گزش و خونخواری از دام آلوده به بیماری به این ویروس آلوده می شوند و می توانند این ویروس را از طریق تخم خود به نسل بعدی کنه ها نیز انتقال دهند.

شفیعی از دامداران و روستائیان خواست تا با بررسی دام های خود واجرای عملیات کنه کشی و سم پاشی محل نگهداری دام و آغل ها با  نظارت کارشناسان اداره دامپزشکی در خصوص کاهش انتقال بیماری در دام ها اقدام کنند و از خرید دام از افراد ناشناس یا دام های قاچاق خودداری کنند. وی به دامداران توصیه کرده: از جدا کردن کنه از بدن دام و له کردن کنه با دست بشدت پرهیز کنند.وی از مردم خواست: از ذبح و کشتار دام در منزل و سطح معابر خودداری کنند و قصابان نیز هنگام ذبح دام نکات بهداشتی را رعایت و  از وسایل فردی شامل عینک، ماسک، دستکش و پیش بند استفاده کنند و آموزش های پرسنل بهداشتی و کارشناسان دامپزشکی را جدی بگیرند.

به اشتراک بگذارید :

بسم الله الرحمن الرحیم

حجاب مانند نماز و روزه واجب است. طبق آیات ٣١ سوره مبارکه نور و ۵٩ سوره مبارکه احزاب، حجاب از احکام الهی و مانند نماز و روزه واجب است و به دور از افکار آنهایی که خیال می کنند این دستور علماء یا حتی انبیاء و ائمه است؛ بلکه دستور خداست که زن مسلمان مکلف؛ واجب است آن را حفظ کند و منکر آن طبق آیات ۴۴، ۴۵ و ۴٧ سوره مبارکه مائده که می فرماید: إِنَّا أَنزَلْنَا التَّوْرَاهَ فِیهَا هُدًى وَنُورٌ ۚ یَحْکُمُ بِهَا النَّبِیُّونَ الَّذِینَ أَسْلَمُوا لِلَّذِینَ هَادُوا وَالرَّبَّانِیُّونَ وَالْأَحْبَارُ بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِن کِتَابِ اللَّهِ وَکَانُوا عَلَیْهِ شُهَدَاءَ ۚ فَلَا تَخْشَوُا النَّاسَ وَاخْشَوْنِ وَلَا تَشْتَرُوا بِآیَاتِی ثَمَنًاقَلِیلًا ۚ وَمَن لَّمْ یَحْکُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأُولَٰئِکَ هُمُ الْکَافِرُونَ … وَلْیَحْکُمْ أَهْلُ الْإِنجِیلِ بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فِیهِ ۚ وَمَن لَّمْ یَحْکُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأُولَٰئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ – هرکس آنچه را خداوند نازل کرده نپذیرد اینان کافر می باشند.

بنابراین بانوان مسلمان و آنهایی که تحت تاثیر القائات شیاطین، فضای مجازی و یا دستورات دشمنان اسلام برای هنجارشکنی، حجاب خود را برمی دارند و خیال می کنند حجاب؛ دست آورد جمهوری اسلامی است دقت داشته باشند؛ برای مخالفت با آن؛ رمز بلاگ مبارزه نکنید این اشتباهی بزرگ است.

توجه داشته باشیم، کاری را که رضا شاه به دستور انگلیس های پلید خواست انجام دهد و موفق نشد و خود و نسلش بخاطر مخالفت با احکام الهی؛ به زباله تاریخ افتادند و با خفت و خاری از این سرزمین رخت بربستند؛ عبرت بگیریم و تکرار نکنیم و آبروی خود و حق شهدا را از بین نبریم.

اما پدران، اولیاء و خانواده های شما طبق آیه ۶ سوره مبارکه تحریم که میفرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَکُمْ وَأَهْلِیکُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَهُ عَلَیْهَا مَلَائِکَهٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ لَا یَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَیَفْعَلُونَ مَا یُؤْمَرُونَ –
مواظب خود و خانواده خویش باشید که نروید به آتشی که هیزمش آدم و سنگ است؛ مسئولیت دارید که آنها را رمز بلاگ بار آورید.
امید است به مسئولیت خود عمل کنیم

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
سید هاشم بطحائی گلپایگانی

منبع: خبرآنلاین

قطب‌الدین صادقی می‌گوید: طبقه کارگر جایی در تئاتر امروز ما ندارد چون هم هنرمند و هم قشر مرفه نوکیسه‌ای که امروز مخاطب اصلی تئاتر ما شده؛ دنبال تفنن و سرگرمی است نه تماشای مسائل اجتماعی. او این مساله را امری جهانی دانسته و ادامه می‌دهد: آرمان‌گرایی ایدئولوژیک از جهان رخت بر بسته است. در کشورهای دیگر هم خبری از حضور طبقه کارگر در تئاتر نیست برای اینکه همه به طرف بورژوازی می‌روند و این دوره پایان عصر ایدئولوژی است.

رمز بلاگ:قطب‌الدین صادقی می‌گوید: طبقه کارگر جایی در تئاتر
امروز ما ندارد چون هم هنرمند و هم قشر مرفه نوکیسه‌ای که امروز مخاطب اصلی تئاتر ما
شده؛ دنبال تفنن و سرگرمی است نه تماشای مسائل اجتماعی. او این مساله را امری جهانی
دانسته و ادامه می‌دهد: آرمان‌گرایی ایدئولوژیک از جهان رخت بر بسته است. در کشورهای
دیگر هم خبری از حضور طبقه کارگر در تئاتر نیست برای اینکه همه به طرف بورژوازی می‌روند
و این دوره پایان عصر ایدئولوژی است.

طبقه کارگر بخش گسترده‌ای از
جامعه هر کشوری را تشکیل می‌دهد اما آیا کارگران به همان میزان سهمی هم در هنر و به
خصوص در تئاتر دارند؟ تئاترهایی که در ایران مسائل اجتماعی را دستمایه پرداخت نمایشی
خود قرار داده‌اند؛ برای نمایاندن مشکلات و سبک زندگی کارگران چه کرده‌اند؟ اینها سوالاتی
است که از قطب‌الدین صادقی (مدرس دانشگاه و کارگردان تئاتر) پرسیده‌ایم تا به درک روشن‌تری
از تصویر طبقه کارگر در آیینه تئاتر دست پیدا کنیم.

مدت‌هاست شبی نزدیک به صد تئاتر در تهران روی صحنه می‌رود؛
چه بخشی از جریان تئاتر کشور ما به کارگر و موضوعات مرتبط با این گروه اختصاص دارد؟

چنین طبقه‌ای به عنوان تماشاچی نه در تئاتر وجود داشته
و نه تاثیری در تئاترهای کارگری و کم و کیف آن دارد اما درباره پرداخت نمایشی با موضوع
کارگران باید بگویم طبقه کارگر مفهوم سیاسی دارد. اینکه کارگر به‌عنوان یک طبقه سیاسی
مخاطب قرار بگیرد بیشتر کار نهادهایی است که وابسته به تفکر چپ هستند یعنی هم به مطالبات
سندیکایی و هم به مطالبات طبقاتی می‌پردازد و این موضوع البته در تئاتر ما خیلی کم
است. یا در واقع چنین چیزی اصلا وجود ندارد. البته اوایل پیروزی انقلاب اسلامی وجود
داشت اما به سرعت جمع شد برای اینکه نظام جمهوری اسلامی هیچ نزدیکی با تفکر سوسیالیست
ندارد؛ نه در تعریف نه در ساختار و نه در اهداف اقتصادی و سیاسی. بنابراین کارگران
شانس حضور در موضوع‌های تئاتر را نداشتند و کمتر به آنها پرداخته شده است. البته گهگاهی
به‌عنوان مظلوم مورد توجه قرار گرفته‌اند؛ مثلا در آثار اکبر رادی یا دیگران. اما همین
مباحث هم در حد مسائل قلبی و انسانی‌شان مطرح شده نه اینکه به‌عنوان یک طبقه بررسی
شده باشند. ما در این زمینه بسیار فقیر هستیم.

