استارت‌آپ نباید به مشتری‌هایی که دارد و رشد ارگانیکش بنازد. رشد ارگانیک قابل افتخار نیست. استارت‌آپ از راه مارکتینگ باید بیشتر از ارگانیک رشد کند و پول سرمایه‌گذار را با رشد ارگانیک و دستمزد دادن هدر ندهد. برخی استارت‌آپ‌ها پول سرمایه‌گذار را برای ۱۲ ماه می‌گیرند و در ۲۴ ماه خرج می‌کنند و افتخار هم می‌کنند.

رمز بلاگدور از هیاهوست، بی ادعا و بادانشی مثال‌زدنی. کارش
را خوب بلد است. با طمانینه خاصی حرف می‌زند، نقدهایی که به وی‌سی‌ها و البته کارشناس‌ها
و مدیران ارشد آن‌ها می‌شود را بخشی از سختی کار خودش می‌داند، اعتقاد دارد اگر قرار
است حال اکوسیستم استارت‌آپی کشور خوب باشد همه باید به سهم خودشان مسئولیت بپذیرند.
اما راهکار نهایی این حال خوب را بیش از اینکه در تزریق سرمایه بداند در کار و تلاش
و البته داشتن تیم‌ خوب می‌داند. مجید کمالو را می‌توان مغز متفکر صندوق مالی نوآوری
دانست. جایی که رضا زرنوخی با هدایت آن و با سرمایه‌گذاری‌هایی که در اکوسیستم استارتاپی
انجام داده، آن را به یک صندوق خوش‌نام تبدیل شده که این روزها بسیاری از استارت‌آپ‌ها
تلاش می‌کنند بخشی از پرتفوی آن شوند. با کمالو در روزهایی که ناامیدی ژست غالب و البته
مشتری‌پسند محافل مختلف است درباره سرمایه‌گذاری خطر‌پذیر صحبت کرده‌ام. مصاحبه مجید
کمالو با شنبه‌پرس یک راهنمای کامل است برای همه آن‌هایی که می‌خواهند اسناد و مدارک
استارت‌آپ‌شان را زیر بغل بزنند و سراغ وی‌سی‌ها و سرمایه‌گذارهای خطرپذیر بروند. به
همین خاطر است که دوست دارم به‌شیوه توییتری‌ها که می‌گویند ریتوییت فراموش نشود، بگویم
بعد از خواندن بازنشرش کنید. چون باور دارم این حرف‌ها را هر فعال استارتاپی باید حداقل
یک بار بخواند
.

آقای کمالو! ابتدا خودتان را معرفی کنید تا مخاطبان،
شما را بیشتر بشناسند
.

من مجید کمالو، مدیر سرمایه‌گذاری صندوق توسعه تکنولوژی
ایران هستم. این صندوق یک شرکت سهامی خاص است و کار ما سرمایه‌گذاری از نوع ونچر کپیتال
یا سرمایه‌گذاری خطرپذیر روی استارت‌آپ‌ها است. ادعای ما این است که

VC هستیم!

متولد چه سالی هستید؟ در چه رشته‌ای و کدام دانشگاه
تحصیل کردید؟

متولد آبان سال ۶۶ هستم. لیسانس مهندسی صنایع از دانشگاه
شهید بهشتی و فوق‌لیسانس مدیریت اجرایی از دانشگاه تهران دارم. حدود
۶ سال است که در
این صندوق و در خدمت آقای زرنوخی هستم
.

پیش از آن کجا بودید؟

دانشجو بودم. در دوره کارشناسی ارشد از طریق یکی از
دوستانم به نام آقای غلاملو با صندوق آشنا شدم
.