فقری که از آن یاد می‌کنید برمی‌گردد به اینکه ادبیات
نمایشی و نمایشنامه‌هایمان هم در این زمینه کم‌کار بوده‌اند؟

نه، در دهه ۴۰ و حتی دهه ۵۰ (چه پیش و چه پس از پیروزی
انقلاب) هم بوده اما از دهه ۶۰ به بعد با مسائل جنگ و به خصوص بعد از دوره اصلاحات
وجه غالب تئاتر ما تولید نمایشنامه‌های توام با تفنن برای پولدارهای بی‌مساله شد. امروز
به هر کدام از سالن‌های تئاتر که سر بزنید، آثاری را می‌بینید که آتراکسیون هستند؛
یعنی پر از رقص و آواز و شوخی‌های عمدتا جنسی و فقط برای اینکه تماشاگر بخندد؛ آن تماشاگری
که از قشر پولدار و نوکیسه‌ای است که منتقد اوضاع فعلی نیست بلکه این شرایط به سود
اوست و به او امکانات و رفاه و مقام داده است. در نتیجه این تماشاگر می‌آید و سطح تفنن
و سرگرم‌کنندگی تئاتر را تقویت می‌کند. درواقع هم تولیدکنندگان تئاتر ما برای اینکه
پول دربیاورند به فکر تفنن هستند و هم افراد مرفه جامعه دنبال سرگرم‌شدن هستند و در
نتیجه کارگر و مشکلات او هیچ جایی در تئاتر امروز ما ندارد. یعنی مخاطب ندارند چون
مردم حوصله این مسائل را ندارند.

فکر می‌کنید کدامیک زمینه‌ساز رشد دیگری بوده؟ اینکه
مخاطب حوصله دیدن تئاتری با مسائل اجتماعی و کارگری ندارد یا اینکه هنرمند از این قضیه
دور شده است؟

جامعه عوض شده. جامعه یک بورژوازی تولید کرده و یک قشر
نوکیسه پولدار به وجود آمده است؛ به خصوص بعد از اصلاحات و دوره اوجش الان است. این
قشر پول را برای تفریح و تفنن و سرگرم‌شدن خرج می‌کند نه برای مسائل انتقادی و سیاسی
و اجتماعی. مگر هنرمند ما فرشته است؟ او هم جزو همین جامعه است؛ نه زیاد کتاب می‌خواند،
نه متفکر است و نه تحصیلات عالی دارد. تمام تلاشش این است که زودتر وارد این تئاتر
تجاری مزخرف شود. بنابراین اغلب کارها بی‌محتوا، بی‌سروته، گنگ و در فاصله ۱۰۰ کیلومتری
از جامعه و اقتصاد ایران هستند. یک چیز تقلبی جعلی است؛ چه به شکل این کمدی‌های جلف
و سبک و چه به شکل کارهای قرتی شبه‌خارجی همه به دنبال تفنن هستند. به‌صورت پراکنده
آثاری هستند که کارشان جدی است و همچنان به آن تعریف اجتماعی و فرهنگی تئاتر معتقدند
و می‌خواهند کار فرهنگی و هنری کنند اما خیلی کم‌اند.

فکر می‌کنید دلیل عدم پرداخت به طبقه کارگر فقط به همین
وجه تمایل به سرگرمی خلاصه می‌شود؟

نه، اگر هم بخواهند به طبقه کارگر بپردازند بلافاصله
اداره سانسور به آنها گیر می‌دهد. حتی آثار «برشت» که در راستای این ایدئولوژی است
و چند کار در سال‌های گذشته مجوز گرفته و از آن اجرا شده و من دیده‌ام تمامش تبدیل
به جفنگیات شده بود. اصلا برشت را از جوهر خودش خالی کرده‌اند.

نمونه‌های خارجی چطور؟

به‌طورکلی آرمان‌گرایی ایدئولوژیک از جهان رخت بر بسته
است. یک زمانی، یعنی بعد از سقوط جناح راست و فاشیست‌های اروپا که گرایش‌های چپ بسیار
وسیع شد، نویسندگان و کارگردانان بزرگی پا به عرصه حیات اجتماعی گذاشتند و سبک‌های
فوق‌العاده‌ای به وجود آمد ولی به مرور همه اینها فروکش کرد. در کشورهای دیگر هم خبری
از حضور طبقه کارگر در تئاتر نیست برای اینکه همه به طرف بورژوازی می‌روند و این دوره
پایان عصر ایدئولوژی است. جنگ جهانی دوم به مرور ثابت کرد ایدئولوژی‌های بزرگ مزخرف‌اند
و اسطوره‌هایی مثل استالین، هیتلر و موسلینی چقدر تقلبی هستند و حالا همه به سمت یک
رفاه نسبی روی آورده‌اند. هرچند اروپا در یک زمینه‌هایی، دیگر انقلاب را از طبقه کارگر
گرفته است. الان یک کارگر اروپایی از یک مهندس جهان سوم خوشبخت‌تر است. انقلاب کند
که چه به دست بیاورد؟ مفهوم انقلاب طبقاتی چپ سقوط کرده است. اصلا ایدئولوژی‌های بزرگ
سقوط کرده است. درحالی‌که در پرتو آرمان‌گرایی سیاسی است که این نوع آثار تولید می‌شود.
دیگر کسی مثل برشت به وجود نمی‌آید که بخواهد با تئاتر انقلاب کند و به یاری طبقه کارگر
و با اتکا به ایدئولوژی و زحمت او بیاید. حالا آثاری را بیشتر می‌بینیم که انتقادی‌اند
اما بیشتر نمایش‌هایی که نوشته می‌شود در حوزه بحران‌های عاطفی و روابط زوجین است یا
فوقش روایت ناکوکی‌های فرد است با جامعه. اما انقلاب و رنج‌های طبقه کارگر و ایدئولوژی‌های
آنچنانی در تئاتر دیگر تمام شده و نیست.

در همان دوره‌ای که چنین آثاری در جهان نوشته و اجرا
می‌شد مثلا همان برشت که از آن یاد کردید، مخاطب این آثار خودِ کارگران هم بودند؟

بله، تشکیلاتی به وجود آورده بودند که با طبقه کارگر
در ارتباط باشد. مثلا در فرانسه از طریق سیستم دسنترالیزاسیون این کار را می‌کردند
که همان سیاست عدم تمرکز و بردن تئاتر به تمام نقاط فرانسه بود. ازجمله در تمام حومه‌های
کارگری پاریس تئاتر اجرا می‌شد و کارگردانان بزرگ و گروه‌های خوب به آنجا می‌رفتند
تا تئاتر را بین توده‌های مردم و طبقه کارگر رونق و گسترش دهند و خیلی هم موفق شدند
و مخاطبان زیادی داشتند. اما دوباره همه‌شان به مرور رنگ باختند و موضوعاتشان را عوض
کردند. دیگر آن شور انقلابی و ایدئولوژی طبقه کارگر از تئاتر رخت بر بربسته است و وجود
ندارد. آرمان‌گرایی انقلابی دیگر نیست.

چه چیزی به این مساله دامن می‌زند؟

تنها چیزی که امروز رونق دارد آثار خنده‌دار، ملودرام‌های
سطحی و وقایع خانوادگی است. کشمکش‌ها را در درام از بُعد ایدئولوژی خارج کردند و فقط
سرگرم می‌کنند و هرقدر بی‌محتواتر بهتر. پرچمدار اینها هم تلویزیون است. در تمام دنیا
کار تلویزیون عوام‌پروری و عوام‌زدگی است. فرهنگ را تا حد یک سرگرمی دم دست و دورهمی‌های
مزخرف و حرف‌های بی‌سروته و گفت‌وگوهای بی‌خاصیت که ذره‌ای نه به دانش شما اضافه می‌کند
و نه عواطف‌تان را گسترش می‌دهد و نه آگاهی ایجاد می‌کند، تقلیل داده. تنها هدف این
برنامه‌های بی‌خاصیت و سرگرم‌کننده وقت‌کُشی است که اینها کتاب نخوانند و مسائل جدی
را دنبال نکند.

معتقدید در ایران هم همین رویه در حال گسترش است؟

بله، منتها ما ادای خارجی‌ها را درمی‌آوریم اما با درجه
۱۸؛ یعنی خیلی زمخت‌تر و دست‌وپاچلفتی‌تر. ما از روی آنها کپی می‌‌کنیم. برنامه‌سازان
ما خلاقیت ندارند، فوقش یک پیام ایدئولوژیک از یک نهاد و تشکیلات خاص را در قصه می‌گنجانند
که غیرمستقیم یک پیام سیاسی هم تبلیغ شود اما چیز دیگری ندارند.