مدیر سرمایه‌گذاری صندوق، چه کار می‌کند؟

هرچیزی که مربوط به استارت‌آپ‌های صندوق باشد، به مدیر
سرمایه‌گذاری صندوق هم مربوط است. فرایند سرمایه‌گذاری شامل پیش، حین و پس از سرمایه‌گذاری
زیر نظر مدیر سرمایه‌گذاری صندوق است. ما در سه مرحله با استارت‌آپ‌ها کار می‌کنیم.
در گام نخست استارت‌آپ‌ها به ما معرفی می‌شوند یا با ما تماس می‌گیرند و به دفتر می‌آیند.
ما با تیمی که با خودم پنج نفر هستیم، فرصت‌ها را بررسی و رصد می‌کنیم و برخی از آن‌ها
را شکار می‌کنیم. البته برخی هم به تور ما نمی‌خورند! در حین دودلیجنس (ارزیابی صلاحیت)
بررسی، ارزش‌گذاری و هرچه مربوط به یک دیل (معامله) خوب باشد، را در اینجا انجام می‌دهیم.
گام بعدی، مذاکره و دیل بستن است. پس از سرمایه‌گذاری نیز، تا زمانی که خروج (اگزیت)
نکردیم، با استارت‌آپ‌ها ارتباط داریم. هر مساله‌ای که در استارت‌آپ‌ها پیش آید به
واحد سرمایه‌گذاری و مدیر آن مربوط است. ما پرتفو را مدیریت و ارزیابی می‌کنیم و دیل
می‌بندیم. ما یک واحد کوچک و چابک هستیم
.

در میان این کارها، مهم‌ترین کار واحد شما چیست؟ شناخت
و شکار استارت‌آپ‌ها است یا مذاکره با آن‌ها؟ یا اساسا پس از معامله و عقد قرارداد
اصلی مهم‌ترین کار شما آغاز می‌شود؟

سخت است که از میان این کارها بگویم که مهم‌ترین‌شان
چیست. همه را مهم می‌دانم ولی اگر ناگزیر از انتخاب باشم، می‌توانم بگویم کار پس از
عقد قرارداد مهم‌تر است. کار پیش از دیل هم سخت است. زیرا فرصت‌ها و استارت‌آپ‌های
زیادی هستند که شناسایی خوب یا بد آن‌ها دشوار است. ما معمولا در استارت‌آپ‌ها به ظرفیت
تیم توجه و اعتماد می‌کنیم. غالبا روی ایده‌های تکراری سرمایه‌گذاری نمی‌کنیم. شناختن
و اعتماد به تیم و توانایی آن، کار سختی است. به چشمان فرد نگاه می‌کنیم و می‌فهمیم
شوق و خواستن در چشمانش هست یا نه. یکی دو تا از سرمایه‌گذاری ما از روی شوق به موفقیت،
اراده و خواستی که در چشمان فرد بود، انجام شد. پس از دیل، چالش‌ها بسیار زیاد است.
وقتی در هیات مدیره شرکت حاضر می‌شویم، می‌فهمیم که چقدر مشکل داریم. مجوز، قانون،
سرمایه، منابع انسانی، دعوا کردن فاندرها، فیلتر شدن و ده‌ها مشکل دیگر هست که چالش
روزانه ما است و برای من شیرین است. من هر زمان خسته می‌شوم، نزد این بچه‌ها می‌روم
.

ما معمولا در استارت‌آپ‌ها به ظرفیت تیم توجه و اعتماد
می‌کنیم. غالبا روی ایده‌های تکراری سرمایه‌گذاری نمی‌کنیم. شناختن و اعتماد به تیم
و توانایی آن، کار سختی است. به چشمان فرد نگاه می‌کنیم و می‌فهمیم شوق و خواستن در
چشمانش هست یا نه. یکی دو تا از سرمایه‌گذاری ما از روی شوق به موفقیت، اراده و خواستی
که در چشمان فرد بود، انجام شد
.

وضعیت سرمایه‌گذاری در اکوسیستم را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
الان در شرایط اقتصادی خاصی هستیم. بسیاری تیم‌ها ایده‌هایی داشتند و برای این ایده‌ها
زحمت کشیدند. از زندگی مایه گذاشتند و متحمل ریسک‌های شغلی، تحصیلی و خانوادگی شدند.
قریب به اتفاق آن‌ها جوان هستند و می‌توانستند زندگی جذاب‌تر و خوشحال‌کننده‌تری داشته
باشد. نه اینکه با اعداد و ارقام، بیزینس و سرمایه‌گذاری درگیر باشند. کسانی که در
بدو راه‌اندازی استارت‌آپ هستند، نگرانند که مبادا یکی از عناصر اصلی اکوسیستم که سرمایه‌گذار
خطرپذیر و ونچر کپیتال است، متاع نایابی شود و زحمات آن‌ها بی‌حاصل باشد. به نظر شما
که در حوزه سرمایه‌گذاری تلاش می‌کنید، آیا وضعیت این بخش در مقایسه با سال گذشته راکد
شده است یا نه؟