پیش‌تر به مساله سانسور به‌عنوان یکی از موارد بازدارنده
در پرداخت به مسائل طبقه کارگر در تئاتر اشاره کردید؛ باتوجه به اینکه در چند وقت اخیر
کارگران ما کنش‌مندتر شده‌اند و اعتراض‌هایشان حتی واکنش نهادها و مسوولان سیاسی و
رسانه‌های رسمی‌مان را هم در پی داشته‌اند، به‌نظر می‌رسد این موضوع تا حدی از دایره
سانسور باید دور شده باشد. با این گشایش نسبی فکر می‌کنید مسائل کارگران جایی در تئاتر
ما پیدا می‌کنند؟

این واکنش‌ها رخ می‌دهد چون زیر فشار هستند. چندی پیش
برای فیلمبرداری به کارخانه ارج رفته بودیم که زمانی با ۱۲ هزار کارگر بزرگترین کارخانه
ایران بود اما اکنون پرنده هم در آن پر نمی‌زند و تمام کارخانه تبدیل به یک ویرانه
شده است. همه را اخراج کرده‌اند و امیدی به احیای‌اش نیست. پس این واکنش‌ها طبیعی است
چون کارگران زیر فشار هستند و می‌آیند بیرون و اعتراض می‌کنند. کسی برای آنها تولید
نمی‌کند؛ نه خودشان می‌آیند به تماشای تئاتر و نه طبقه متوسط رو به بالا می‌آید در
تئاتر تا مسائل آنها را پیگیری کند. تولید فرهنگی- هنری وجود ندارد. مساله کارگران
در حد تظاهرات و اعتراضات به‌عنوان یک واقعیت روزمره هست اما تبدیل به امر فرهنگی نشده
است.

علاوه بر غیبت مسائل کارگران در تئاتر امروز ما که به
آن اشاره کردید، ممکن است گران‌تر بودن بلیت تئاتر نسبت به سایر محصولات فرهنگی همچون
کتاب و سینما، هم در حذفش از سبد فرهنگی یک خاناوده طبقه کارگر بی‌تاثیر نباشد. به‌نظر
شما برای مطرح کردن این مسائل می‌توان سراغ تئاتر خیابانی رفت که رایگان و در دسترس
طیف وسیع‌تری از مخاطبان قرار دارد؟

بله، تئاترهای خیابانی و محیطی ارتباط بی‌واسطه با مردم
برقرار می‌کنند و کسانی که هرگز در عمرشان، (نه قبل و نه حتی بعدش) پایشان را به تئاتر
نمی‌گذارند آنجا با تئاتر روبرو می‌شوند اما تئاتر خیابانی در حد انتقادات کلی بحث
می‌کند. من به ندرت دیده‌ام به مساله کارگر بپردازد. درحالی‌که جا دارد این کار را
بکند. به نظر من، بهترین محل برای پرداختن به مساله قشر کارگر همان تئاتر خیابانی است.
اما اغلب بچه‌هایی که در این حوزه کار می‌کنند و آن کسانی که متن‌هایشان را تصحیح می‌کنند،
دوست ندارند به آن طرف گرایش پیدا کنند. بیشتر تئاترهای خیابانی در حد مسائل خانوادگی،
دعوای زن و شوهری، دعوای کارمند با اداره‌اش و به‌طورکلی انتقادات نرم طبقه متوسط است
تا مشکلات طبقه کارگر.

در طول این سال‌ها تئاترهایی هم اجرا شده که به مساله
کارگر پرداخته. مثلا یکی از نمونه‌های اخیر که به‌صورت مصداقی این مساله را محور قصه
خود کرد، «قندخون» بود. فکر می‌کنید همین جسته گریخته بودن پرداختن به مشکلات کارگری،
باعث شده این دست از تئاترها نمود زیادی در کلیت تئاتر ما نداشته باشند؟

من «قند خون» را دیدم و کار خوبی هم بود اما مساله این
است که این نوع تئاترها حامی و تشکیلاتی ندارد و حاصل تلاش‌های فردی است. قشر جوان
و طبقه متوسطی که به تئاتر می‌آید آنقدر درگیر بحران مالی، تحصیل و آینده خودش است
که اصلا به طبقه کارگر فکر نمی‌کند. حزب، نهاد و سندیکایی هم نیست که از اینها حمایت
کند. در نتیجه آنچه با موضوع مشکلات کارگر اجرا می‌شود تلاش‌های فردی این بچه‌هاست.
از سویی، آنقدر این تئاتر انتقادهای کلی می‌کند که کسی نمی‌فهمد این بحران قند برای
چیست؟ برای این است که یکی از همین سرمایه‌دارها پنج برابر شکر مورد نیاز سالانه را
وارد کرد تا سود کلانی به جیب بزند و کارخانه‌های ما را ورشکست کرد. اما یک کلمه از
این موضوع را در تئاتر نگفتند برای اینکه کارگردانش نمی‌توانست بگوید؛ اگر می‌گفتند
سانسور می‌آمد می‌گفت برش دارید. آنقدر کلی و گنگ این مشکلات را می‌گویند که معلوم
نیست چه اتفاقی افتاده و این چرا نوشته شده است. درحالی‌که برخی از مطالبات جدی جامعه
ما که بسیار هم اساسی است مربوط به طبقه کارگر است؛ در کارخانه‌ها در مزارع در کارگاه‌ها.
خانواده‌هایشان مظلومند. بعضی از اینها را من می‌شناسم که دو شیفت کار می‌کنند. اصلا
زندگی نمی‌کنند، اصلا وقت اضافه ندارند کتاب بخوانند، فیلم ببینند یا به تئاتر بروند.
اینها قربانی کار زیاد و نبود زمان کافی برای خودشکوفایی است برای اینکه به تربیت فکری
و ذهنی و عاطفی خودشان برسند. اینها قربانی فقر مالی‌شان هستند. این طبقه هیچ حامی
ندارند. دستگاه‌های حامی دولت هم همان سیاست را پیگیری می‌کنند. این جامعه کارگرگرا
و دولت کارگردوست نیست.

فکر می‌کنید تبعات دوری کارگران از کتاب و تئاتر و هنر
چیست؟

فقر فرهنگی بیشتر؛ این دوری از آنها موجوداتی می‌سازد
که مثل برده فقط باید کار کنند تا زنده بمانند. هیچ دانش بیشتر، تحلیل بیشتر و توسعه
انسانی بیشتری را تجربه نمی‌کنند تا بتوانند کاری کنند. این روند هم معمولا به خشونت
منجر می‌شود. اما اگر با فرهنگ توام شود ممکن است به یک راه‌حل سیاسی ختم شود اما الان
با این روش، نتیجه‌اش یک خشونت اجتماعی بزرگ است که فقر، فحشا، اعتیاد، دزدی و جنایت
را می‌آورد و انفجارهای بزرگ اجتماعی را به دنبال دارد که بسیار هم خطرناک هستند.

رمز بلاگ، با اندکی تلخیص و اضافات برگرفته از خبرگزاری
ایلنا، تاریخ انتشار۶اردبیهشت ۹۷، کد خبر:
۶۱۶۴۹۰ ،www.ilnanews.com

یازدهمین جشنواره موسیقی نواحی ایران در ۱۱ اردیبهشت در کرمان آغاز می‌شود

یازدهمین جشنواره موسیقی نواحی در حالی از ۱۱ اردیبهشت در کرمان آغاز می‌شود که یکی از گروه‌های موسیقی نواحی اعلام کرده حضور در این جشنواره برایش به صرفه نیست و ترجیح می‌دهد در عروسی به اجرا بپردازد.

گروه موسیقی ائل سون که به گفته اصغر راشدی، سرپرست این گروه، تاکنون در آذربایجان شرقی در چهار جشنواره دارای مقام شده، برای جشنواره موسیقی نواحی ایران به کرمان نمی‌آید.

او به یکی از خبرنگاران حوزه موسیقی که از او می‌پرسد چرا به جشنواره موسیقی نواحی نمی‌آیید، اینطور پاسخ داده:

از دهم تا ۱۹ اردیبهشت هر روز عروسی دارم. در هر عروسی شبی ۴ میلیون پول دستمان می‌آید. عروسی را ول کنیم بیاییم آنجا؟

راشدی گفته برای حضور در جشنواره موسیقی نواحی ایران هیچ هزینه‌ای به جز بلیت رفت و برگشت با قطار به ما نمی‌دهند.

در فراخوان جشنواره موسیقی نواحی ایران آمده که

 کمک هزینه ی مربوط به ایاب و ذهاب بین/برون شهری، بر اساس نرخ رسمی کرایه اتوبوس یا قطار، پرداخت می‌شود و نیز اقامت و پذیرایی و ایاب و ذهاب درون شهری راه یافتگان به مرحله نهایی جشنواره، به عهده ستاد جشنواره است.

در این فراخوان در بخش جوایز آمده که افراد و گروه‌ها به صورت برگزیده و بدون رتبه‌بندی، با توجه به ویژگی‌های خاص اجرایی هر منطقه، توسط هیات داوران انتخاب و معرفی می‌شوند. به نفرات منتخب جشنواره، علاوه بر لوح تقدیر، یک و نیم سکه بهار آزادی اعطا خواهد شد. به تمامی شرکت‌کنندگان در جشنواره، گواهی شرکت اعطا خواهد شد.