اگر بخواهیم صادق باشیم، بله. جذب سرمایه به خصوص ونچر
کپیتال سخت شده است. ما برآوردهایی از سرمایه‌های موجود در صندوق‌ها و کش‌نید (نیاز
مالی) اکوسیستم داریم و اختلاف این دو برآورد فاحش است. شاید صندوق‌ها روی هم
۱۰ یا ۱۵ درصد کش‌نید استارت‌آپ‌های
اکوسیستم را داشته باشند. ولی در سال گذشته هم همین بود و از
۲۵ یا ۳۰ استارت‌آپ، حداکثر
۵ تا
می‌توانستند سرمایه جذب کنند. حالا فقط کار آن
۵ استارت‌آپ سخت‌تر از سال گذشته است
و باید بیشتر خود را نشان دهند. ما اصطلاحی به نام
wow factor داریم
و اگر استارت‌آپی آن را نداشته باشد، رد می‌شود. قبلا خودمان در مذاکره می‌کوشیدیم
از زبان او
wow factor را بیرون
بکشیم و بگوییم چه هست و چه می‌خواهد بشود. الان سرمایه‌ها کمتر و گرفتن سرمایه سخت‌تر
است. چون
VCها بیشتر منابع
خود را سرمایه‌گذاری کرده‌اند و مانده سرمایه را به زنده نگه داشتن استارت‌آپ‌های خود
اختصاص می‌دهند. الان، استارت‌آپ‌هایی می‌مانند که رشد را فدا کنند و زودتر به درآمد
برسند. پیش از این فقط به دنبال رشد بودیم. پس از این باید به فکر درآمد باشیم. باید
بوت‌‍‌استرپ را جدی بگیریم. شرایط سخت شده ولی مطمئنم که اینگونه نمی‌ماند. در اکوسیستم
پول‌های خارجی هم داشتیم که اگر کم شوند، قدرت و مانور سرمایه‌گذاری کمتر می‌شود. ولی
باز هم تاکید می‌کنم که رقابت و نسبت مانند سال گذشته است. اگر استارت‌آپی

wow factor داشته باشد، می‌تواند سرمایه جذب کند. شاید فرایند سخت‌تر
و امتیازدهی کمی بیشتر باشد
.

یک ذهنیت غلط اکوسیستم این است که جذب سرمایه‌گذار و
ونچر کپیتال یعنی خوشبختی و موفقیت. سرمایه‌گذار، کار را تسهیل می‌کند و عامل موفقیت
نیست. شاید ارتباطاتی فراهم کند و با پول مسیر رشد را برای استارت‌آپ ایجاد کند، ولی
۷۰ ۸۰
درصد موفقیت در تیم است، نه در سرمایه‌گذار.

امروز توجه به سودآوری در اکوسیستم جدی است. پیش از
این، استارت‌آپ‌ها زمانی که می‌خواستند رشد زیادی کنند، سرمایه می‌گرفتند. الان چه
استارت‌آپ‌هایی در چه زمانی باید به دنبال جذب سرمایه و ونچر کپیتال باشند؟ در اکوسیستم
استارتاپی، کوچک و بزرگ به دنبال جذب سرمایه هستند و به نظر می‌رسد که یک جای کار می‌لنگد
.

یک ذهنیت غلط اکوسیستم این است که جذب سرمایه‌گذار و
ونچر کپیتال یعنی خوشبختی و موفقیت. سرمایه‌گذار، کار را تسهیل می‌کند و عامل موفقیت
نیست. شاید ارتباطاتی فراهم کند و با پول مسیر رشد را برای استارت‌آپ ایجاد کند، ولی
۷۰ ۸۰
درصد موفقیت در تیم است، نه در سرمایه‌گذار. فرض کنیم ۲۰ ۳۰ درصد عامل موفقیت
کم شد، آیا آن
۷۰ ۸۰
درصد را نباید ببینیم! الان استارت‌آپ‌هایی باید به دنبال
سرمایه باشند که نمی‌توانند رون‍یو (درآمد) بسازند. یعنی استارت‌آپی که الان باید محصول
خود را قوی کند و درآمد آن یکی دو سال بعد است. ولی استارت‌آپی که درآمدی هرچند خیلی
کوچک دارد، باید با همفکری فاندرها، هزینه‌ها را کم و شرایط را تعدیل کند و به دنبال
سرمایه‌گذار نرود. چون یک سال دیگر می‌فهمد که ارزش (ولیوشن) او چقدر بیشتر شده است.
اگر قرار بود امسال
۲۰
درصد سهام را به سرمایه‌گذار بدهد، سال آینده ۱۰ ۱۲ درصد می‌دهد. چون
درآمد ساخته، محصول آن آماده شده و توانسته بخشی از بازار را بگیرد. ولی استارت‌آپی
مانند شبکه‌های اجتماعی که در بیزینس مدل او درآمد نیست، می‌تواند سرمایه‌گذار بگیرد.
یا فین‌تکی که در مرحله رشد است و فعلا نمی‌تواند ترنزکشن داشته باشد، باید سرمایه‌گذار
جذب کند. ولی کسی که بیزینس آنلاین

آفلاین دارد، مثلا بلیت می‌فروشد، می‌تواند از فروش‌هایی که دارد، درآمد داشته باشد.
چنین استارت‌آپی باید سرعت رشد را آرام کند و با قدم‌های آهسته جلو برود. به نظر من
در اکوسیستم همه باید به همدیگر رحم کنند و سرمایه موجود به استارت‌آپ‌هایی برسد که
درآمد ندارند. در این صورت مجموعه بزرگ و هم‌افزایی ایجاد می‌شود. حتی اگر فضا مانند
امروز نبود و همه
VCها پول فراوان
داشتند، استارت‌آپ تا
MVP نساخته است، نباید
سرمایه بگیرد. چون باید سهم زیادی بدهد و ریسک زیادی به سرمایه‌گذار تحمیل می‌شود.
من همیشه به فاندرها می‌گویم اگر ماشین داری یا پول اندکی در بانک داری، اول آن‌ها
را خرج کن
.MVP
بساز. چون ۱۵-۲۰ درصدی که به سرمایه‌گذار می‌دهی،
به اندازه
۱۰ تا
ماشین است. یک ماشین از دست می‌دهی و نشان می‌دهی که چقدر به کار خودت اعتقاد داری.
وقتی فاندر
۲۰ میلیون
تومان برای کار خرج کند، من حاضرم
۲۰۰
میلیون خرج کنم. اگر ببینم از یک شغل رده بالا با حقوق عالی
در یک شرکت باپرستیژ گذشته و پولی هم برای کار خرج کرده، من
۱۰ را ۲۰ می‌کنم و به او
می‌دهم چون می‌دانم به این کار اعتقاد دارد. پس بدون
MVP سراغ
سرمایه نیایند، به دنبال شتابدهنده هم نباشند و سهمی به آن ندهند. خودشان کار را پیش
ببرند. چند روز پیش استارت‌آپی آمده بود و می‌گفت که
۱۰۰ میلیون تومان که
کل دارایی‌اش بود، خرج کرده است. من این استارت‌آپ را بطور جدی بررسی می‌کنم چون می‌بینم
که به این کار اعتقاد دارد. مثلا سال گذشته فاندری برای جذب سرمایه پیش ما آمده بود.
به او گفتم برای سرمایه‌گذاری خیلی زود است.
۸ ماه دیگر بیا. چند روز پیش پیامک
داد که
۸ ماه
شد. اپلیکیشن ساختم و این کارها را کردم،
۵۰ میلیون هم از خودم خرج کردم. من
از این کار خیلی لذت بردم. به او گفتم الان نمی‌توانم بیش از
۱۵ درصد سهام شما
را بگیرم ولی اگر
۸
ماه پیش سرمایه‌گذاری می‌کردم، ۳۰ درصد سهام ممتاز
و چند امتیاز دیگر می‌گرفتم. ایشان که خانم موفقی است، گفت درآمد ساختم و با آن‌ها
جلو رفتم. درآمد مختصری در حد
۸
تا ۱۰
میلیون تومان داشت که آن را هم برای کار خرج کردم. به نظر
من ضریب پولی که استارت‌آپ‌ها خودشان برای خودشان خرج می‌کنند، در مقایسه با سرمایه‌گذار
یک به
۱۰ است.
پول خودشان خیلی اثربخش‌تر است، اسمارت است، بیزینس را بزرگ‌تر می‌کند و با احتیاط
خرج می‌کنند. ولی بعضا پول سرمایه‌گذار و ونچر کپیتال را پول مفت می‌دانند. پولی که
از بیرون بیاید، ناخودآگاه ریخت‌وپاش هم دارد. یکی از عوامل جذب سرمایه این است که
کش‌نید را دقیق برآورد کنند و دقیق بگویند. خودشان را اوور ولیو و آندر ولیو نکنند
که هم به ضرر استارت‌آپ و هم به ضرر سرمایه‌گذار است. چون سرمایه‌گذار هم کش‌نید آن‌ها
را برآورد می‌کند و عدد واقعی را پیدا می‌کند
.