به اشتراک بگذارید :

به گزارش رمز بلاگ،  روایت شری جعفری همان داستان قدیمی مسلمانی ماست که فاصله عمیق رفتار مسلمانی با مسلمان نامی یا شناسنامه ای را نشان می دهد. ناهنجاری که شاید برای ما عادی شده باشد ولی تازه مسلمانانی که با مطالعه اسلام با ما برخورد می کنند با مواجهه با این دوگانگی متحیر و آزرده خاطر می شوند.

 

 چرا مسلمان شدم؟
_سلام. لطفا خودتون رو معرفی کنید
_شِری جعفری هستم و یک آمریکایی. در ایالت کالیفرنیا به دنیا آمدم اما بیشتر عمرم رو در ایالت یوتا بودم. در شهرهای سالک لیک سیتی و سنت جرج ایالت یوتا و بعد به شهر دنور در ایالت کلرادو آمدم. در ایران هم زندگی کرده ام. به مدت هشت و نیم سال و این ۱۳_۱۴سال اخیر را برگشتم به کلرادو.
_چه مدت هست که مسلمانید؟
_الان تقریبا ۷یا ۸ سال میشه که مسلمان هستم.
_منظورتون این هست که هفت سال هست به دستورات اسلام عمل میکنید یا نه؟
_بله.  هفت سال به دستورات اسلام عمل میکنم ولی قبل از آن هم اسلام رو قبول داشتم. من در اصل از زمانی که با همسرم آشنا شدم، مسلمان شدم. با هم رفت و آمد داشتیم، درباره اسلام حرف میزدیم. برای من خیلی جذاب بود. احساس خیلی خوبی در مورد دین اسلام و چیزهای دیگه ای که همسرم به من میگفت، داشتم
_چطور و چه زمانی ازدواج کردید؟
_سال ۱۹۷۹میلادی
_پس همان زمانی که انقلاب در ایران اتفاق افتاد ازدواج کردید
_بله تقریبا ۳۹ سال پیش
_قبل از ۷سال چکار میکردید؟ خودتون را مسلمان میدانستید؟
_بله ولی بهش عمل نمی کردم و اگر مردم می پرسیدند بهشون نمیگفتم که مسلمان هستم. اکثر کسانی که در اطرافم بودند در این مورد چیزی نمی پرسیدند
_به نظر شما تفاوت اسلام و مسیحیت در چیست؟
_به نظر من اسلام بسیار کاملتر(جامع تر) هست. خیلی چیزها در مسیحیت وجود دارد که سبب این سوال برای انسان میشود که آیا این یک عقیده به حساب می آید؟!
_میشه لطفا مثال بزنید
_به طور مثال میگویند حضرت مسیح خدا هست. باور خدا بودن حضرت مسیح برای من سخت است و اینکه حضرت عیسی به خاطر گناهان ما قربانی شده است چطور همچین چیزی ممکن است؟! در واقع، وقتی ما برای گناهان خود مسئول هستیم. آنها میگویند خدا (مسیح) به خاطر گناهان ما کشته شده است تا ما گناه کنیم و هر کاری دلمان میخواهد انجام دهیم. قرار هم نیست مجازات بشویم! منطقی نیست و چنین عقیده ای را قبول نمیکنم…

-بعد از مسلمان شدن با چه مشکلاتی رو به رو شدید؟
-وقتی مسلمان شدم مشکلات خیلی کمی داشتم. پدر و مادرم ما را بدون ایمان به یک دین بزرگ کردند. خدا را باور داشتم ولی اهل کلیسا رفتن و کارهایی از این قبیل نبودیم. یکی از دلایلش هم این بود که وقتی پدر و مادرم در سن جوانی ازدواج کردند به آنها گفته شده بود، اگر یکشنبه ها به کلیسا نروند، وارد جهنم خواهند شد. پدر و مادرم هم می گفتند اگر به این دلایل میفرستنمون جهنم، مشکلی با جهنم رفتن نداریم!
والدینم بسیار بخشنده بودند به (الرحمن بودن) خداوند اعتقاد داشتند و پدرم از حال دل خودش با خبر بود، به همین دلیل ما حداوند را باور داشتیم ولی به کلیسا نمیرفتیم.
بعد که بزرگتر شدم با برادرها و خواهرم به کلیسا رفتیم. مجدداً به ما گفتند چون پدر و مادر شما به کلیسا نمی آیند می روند به جهنم. ما هم که نمیتوانستیم بدون پدر و مادرمان در بهشت زندگی کنیم دیگر به کلیسا نرفتیم!
و این پایانی شد بر کلیسا رفتن ما. بعد هم به شهر سالت لیک سیتی در ایالت یوتا نقل مکان کردیم. من آنجا رفتن به کلیسای مورمون ها را بهمراه دوستانم شروع کردم. (مورمونیسم:جنبش قدیسان آخر الزمان مسیحیت). آن زمان یکم سنم بیشتر شده بود.
مورمون ها هوای مردم خودشون را خیلی دارند. مذهبشان به اسلام خیلی نزدیک است. منظورم نوع حمایتشان از مردم جامعه است و اینکه به روش فلّه ای افراد را گزینش و انتخاب نمیکنند، مراقب هم هستند، سر میزنند به خانه ات که مطمئن شوند حالت خوب است. حتی اگر مورمون هم نباشی سوای اعتقاداتت می آیند و به تو سر میزنند و جویای احوالت می شوند. مواظب هستند گرسنه و… نمانی، همان کارهایی که ما باید در اسلام انجام دهیم.
همانطور که گفتم و شما هم متوجه شدید، مشکلاتی که با آن روبه رو شدم خیلی کم بودند. وقتی شروع به پوشیدن حجاب کردم، در مواجهه با مردم به مشکلاتی بر نخوردم. هیچ صحبت بی ادبانه یا نگاه خصومت آمیز یا هیچ چیز دیگه ای پیش نیامد. در کل تجربه خوبی موقع محجبه شدن داشتم. این تجربه در کلرادو بود حتی وقتی به یوتا و کالیفرنیا و حتی جاهای دیگر رفتم با هیچ مشکلی روبه رو نشدم. مثلا وقتی رفتم آریزونا ملاقات پدرم، برای خرید که به فروشگاه رفتم، چون دیدند یک نفر در هوای ۳۰ و چند درجه روسری سرش کرده، تعجب کردند. نگاه کردن هم داشت. حرف و حدیثی نزدند یعنی من که نشنیدم چیزی بگویند یا مثلا رفتار بد یا برانداز و این قبیل کارها را نمی کردند. فکر میکنم این مسائل به خود آدم مربوط میشود اگر انتظار بدی داشته باشی بد میبینی

مقایسه زندگی ایران و آمریکا

-شما چند وقت ایران بودید؟ تجربه نظرتون در مورد زندگی در ایران چی بود؟
من هشت سال و نیم در ایران زندگی کردم و دوباره پارسال هم برای شش ماه برگشتم اونجا (ایران). در اون هشت سالی که در ایران بودم جو خانوادگی که شما در ایران دارید را دوست داشتم و احساس می کردم در خونه خودم هستم. تجربه من از بیرون از خانه این بود که همه مردم ایران خیلی مهربان و مودب هستند. ولی اینبار که رفتم ایران تنها چیزی که دوست نداشتم این بود…
ببینید اینجا در آمریکا همه چیز راحته، انجام دادنش خیلی آسون هست ولی در ایران سخته، همه چیز! مثلا وقتی میخوای بری خرید و فروشگاه (الان یکم بهتر شده) خیلی سخته! من تجربه خوبی در مورد تاکسی ها نداشتم. همین تاکسی هایی که در خیابان میگیریم خیلی بد بود. بهمین دلیل دلم برای راحتی زندگی در آمریکا تنگ شده بود. می خواستم رانندگی کنم ولی نمیشد چون کسی به من راه نمی داد که برم. مردم موقع رانندگی ملاحظه هم را نمی کنند و این هنوز هم تعییر نکرده است. چیز دیگه ای که ایندفعه مثل قبل به چشمم اومد این بود که این روز ها فروشگاه ها بیشتر و بزرگتر شدند برای خرید راحتتر ولی مردم تغییر زیادی نکردند و من حس میکنم که مردم ایران لازم هست که در این مورد تعییر کنند. من میدونم که زندگی در ایران در مقایسه با آمریکا از نظر امکانات و راحتی زندگی، خیلی سخته ولی شما نباید آمریکایی باشید. آمریکا اون چیزی نیست که شما فکر می کنید. همه زندگی در آمریکا صرف این میشود که مخارجش رو تامین کنید. تعطیلات اسلامی ندارید.