سال گذشته فاندری برای جذب سرمایه پیش ما آمده بود.
به او گفتم برای سرمایه‌گذاری خیلی زود است.
۸ ماه دیگر بیا. چند روز پیش پیامک
داد که
۸ ماه
شد. اپلیکیشن ساختم و این کارها را کردم،
۵۰ میلیون هم از خودم خرج کردم. من
از این کار خیلی لذت بردم. به او گفتم الان نمی‌توانم بیش از
۱۵ درصد سهام شما
را بگیرم ولی اگر
۸
ماه پیش سرمایه‌گذاری می‌کردم، ۳۰ درصد سهام ممتاز
و چند امتیاز دیگر می‌گرفتم
.

در یک دوره، اوور ولیو کردن مد خطرناکی بود و توانایی
محسوب می‌شد. استارت‌آپ‌ها مشاوره‌های آنچنانی می‌گرفتند که بتوانند اوورولیو کنند.
برای من همیشه سوال بود که اگر قرار است چیزی را با هم بسازیم، در همان آغاز نباید
چیزی را غیرواقعی اظهار کنیم و یک چیز غیرواقعی را به سرانجام برسانیم. آسیب‌های اوور
ولیو یا ارزش‌گذاری بیش از واقعیت چیست؟

نخستین و بزرگترین آسیب را خود استارت‌آپ می‌بیند. چنین
استارت‌آپی برای اینکه رشد کند و به آی‌پی‌او برسد، سول اینوستور

(sole investor) نخواهد داشت. اینوستورهای راندهای بعد از
ارزش‌گذاری راند قبل انتقاد خواهند کرد. این استارت‌آپ برای مرحله بعد کار بسیار سختی
دارد و بسیاری از سرمایه‌گذارهای راند بعد با آن ارزش‌گذاری جذب نمی‌شوند. در نتیجه
استارت‌آپ همانجا قفل می‌شود، نمی‌تواند راند بعد را بگیرد و کارش بسیار سخت می‌شود.
چون در حال رشد است و احتمالا پلن آن این بوده که راند
B و
C و پس از آن را
طی کند، ولی ناگهان متوقف می‌شود. آسیب بعدی برای سرمایه‌گذار است. متوقف شدن استارت‌آپ
منجر به هدر رفتن پول و شکست بیزینس می‌شود. آسیب دیگر از همه بدتر است و آن هم ذهنیت
غلطی است که در تیم شکل می‌گیرد و به اشتباه گمان می‌کنند که ارزش شرکت بالاتر از اندازه
واقعی است. به نظر من ارزش چیزی است که معامله می‌شود. فرض کنید استارت‌آپ هنر این
را داشته که اوور ولیو کند، ولی آیا در راند بعد هم می‌تواند این کار را بکند! فرض
کنیم در راند بعد عدد
۳A شد
و اوور ولیو کردید و
۳X هم
زدید. ولی وقتی معامله‌ای انجام نشود، هیچ ارزشی وجود ندارد! در گذشته اکوسیستم بالغ
نبود و اوور ولیو مد بود. الان اکوسیستم منطقی و سرمایه‌گذاران هوشیار شده‌اند و آن
حباب کم شده است. سرمایه‌گذاران و استارت‌آپ‌ها از هوا روی زمین آمدند. در آن فضای
گرد و خاکی میدان جنگ، عده‌ای هم در یک گوشه و در فضایی شفاف کار می‌کردند. الان آن
خاک‌ها می‌خوابد و تازه می‌بینیم که اطراف ما چه خبر است. توصیه من به استارت‌آپ‌ها
این است که شفاف باشند و بزرگنمایی نکنند. سرمایه‌گذار در مرحله ارزیابی (دودلیجنس)
ارزش واقعی را درمی‌آورد و تلاش‌ها برای جذب سرمایه از بین می‌رود. آندرولیو (ارزش‌گذاری
پایین‌تر از واقعیت) کردن از سوی سرمایه‌گذار هم برای هر دو طرف آسیب‌زا است و نباید
مایه خوشحالی باشد. پول کمتر، رشد کمتری دارد. استارت‌آپ درحالی که فرصت داشت
۳X بزند، ۲X می‌زند. برخی می‌گویند
که همان پول را می‌دهم ولی آندرولیو می‌کنم. بله ولی دو برابر سهام می‌گیرید. سهام
فاندر در سه مرحله جذب سرمایه باید بالای
۵۰ درصد بماند ولی با ارزش‌گذاری کمتر،
ممکن نیست
.

یکی از عوامل جذب سرمایه این است که کش‌نید را دقیق
برآورد کنند و دقیق بگویند. خودشان را اوور ولیو و آندر ولیو نکنند که هم به ضرر استارت‌آپ
و هم به ضرر سرمایه‌گذار است. چون سرمایه‌گذار هم کش‌نید آن‌ها را برآورد می‌کند و
عدد واقعی را پیدا می‌کند. ارزش چیزی است که معامله می‌شود. فرض کنید استارت‌آپ هنر
این را داشته که اوور ولیو کند، ولی آیا در راند بعد هم می‌تواند این کار را بکند!
فرض کنیم در راند بعد عدد
۳A شد
و اوور ولیو کردید و
۳X هم
زدید. ولی وقتی معامله‌ای انجام نشود، هیچ ارزشی وجود ندارد
!

غالبا تقسیم سهام برای فاندرها کابوس است. ولی بعضی‌ها
هم فکر می‌کنند که اگر مبلغ بالایی بگیرند و
۵۰ درصد سهام را بدهند، همین که پول
را گرفتند، برد کرده‌اند. برخی هم امساک دارند که بیش از
۱۰ درصد سهام را به
سرمایه‌گذار ندهند. شکل معقول کار چیست؟ به‌ویژه اینکه استارت‌آپ‌ها چند راند سرمایه
می‌گیرند. از طرفی ذهنیت سرمایه‌گذاران سنتی این است که سهام بیشتری بگیرند. استارت‌آپ‌های
خیلی خوبی را می‌شناسیم که فاندر آن هر روز با ترشرویی سر کار می‌رود. چون در زمانی
که پول لازم داشته،
۶۰
درصد سهام را برای یک و نیم میلیارد تومان داده است. شیوه
درست و علمی این کار چیست؟