-منظورتون این هست که همه زندگی آدم صرف کار کردن برای تهیه مخارجش میشه؟
-بله بله! در آمریکا شما مالک چیزی نیستید. هر چیزی که می خرید دارید قسطش رو پرداخت می کنید. بنابراین دارید کار می کنید که قسط هاش رو بپردازید و مالک چیزی هم نیستید. در ایران مردم مالک چیزی میشوند که می خرند چون مردم هم نقد و هم اقساط پرداخت می کنند و مردم ایران نمی دانند که این چقدر خوبه!
-پس شما می فرمایید که در آمریکا حتی اگر کار هم داشته باشید باز همچنان نگرانی هایی را برای پرداخت قبوضش دارید ولی در ایران میدونید که اگر کار داشته باشید می توانید مالک یک زندگی حداقلی باشید؟

-بله
تفاوت دیگر این هست که شما در ایران هر موقع بخواهید می توانید نماز بخوانید. مثلا سر کار به شما فرصت برای نماز خواندن می دهند ولی در آمریکا شما این امکان را ندارید.
مگر اینکه برای یک برادر یا خواهر مسلمان کار کنید. مجبور هستید بمانید تا بروید خانه و نماز بخوانید. همین چیزهای خیلی ساده که در ایران لازم نیست نگرانش باشید. بنابراین از نظر من زندگی در ایران بهتر از امریکا هست ولی مردم ایران برعکس فکر می کنند چون هیچوقت اینجا نبودند و در این مورد بی تجربه هستند. وقتی که ما رفته بودیم به سیاتل، یک آقای ایرانی را دیدم که در رستوران کار میکرد و میگفت من آمده بودم آمریکا زندگی رویایی داشته باشم ولی تا الان حسابی بدهکار شدم و نمی توانم از پس آن بربیایم و می خواهم بر گردم به ایران.
بله اگر شما بخواهید با ایمان باشید اینجا برای زندگی کردن خیلی سخته.

ما باید بدونیم خدا کمکمون می کنه. تنها برنامه ای که اینجا هست همین برنامه نماز هست که اینجا می خوانیم فقط همین!
ما هر روز نمازمان را میخوانیم ولی این کافی نیست. هیچ برنامه ای در مورد اسلام نیست، تلوزیون برنامه ای ندارد، قران پخش نمیکند… اون فضای معنوی که در ایران هست اینجا وجود ندارد.

ادعای مسلمانی ورفتارهای غیراسلامی

– شما بعضی از مزایای ایران را ذکر کردید. نظرتون در مورد چیزهایی که درایران باید بهبود پیدا کنه چیست؟
اجازه بدید طور دیگری بپرسم، شما گفتید حدود چهل سال مسلمان اسمی بودید ولی مذهبی نبودید. وقتی بعد از چند سال رفتید ایران، تجربه اسلامی شدن شما چطور بود؟

– مسلمان بودن در ایران خیلی آسان تر هست. البته من در آمریکا به هیچ وجه، مشکلی برای پوشیدن حجاب و امثال اون نداشتم و هیچ وقت هم به من بی احترامی نشد و مردم حرف بدی به من نزدند. بنابراین تجربه من از مسلمانی در آمریکا خوب بود ولی حس میکنم تجربه مسلمانی در ایران خیلی معنوی تر هست. وقتی در ایران هستم احساس میکنم انگیزه دارم؛ افراد زیادی در اطرافم هستند که از اونها میتونم نصیحت و کمک بگیرم مثلا بهت یاد می دهند که چطور نماز بخوانی. این معنویت را درونت حس میکنی و بهت کمک می کنند این حس رشد پیدا کند.

-رفتار مردم ایران باشما چطور بود و چقدر روی باورهای اسلامی و مسلمان شدن شما تاثیر گذاشتند؟

-وقتی من به ایران رفتم، رفتار مردم ایران با چیزی که همسرم می گفت خیلی فرق داشت
مثلا اینکه نباید پشت سر مردم حرف بزنم یا غیبت کنم و خیلی چیزهای شبیه به اون
ولی در رفتار بغضی ها چنین چیزی ندیدم.
یکی از اولین تجربیاتم در ایران این بود که وقتی با همسرم برای خرید نان به بیرون از خانه رفتیم و در صف خرید ایستادیم، جلوی چشم ما بعضی ها نوبت رو رعایت نمی کردند.
اونها داشتند حق ما را ضایع میکردند در حالیکه در اسلام اجازه نداریم حقوق دیگران را ضایع کنیم؛ یا اینکه می دیدم مردم در صحبتهاشون یا تلفنی غیبت همدیگر را میکردند، در مورد چیزهای بی معنی صحبت می کردند؛ در مورد اینکه مثلا فلانی چی پوشیده یا باید چی می پوشید و خیلی چیزهای بچگانه شبیه به این.
یکی دیگر از تجربیات من در ایران کلاس قران به زبان انگلیسی بود که خانواده همسرم برای من امکانش رو فراهم کردند. من رفتم به کلاس و اولین چیزی که اتفاق افتاد معرفی و آشنایی با هم بود. نوبت به معرفی من رسید،من گفتم اسمم شری هست. اونها سریع گفتند: اوه! شما باید اسمت رو عوض کنی و یک اسم اسلامی بگذاری و من گفتم چرا؟!
در اسلام بنا بر این هست که شما به پدر و مادر خود احترام بگذارید چه مسلمان باشند چه مسیحی یا هر چیز دیگری. اسم من را پدر و مادرم انتخاب کردند و تغییر آن، بی احترامی به اونهاست.

-پس فکر می کنید اینگونه رفتارها، ممکن انگیزه شما برای مسلمانی را کم کند؟

-بله! من دوست دارم فکر کنم اینها مردم هستند و نه خود دین و اینها دینی رفتار نمی کنند و واقعیت رفتار اسلامی این نیست.
اینگونه رفتار ها از حقیقت دین اسلام به دور هست

بازگشت به آمریکا

ایندفعه که رفتم ایران، در مورد اسلام، چیزهای بیشتری میدونستم و بهشون گفتم درستش این هست و اسلام این را می گوید.

به عنوان مثال، وقتی داشتم باکسی، در مورد پسرم و سن ازدواجش و اینکه ازدواج کند یا نه صحبت می کردیم، اون آقا گفت: پسرت خیلی بچه هست، پسر من بیست و پنج سالش هست و آن آقا می گفت خیلی بچه است!
من گفتم چنین چیزی درست نیست. اسلام می گوید زود ازدواج کنید، خداوند به شما کمک می کند و این حرف که آماده نیستی برای ازدواج کاملا اشتباه است. این باور که اون بچه هست، نمیدونم از کجا میاد ولی اساساً اسلامی نیست. چون خدواند قول داده، اگر زود ازدواج کنید خودش کمکتون می کند.

-منظور شما این هست که بعضی ها ادعا می کنند که مسلمان هستند ولی به خدا توکل ندارند؟ به کمک خدا برای حل مشکلات بعد ازدواج،این خوب نیست که ادعا می کنند اعتقاد دارند ولی به اون اعتقادات عمل نمی کنند.
-بله! جالب این هست که این حرف ها را به بقیه هم می گویند و اطلاعات غلط می دهند.
شاید اگر فقط برای خودشون اینطور فک می کردند ایرادی نداشته باشد و نظرات شخصی را برای خودشون نگه می داشتند
بر عکس این مطلب، در آمریکا صدق می کند، به بقیه نمی گوییم شما باید اینطور رفتار کنید. بگذاریم هرکس هر طوری که دوست دارد فکر کند و به بقیه نگوییم این کار رو انجام بده یا نده، این کار شما درست هست یاغلط.

ببینید شما این حق دارید که نظرشخصی خودتون را داشته باشید و من هم نظر خودم را؛ ولی ما داریم در مورد اسلام صحبت می کنیم و وقتی شما به کسی اطلاعات نادرست می دهید، گناه هست.
منظورم این است که از طرف اسلام نظرات و اطلاعات شخصی و نادرست به کسی ندهیم. این برخورد باعث دلسردی ام از مردم ایران شد. اون هشت سال و نیمی که در ایران بودم، از این رفتارها خیلی دیدم و آخرش گفتم اگر این اسلام هست، من نمی خواهم مسلمان شوم. بعد برگشتم به آمریکا و برای سه چهار سالی اینجا زندگی کردم. در آمریکا متوجه شدم که این مردم بودند که اشتباه می کردند و اسلام، دین خیلی خوبی هست. ولی شما باید قبل از پذیرش دین، اطلاعات بیشتری از دین داشته باشید.

من فکر می کردم اگر به ایران بروم می تونم بیشتر در مورد اسلام باد بگیرم.
اون زمان مطالب زیادی در مورد اسلام به انگلیسی وجود نداشت. فقط یک ترجمه قران بود. اینترنت بود ولی در ایران دسترسی آسانی بهش نبود. بنابراین چیز زیادی وجود نداشت که من یاد بگیرم. خواندن قرانی که خوب ترجمه نشده بود، اصلا کمکی به من نمی کرد. بنابراین بعد چهار پنج سال از برگشتم به ایران، اینجا در آمریکا ماندم و فهمیدم که من واقعا مسلمان بودم و هنوز هم میخواهم مسلمان و دیندار باشم. اینطور شد که دیگر حجاب پوشیدم و از آن به بعد تا الان محجبه هستم.

-الان چه فکری می کنید، به نظرتون راه درستی طی می کنید که مسلمان هستید؟

-اوه بله قطعا!
من فکر میکنم مسلمان بودن تنهاترین راه هست
چیزی که من ایندفعه در ایران فهمیدم و این را به مرور زمان و بعد از فکر کردن زیاد، بهش رسیدم این بود که وقتی مردم را به چیزی مجبور کنید، آدم ها به طور غریزی آن را پس می زنند.

رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران، دیروز با آمارهایش خیلی‌ها را ترساند. آمارهایی که یک سرشان به خانواده‌ها می‌رسید؛ به همه زوج‌های پیر و جوانی که یک روز پای سفره عقد، قرار یک زندگی همیشگی را گذاشتند و حالا در هر ساعت ۲۰ نفرشان رفیق نیمه راه شده‌اند و راه‌شان از هم جدا شده است.

رمز بلاگ:رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران، دیروز با آمارهایش
خیلی‌ها را ترساند. آمارهایی که یک سرشان به خانواده‌ها می‌رسید؛ به همه زوج‌های پیر
و جوانی که یک روز پای سفره عقد، قرار یک زندگی همیشگی را گذاشتند و حالا در هر ساعت
۲۰ نفرشان رفیق نیمه راه شده‌اند و راه‌شان از هم جدا شده است.

حسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاری
اجتماعی ایران گفت این آمار سال ۹۰، به ازای هر ساعت، ۱۶ طلاق بوده و حالا به عدد
۲۰ رسیده است.

موسوی چلک در ادامه از ثبت ۱۷۴ هزار و ۹۹۷ فقره طلاق
در سال ۹۶ هم خبر داد؛ آماری که وقتی آن را بین ۳۶۵ روز سال تقسیم کردیم، سهم هر روز
از سال گذشته کشورمان ۴۷۹ طلاق شد و هر ساعتش همان‌طور که چلک گفته بود ۲۰ طلاق.

آماری که به گفته این کارشناس نشان می‌داد با وجود همه
اقدامات انجام شده و همکاری‌های بین بخشی، همچنان باید نگران این آسیب اجتماعی اتفاق
افتاده در کشور باشیم؛ آن هم وقتی یکی از اولویت‌های اصلی کشور در حوزه آسیب‌های اجتماعی
از سوی رهبر معظم انقلاب، موضوع طلاق عنوان شده است.

مواد مخدر، دلیل اغلب دادخواست‌های طلاق

این اما همه ماجرا نبود. رئیس انجمن مددکاری اجتماعی
ایران دیروز به دلایل این اتفاق هم اشاره کرد؛ آن وقت خیلی‌ها فهمیدند بین دادخواست‌هایی
که سال گذشته هرکدام با یک بهانه، پای زن و شوهر‌ها را به دادگاه‌های خانواده کشاندند
و مِهر‌ها را حلال کردند و جان‌ها را آزاد، پای مواد مخدر بیشتر از بقیه گیر بوده است.
آن قدر که چلک گفت: معمولا مواد مخدر یکی از وجوه اغلب درخواست‌ها برای طلاق است.

دادخواست‌هایی که غالبا با تکیه بر بند ۲ تبصره ماده
۱۱۳۰ قانون مدنی، قانونگذار به زن حق داده است با شرایطی با اثبات اعتیاد مرد (زوج)
به مواد مخدر یا مشروبات الکلی از طریق عسر و حرج بتواند علی رغم مخالفت مرد، طلاق
بگیرد.

دلیلی که به ما نشان داد آمار آنها که دلشان پر است
از تقدیری که به آنها سخت گرفته، بختی که سیاه شده و اعتیادی که روی سقف خانه‌هایشان
سایه کرده، کم نیست. زن‌هایی که وقتی اولین بار از اعتیاد شریک زندگی شان با خبر شدند،
رنگ از رویشان پریده، چند بار با خودشان تکرار کرده‌اند حالا چکار کنیم؟ چند بار از
خودشان پرسیده‌اند چرا زندگی من؟! چراهایی که وقتی خلاف همسرشان سنگین‌تر شده، وقتی
مصرف موادشان علنی‌تر شده، به جایی نرسیده‌اند و دست آخر، آنها را به این نتیجه رسانده‌اند
که قید ادامه زندگی را بزنند. دادخواست طلاق بنویسند و جلوی علت این تصمیم، با خودکار
آبی بنویسند: اعتیاد همسر به مواد مخدر!

دست خالی دادگاه‌های خانواده

چهره این زن‌ها برای جواد صادقی، رئیس سابق مجتمع قضایی
خانواده ۲ (ونک) تصویر آشنایی است . او بارها در طول دوران قضاوتش، با پرونده‌هایی
روبه‌رو شده که اعتیاد یکی از زوجین، راه جدایی را برای طرف دیگر باز کرده است. زوج‌هایی
که آنها را هم دادگاه مثل بقیه زوج‌ها به صلح و سازش راهنمایی کرده و این راهنمایی
خیلی وقت‌ها به نتیجه نرسیده است.

با این حال صادقی به ما می‌گوید: دادگاه در پرونده‌های
دادخواست طلاق، همیشه زوجین را به صلح و سازش دعوت می‌کند و تلاشش بر این است که تا
جای ممکن جدایی صورت نگیرد. اما به خاطر تراکم کار وتعداد زیاد مراجعان و فقدان امکانات
لازم، نمی‌تواند نقش بیشتر و موثرتری در این بین به عهده بگیرد.

صادقی برای ما توضیح می‌دهد دادگاه در مواردی مانند
درگیری خانواده‌ها با مواد مخدر، این امکان را ندارد که طرفین را به مراکزی بفرستد
که زمینه‌های ترک فراهم شود یا به سمت مشاوره‌های تخصصی دیگر که در این موارد بحرانی
مورد نیاز است هدایت کند و یادشان بیاورد معتاد یک بیمار است و می‌تواند معالجه شود.

او اما پیشنهاد می‌کند در کنار تمام نهادهایی که تا
به حال وظیفه رسیدگی به این موضوع را به عهده داشته‌اند، این امکان برای دستگاه قضایی
هم به وجود بیاید که در این زمینه مداخله کند، مداخله‌ای که به اعتقاد این قاضی باسابقه
می‌تواند نتیجه‌بخش باشد و مهارت‌هایی را به زوجین بیاموزد که با بیماری اعتیاد کنار
بیایند.

تاثیر مستقیم افزایش آمار اعتیاد بر آمار طلاق

سامان بخشیدن به یکی از آسیب‌های اجتماعی مهم کشورمان
یعنی اعتیاد که یک علت خاص ندارد و معلول چندین و چند علت است، امری ضروری است که به
اعتقاد مرتضی خوشگفتار، کارشناس درمان اعتیاد می‌تواند در کاهش آسیب‌های اجتماعی دیگر
هم موثر باشد. این همان جایی است که کاهش آمار اعتیاد بر کاهش آمار طلاق در جامعه هم
اثر می‌گذارد.

خوشگفتار با اشاره به این موضوع به ما می‌گوید: اخیرا
در آمارهایی که از سوی ستاد مبارزه با مواد مخدر عنوان شده، به بالارفتن آمار رسمی
اعتیاد در ده سال گذشته اشاره شده است و اگر ما به اعتیاد به چشم یک زیرمجموعه نگاه
کنیم و آن را یکی از عوامل بقیه آسیب‌های اجتماعی بدانیم، می‌توانیم بگوییم با افزایش
آمار اعتیاد، سایر آسیب‌ها مانند طلاق، بیکاری، بزه و… هم بیشتر می‌شود.

به عقیده او که به عنوان کارشناس درمانگر اعتیاد هر
روز با خانواده‌هایی که درگیر معضل اعتیاد هستند سروکار دارد، مشکلی که این روزها در
بحث اعتیاد به وجود آمده، سنگین شدن اعتیاد و ورود مواد شیمیایی و صنعتی به جای مواد
سنتی است؛ اتفاقی که باعث شده هم پروسه درمان سخت‌تر شود و هم ترک مدت زمان بیشتری
طول بکشد. همین جاست که طاقت خیلی از خانواده‌ها طاق می‌شود، همین جا که شریک زندگی‌شان
قدمی رو به بهبود برنمی دارد! از اینجا به بعد نا امیدی جای امید را در دل خیلی‌ها
می‌گیرد. همین است که خیلی‌ها فرار را بر قرار ترجیح می‌دهند تا فاصله‌شان با اعتیاد،
بیشتر و بیشتر بشود حتی به قیمت جدایی دل و نام و نشان از یک شناسنامه.