در فضای فعلی ایران، معمولا سهام فاندر با سه چهار راند
جذب سرمایه، باید بالای
۵۰
درصد باشد. اگر استارت‌آپ در حد دیجی‌کالا، علی‌بابا یا اسنپ
باشد، ایرادی ندارد که فاندر کمتر از
۵۰ درصد داشته باشد. طبیعتا استارت‌آپی
که راند
A را می‌گیرد، نباید بیش از ۲۵ یا ۳۰ درصد سهام را بدهد.
مگر اینکه به سرمایه‌گذار خیلی اعتماد کند، یا پول اسمارت باشد و با
۳۰ درصد رشد بالایی
داشته باشد که احتمالا بیش از دو راند سرمایه نیاز ندارد. یا سرمایه‌گذار راند اول
سرمایه راند بعد را تضمین کند و توافق کنند که در راند بعدی، سرمایه‌گذار در دریافت
سهام تخفیف دهد. اگر استارت‌آپ در راند اول بیش از
۴۰ درصد سهام را بدهد، طبیعتا بازی
را باخته است. من چندین مورد دیدم که سرمایه‌گذار سنتی
۶۰ یا ۶۵ درصد سهام را در
همان راند اول گرفته است. آن استارت‌آپ فاتحه‌اش خوانده است. در راند دوم یک استارت‌آپ،
سرمایه‌گذار
۴۰ درصد
سهام را گرفت و برای راند بعد ما آن را رد کردیم. چون او حاضر است به ما سهام بدهد
ولی سهام خودش کمتر از
۵۰
درصد می‌شود و این به معنی شرکت‌داری سرمایه‌گذاران است.
VCها شرکت‌دار نیستند. سرمایه‌گذار سنتی هم زیاده‌خواه است
و هم در شرکت باقی می‌ماند
. VC سرمایه‌گذاری و
خروج می‌کند، کوتاه می‌ماند و زیاده‌خواه نیست. درست برعکس مدل سنتی است. وقتی استارت‌آپی
را می‌بینم که در راند
A سر یکی دو درصد
سهام خود چانه می‌زند، لذت می‌برم. اخیرا یک مورد داشتیم که به سختی توانستیم او را
راضی کنیم. گفتیم
۵درصد
سهام بیشتر می‌گیریم و اگر کی‌پی‌آی زدی،
۵درصد را پس می‌دهیم. ما از روش‌هایی مانند روش پلکانی، کی‌پی‌آی
بیس یا ولیوشن بیس استفاده می‌کنیم. مثلا فاندر می‌گوید ولیوشن استارت‌آپ کم است و
ما هم آن را می‌دانیم. می‌گوییم اگر کی‌پی‌آی زدی، ما هم ارزش‌گذاری تو را می‌پذیریم
و سهام را پس می‌دهیم. این سازوکار تشویقی را می‌گذاریم تا معامله خراب نشود. استارت‌آپ
خوشحال است که می‌تواند بخشی از سهام را پس بگیرد. ما هم راضی هستیم چون اگر کی‌پی‌آی
بزند، ارزش سهام کم از سهام بیشتر، بیشتر است
.

با توجه به آنچه گفتید، استارت‌آپ پیش از آمدن به جلسه
سرمایه‌گذاری، چه چیزهایی باید بداند تا دست خالی نباشد؟ اصولا آیا شما استقبال می‌کنید
که با دست خالی بیاید؟
!

نه، اگر استارت‌آپی خیلی دست خالی بیاید، آن را رد می‌کنیم.
به قول آقای زرنوخی، شراکت مانند ازدواج است. ما باید بلندمدت با هم باشیم. اینقدر
که با استارت‌آپ‌ها ارتباط داریم، با خانواده‌مان نداریم. پس کسی را انتخاب می‌کنیم
که کار خود را بلد باشد. استارت‌آپ‌ها پیش از رفتن پیش سرمایه‌گذار، باید چند نکته
را بدانند. باید
MVP داشته باشند. یک
پیچ‌دک مرتب داشته باشند. کش‌نید را دقیق بیان کنند. عدد بالا یا پایین و بی‌ربط نگویند.
در جلسه معرفی اصلا لازم نیست ولیوشن را مطرح کنند. خیلی در فضای

so-so نباشند. من نمی‌توانم حس این فرد را درک کنم که چقدر روی
بیزینس محکم است یا چقدر می‌خواهد دست من را باز بگذارد. یک پروداکشن دقیق و کامل از
دو سه سال آینده خود داشته باشند. هرچند که گفتن درباره آینده سخت است و من هم گفتم
که چقدر بیزینس در ایران ابهام دارد. ما به دنبال عدد سه سال آینده نیستیم. به دنبال
ذهن آن فرد هستیم. باید بدانیم چقدر جاه‌طلب است و در این سه سال می‌خواهد چه چیزی
را بگیرد. شاید کسی بگوید تا سه سال آینده می‌خواهم بازار یک منطقه تهران را بگیرم.
ما می‌گوییم نه آن بازار را فلانی هم گرفته است. ولی می‌گوید می‌خواهم بازار ایران
را بگیرم. شاید این خیلی جاه‌طلبانه باشد ولی می‌فهمم که این فرد اگرسیو است و می‌توانم
با او یک کار جدی انجام دهم. بزرگنمایی نکنند چون سرمایه‌گذار می‌فهمد و در نخستین
جلسه دودلیجنس معلوم می‌شود. همین که گوگل آنالیتیک یا چند ترنزکشن را نگاه کنیم، واقعیت
معلوم می‌شود. تیمی در جلسه با سرمایه‌گذار شرکت کنند و فاندرها در جلسه یکدست باشند.
وقتی در جلسات معرفی، یک فاندر می‌آید، من شک می‌کنم و می‌پرسم که چرا تیم همراه او
نیست. اگر بفهمم در جریان هستند ولی جلسات دیگر داشتند، مشکلی ندارم. نکته دیگر این
است که در جلسه سرمایه‌گذاری، سرمایه‌گذار خود را خوب بشناسند. خیلی خوشحال می‌شوم
وقتی استارت‌آپی که به ما مراجعه کرده، ما و پرتفوی ما را خوب می‌شناسد. مثلا به ما می‌گوید می‌توانم فلان کار را برای پرتفوی
شما بکنم. فلان خلا علی‌بابا را هم حل می‌کنم. خیلی خوب است که سرمایه‌گذار خود را
بشناسند، بدانند پولش چقدر اسمارت است، بدانند شیوه آن سرمایه‌گذار چیست. سنتی است
یا یک
VC حرفه‌ای است.