خوشگفتار البته به ما می‌گوید دلیل این اتفاق فقدان
آگاهی در خانواده‌هاست و همین جا روی ترویج آموزش‌های پیش از ازدواج دست می‌گذارد و
روزشمار زندگی مشترک زوج‌های زیادی را تا دوران قبل از عقد عقب می‌کشد و می‌گوید: در
بسیاری از موارد، جوان‌های ما وقتی می‌خواهند با هم ازدواج کنند اطلاعات زیادی درباره
مواد مخدر ندارند. از آنجا که مشاوره‌های پیش از ازدواج ما هم کامل نیست، افراد براحتی
می‌توانند اعتیادشان را پنهان کنند و به این ترتیب یک زندگی مشترک از اول بر پایه پنهانکاری
شکل می‌گیرد. بعد در مراحل بعدی وقتی زوج‌ها با مشکل اعتیاد روبه‌رو می‌شوند، سریع
در دامن بحران می‌افتند و برای حل این بحران هم مهارتی به آنها آموخته نشده است.

خانواده‌هایی که مهارت همراهی ندارند

این کارشناس حوزه اعتیاد، به نگاه سنتی حاکم در خانواده‌ها
نسبت به معضل اعتیاد هم اشاره می‌کند و می‌گوید: متاسفانه خانواده‌های ما هنوز ظرفیت
لازم را برای همراهی با معتادان ندارند و اغلب این نگاه را دارند که درمان امکان پذیر
نیست. همین نگاه وقتی در کنار سایر سختی‌های زندگی با فرد معتاد مثل بزهکاری و اخلاق
نادرست و خشونت و بیکاری و‌… قرار می‌گیرد، آنها را به سمت جدایی سوق می‌دهد.

وقتی خوشگفتار به ما می‌گوید اعتیاد مشکلی است که درمان
می‌شود البته در صورتی که انگیزه درمان، هم در خانواده فرد معتاد و هم در خود او وجود
داشته باشد، یاد شبی برفی می‌افتیم که خیلی دور نیست. یکی از شب‌های زمستان گذشته که
سرما امان تهرانی را بریده بود. وقتی عقربه‌های ساعت از ۲ نیمه شب گذشته بودند و در
سرمای آن نیمه شب تهران با عکاس جام‌جم در کوچه پس‌کوچه‌های شوش و هرندی قدم می‌زدیم،
حامد کارتن‌خواب ۴۱ ساله خیابان هرندی برایمان گفت از ۱۸ سالگی تخریب داشته و نصف بیشتر
عمرش را با مواد گذرانده. حامد خانواده نداشت، از همسرش جدا شده بود و از سرنوشت تنها
فرزندش هم خبر نداشت. او همان طور که منتظر بود اتوبوس گشت فوریت‌های اجتماعی پر شود
و او و بقیه کارتن‌خواب‌ها را به گرمخانه برساند، از بی کسی و تنهایی اش برایمان گلایه
کرد وگفت شاید یک نفر در آشپزخانه سالی یکبار دنبال گوشتکوب بگردد، اما هیچ وقت هیچ‌کسی
دنبال او نمی‌گردد.

رمز بلاگ، با اندکی تلخیص و اضافات برگرفته از سایت
جام جم، تاریخ انتشار۶اردبیهشت ۹۷، کد خبر: ۳۲۶۹۲۰۳۷۴۱۷۴۲۵۳۰۴۱۸
، www.jamejamonline.ir

عضو هیات مدیره انجمن دکتری علوم آ‌زمایشگاهی با انتقاد از وضعیت تعرفه‌های علوم آزمایشگاه گفت: افزایش تعرفه ۱۷ درصدی آزمایشگاه‌ها با نرخ تورم همخوانی ندارد.

رمز بلاگ:عضو هیات مدیره انجمن دکتری علوم آ‌زمایشگاهی با انتقاد
از وضعیت تعرفه‌های علوم آزمایشگاه گفت: افزایش تعرفه ۱۷ درصدی آزمایشگاه‌ها با نرخ
تورم همخوانی ندارد.

سید محمدحسن هاشمی مدنی عضو هیات مدیره انجمن دکتری
علوم آزمایشگاهی  ، درخصوص مشکلات آزمایشگاه‌ها
توضیح داد: طی سه سال گذشته آزمایشگاه‌ها در وضعیت مناسبی قرار نداشته‌اند و همواره
با مشکلات مالی زیادی دست و پنجه نرم کرده‌اند و همین موضوع باعث شد تا بسیاری از آن‌ها
نتوانند تجهیزات خود را به روز کنند.

وی ادامه داد: در حال حاضر آزمایشگاه‌ها از بیمه تامین
اجتماعی حدود ۱۲ ماه طلب دارند و در سال ۹۶ عملا هیچ دریافتی از این نهاد نداشته‌اند.
همچنین بیمه سلامت نیز بدهی خود را از مهرماه سال ۹۶ پرداخت نکرده است.

هاشمی مدنی تصریح کرد: باید توجه داشته باشیم که حدود
۴۰د رصد از بیماران مراجعه کننده به آزمایشگاه‌ها دارای دفترچه تامین اجتماعی هستند
که این موضوع نشان می‌دهد ۴۰ درصد از آزمایشگاه‌ها مربوط به پرداختی‌های ا ین بیمه
است.

عضو هیات مدیره انجمن دکتری علوم آ‌زمایشگاهی گفت: پس
از اجرا شدن طرح تحول سلامت مجموع افزایش تعرفه‌های آزمایشگاه‌ها به نسبت سه سال قبل
از اجرا شدن این طرح نشان می‌دهد تعرفه گروه‌های پزشکی ۱۳۷درصد افزایش داشته و تعرفه
آزمایشگاه‌ها تنها با افزایش ۱۷ درصدی مواجه بوده که این موضوع آزمایشگا‌ه‌ها را به
سمت ورشکستگی پیش می‌برد.

هاشمی مدنی خاطرنشان کرد: افزایش تعرفه آزمایشگاه‌ها
هیچگاه با افزایش تورم همخوانی نداشته در صورتی که باید توجه کنیم تورم حوزه سلامت
به مراتب از تورم عمومی بالا‌تر است.

وی افزود: آزمایشگاه‌های بزرگ که از تجهیزات بیشتری
استفاده می‌کنند و تعداد مراجعان آن‌ها زیاد است نیز سال گذشته برای پرداخت حقوق پرسنل
و عیدی آن‌ها مجبور به گرفتن وام شدند و حتی تعدادی از آن‌ها در معرض ورشکستگی قرار
گرفتند.

هاشمی مدنی در پایان گفت: اگر این روند ادامه پیدا کند
قطعا ۵۰ درصد آزمایشگاه‌ها طی ۲ یا ۳ سال آینده ورشکست خواهند شد.

رمز بلاگ، با اندکی تلخیص و اضافات برگرفته از خبرگزاری
فارس ، تاریخ انتشار۶اردبیهشت ۹۷، کد خبر:
۱۳۹۷۰۲۰۵۰۰۱۲۲۲ ، www.farsnews.com

بانک‌ها که سهم بالایی از تامین مالی اقتصاد را بر عهده داشته و تا حدود ۹۰ درصد می‌رسد، سالانه بر اساس تقاضا و البته منابع موجود خود بخش‌های مختلف اقتصادی را تامین مالی می‌کنند. در سال ۱۳۹۵ سهم بخش‌های اقتصادی از تسهیلات بانک‌ها حدود ۵۴۵ هزار میلیارد تومان بود و رئیس کل بانک مرکز در اوایل سال ۱۳۹۶ اعلام کرد که انتظار می‌رود در طول سال شبکه بانکی حدود ۶۷۰ هزار میلیارد تومان تسهیلات پرداخت کند.

رمز بلاگ: با وجود پیش‌بینی‌ رئیس کل بانک مرکزی برای پرداخت
۶۷۰ هزار میلیارد تومان تسهیلات تا پایان سال گذشته، عملکرد بانک‌ها از ۵۷ هزار میلیارد
تومان کمتر از آنچه که مورد انتظار بود حکایت دارد.

بانک‌ها که سهم بالایی از تامین مالی
اقتصاد را بر عهده داشته و تا حدود ۹۰ درصد می‌رسد، سالانه بر اساس تقاضا و البته
منابع موجود خود بخش‌های مختلف اقتصادی را تامین مالی می‌کنند. در سال ۱۳۹۵ سهم
بخش‌های اقتصادی از تسهیلات بانک‌ها حدود ۵۴۵ هزار میلیارد تومان بود و رئیس کل
بانک مرکز در اوایل سال ۱۳۹۶ اعلام کرد که انتظار می‌رود در طول سال شبکه بانکی
حدود ۶۷۰ هزار میلیارد تومان تسهیلات پرداخت کند.

این در حالی است که آخرین آماری که کمیجانی-قائم مقام
بانک مرکزی- از روند پرداختی تسهیلات بانکی در سال گذشته و پایان ۱۲ ماه اعلام
کرده است نشان می‌دهد که حجم تسهیلات به حدود ۶۱۳ هزار میلیارد تومان رسیده است. این
رقم در مقایسه با دوره مشابه سال قبل حدود ۶۵ هزار میلیارد تومان (معادل ۱۲ درصد)
افزایش داشته دارد. از مجموع تسهیلات پرداختی حدود ۳۷۹ هزار میلیارد تومان یعنی
نزدیک به ۶۱.۷ درصد به تامین سرمایه در گردش اختصاص دارد. “صنعت و معدن”
که بعد از خدمات بالاترین سهم تسهیلات بانکی را داراست نزدیک به ۱۴۶ هزار میلیارد
تومان از مجموع سرمایه در گردش پرداخت شده را در بر گرفته که بالغ بر ۸۳ درصد منابع
تخصیص یافته به سرمایه در گردش تمام بخش های اقتصادی است. با این حال این ارقام
نشان از عدم توانایی بانک‌ها در تامین مابقی رقم مور انتظار دارد.

به هر صورت شواهد حاکی از این است که بانک‌ها سال تسهیلاتی
چندان مطلوبی را هم پشت سرنگذاشته‌اند. از سویی به روال معمول سال‌های گذشته تمام
۶۱۳ هزار میلیارد پرداخت شده، تسهیلات جدید نیست و تا نیمی از آن به تمدید تسهیلات
قبلی می‌تواند اختصاص داشته باشد و از سویی دیگر پرونده آنها در طرح تامین مالی که
برای واحدهای تولید داشتند مانند سال ۱۳۹۵ نبود.

در گفته‌های قائم مقام بانک مرکزی نیز گرچه اشاره‌ای
به عملکرد بانک‌ها در طرح رونق تولید در سال ۱۳۹۵ دارد، اما آماری از سال گذشته دیده
نمی‌شود. بنابر اعلام کمیجانی در مرحله اول اجرای این طرح(شروع در سال ۱۳۹۵)
پرداخت حدود ۱۶ هزار میلیارد تومان به ۷۵۰۰ بنگاه پیش بینی شده بود که شبکه بانکی
در عمل حدود ۱۷ هزار میلیارد تومان به بیش از ۲۳ هزار بنگاه تسهیلات پرداخت کرد.
برای سال ۹۶ هم پرداخت ۵۰ هزار میلیارد در قالب حمایت بنگاه های کوچک و متوسط و
فعالیت های اشتغالزایی پیش بینی شده است.

این در حالی است که مسئولان وزارت صنعت نیز در سال
گذشته نسبت به عملکرد طرح رونق تولید با مجموع رقم ۵۰ هزار میلیارد تومان انتقاد
کرده بودند. طبق این طرح قرار بود در سال ۱۳۹۶ حدود ۳۰ هزار میلیارد تومان تسهیلات
برای حمایت از بنگاه‌های تولیدی در نظر گرفته شود به گونه‌ای که تا ۲۰ هزار میلیارد
تومان برای تامین سرمایه در گردش برای ۱۰ هزار بنگاه اقتصاد، ۱۰ هزار برای تامین
مالی مورد نیاز ۶۰۰۰ طرح نیمه تمام با پیشرفت فیزیکی حداقل ۶۰ درصد و همچنین تامین
مالی برای بازسازی و نوسازی ۵۰۰۰ واحد اقتصادی از منابع داخلی. در کنار این منابع
بانکی طبق تبصره (۱۸) قانون بودجه سال ۱۳۹۶ نیز مقرر شد تا ۲۰ هزار میلیارد تومان
تسهیلات بانکی برای ایجاد فرصت‌های شغلی جدید و پایدار به منظور بهره‌برداری از مزیت‌های
نسبی و رقابتی برای طرح‌ها و پروژه‌های کوچک، متوسط و صنایع دستی اختصاص پیدا کند که
در این حالت مجموع رقمی که شبکه بانکی برای حمایت از تولید به ویژه بنگاه‌های کوچک
و متوسط به حدود ۵۰ هزار میلیارد تومان می‌رسید.

آخرین گزارشی که بانک مرکزی در اواخر سال گذشته در
جلسه پیش شورای پول و اعتبار اعلام کرد نشان از عملکرد ضعیف شبکه بانکی در پرداخت
تسهیلات تعیین شده داشت، بر اساس این گزارش از ابتدای سال ۱۳۹۵ تا ۲۵ آذر ماه سال
گذشته حدود ۲۳ هزار و ۸۰۰ میلیارد تومان تسهیلات به ۳۳ هزار و ۴۰۰ واحد بنگاه کوچک
و متوسط در سراسر کشور اختصاص یافته بود. با توجه به اینکه در سال ۱۳۹۵ حدود ۱۷
هزار میلیارد تومان تسهیلات برای رونق تولید پرداخت شده بود در نتیجه در سال گذشته
مجموع پرداختی تا پایان ۹ ماهه به کمتر از ۷۰۰۰ میلیارد تومان از کل منابع پیش‌بینی
شده می‌رسید که رقمی ناچیز بود.

برای سال جاری
بانک مرکزی تاکنون پیش‌بینی در مورد تسهیلات قابل پرداخت در بانک‌ها و همچنین طرح
رونق تولید نداشته است.

سایت رمز بلاگ،
با اندکی تلخیص و اضافات برگرفته از سایت خبری فرارو، تاریخ انتشار ۶ اردیبهشت ۹۷ ،
کد مطلب: ۳۵۷۴۰۷،
www.fararu.com

فرامرز اسکندری، رئیس شبکه بهداشت و درمان شهرستان طارم گفت: اجرای طرح تحول سلامت از موفق‌ترین برنامه‌های دولت تدبیر و امید است.

رمز بلاگ: فرامرز اسکندری در جریان بازدید از
بزرگترین کارخانه فرآوری و بسته‌بندی زیتون در خاورمیانه در جمع کارکنان این شرکت،
گفت: دولت تدبیر و امید با اجرای طرح تحول نظام سلامت بهداشت و درمان را برای
همگان و در همه جا به صورت رایگان به ارمغان آورده است.

وی با اشاره به این‌که اجرای طرح تحول نظام سلامت از
موفق‌ترین برنامه‌های دولت تدبیر و امید است، تصریح کرد: این طرح از دولت یازدهم
آغاز شده و هم‌اکنون نیز با وجود همه مشکلات و کمبود منابع اعتباری خدمات بی‌نظیری
در حوزه بهداشت و درمان به مردم ارائه می‌شود.

اسکندری با اشاره به آثار مثبت این طرح و رضایت‌مندی
کامل مردم جامعه از اجرای آن، افزود: در شرایطی که بسیاری از بیماران خاص به‌علت
تحریم‌ها با مشکلات زیادی مواجه بودند، نابسامانی اقتصادی نیز موجب افزایش سرسام‌آور
هزینه‌های دارویی و درمانی آنان بود، با اجرای طرح تحول نظام سلامت آرامشی بر وضعیت
بیماران حاکم شد و دیگر خانواده آنان مجبور نبودند که هم درد بیماری را تحمل کنند
و هم رنج نداری تامین هزینه دارویی آنان را به دوش بکشند .

وی شعار هفته سلامت در سال ۹۷ را شعاری کلی و جامعه‌نگر
برشمرد و تصریح کرد: پیش از این‌که شعار «پوشش همگانی سلامت برای همه و در همه جا»
برای امسال ابلاغ شود، به نوعی دولت در سال ۹۴ با اجرای طرح تحول نظام سلامت،
بهداشت و درمان را برای همگان و در همه جا به صورت رایگان به ارمغان آورده است.

این مسئول شمار
استفاده‌کنندگان از این طرح از طریق بیمه سلامت در کشور را ۱۱ میلیون نفر برشمرد و
ادامه داد: در این طرح پرداختی بیمه‌شدگان در بیمارستان‌های دولتی به زیر شش درصد
کاهش پیدا کرده است و می‌توان اذعان کرد که حتی در دورترین نقاط کشور با استقرار
خانه‌های بهداشت افراد روستاهای دور دست هم از این طرح بهره‌مند شده‌اند.

سایت رمز بلاگ،
با اندکی تلخیص و اضافات برگرفته از سایت خبری ایران، تاریخ انتشار ۶ اردیبهشت ۹۷ ،
کد مطلب: ۳۵۱۷۵۵،
www.ion.ir

برچسب ها

تمامی حقوق مطالب برای رمز بلاگ | دانلود آهنگ های شاد و غمگین محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.