آندرولیو (ارزش‌گذاری پایین‌تر از واقعیت) کردن از سوی
سرمایه‌گذار هم برای هر دو طرف آسیب‌زا است و نباید مایه خوشحالی باشد. پول کمتر، رشد
کمتری دارد. استارت‌آپ درحالی که فرصت داشت
۳X بزند، ۲X می‌زند. برخی می‌گویند که همان پول را می‌دهم
ولی آندرولیو می‌کنم. بله ولی دو برابر سهام می‌گیرید. سهام فاندر در سه مرحله جذب
سرمایه باید بالای
۵۰
درصد بماند ولی با ارزش‌گذاری کمتر، ممکن نیست.

منظور از اسمارت مانی چیست؟ یعنی صرفا سرمایه‌گذار یک
فرد به‌روز است و می‌تواند به تیم انگیزه و راهکار بدهد. یا مشاور خارجی بیاورد

من یک تعریف برای اسمارت‌مانی دارم و همان را می‌گویم.
اسمارت‌مانی یعنی پول مناسب در زمان مناسب، مکان مناسب و محل مناسب هزینه شود. مثلا
استارت‌آپ می‌خواهد دفتر
۵۰۰
متری بگیرد ولی دفتر ۱۰۰ متری برایش کافی است، سرمایه‌گذار
باهوش نمی‌گذارد استارت‌آپ برای چنین دفتری هزینه کند. این اسمارت‌مانی است. ما گاهی
علاوه بر سرمایه، به استارت‌آپ‌ها سرویس مارکتینگ هم می‌دهیم. مثلا علاوه بر پول، یک
سرویس رایگان مارکتینگ از یک تیم حرفه‌ای که در استارت‌آپی معروف است، ارائه می‌دهیم.
آن را در هیچ کجا هم حساب نمی‌کنیم. یا به استارت‌آپ سرویس مالی می‌دهیم. مثلا تیم
ما برای آن‌ها صورت مالی مرتب می‌کنند. یا استارت‌آپ را به کسی معرفی می‌کنیم که می‌تواند
برایشان مجوز بگیرد یا شرکت ثبت کند. همه این‌ها اسمارت‌مانی است. می‌تواند از جنس
پول یا خدمات باشد
.

یک سوال مهم دارم که دغدغه استارت‌آپ‌های باهوش و سرمایه‌گذاران
است. پولی که استارت‌آپ به عنوان سرمایه جذب می‌کند، باید خرج چه کاری شود؟ برخی به
عنوان درآمد به آن نگاه می‌کنند. خانه و ماشین می‌خرند و حقوق‌ها را ضربدر
۲ و ۳ می‌کنند. حتی شنیدم
برخی از آن‌ها پول را در بانک گذاشته‌اند و سود می‌گیرند. هم زندگی‌شان می‌چرخد و هم
پولی برای گرداندن استارت‌آپ و حقوق و مزایا می‌ماند و از رشد هم صرفنظر کرده‌اند.
پول سرمایه‌گذار بابت خرج کردن در چه مواردی چیست؟

اصطلاح فنی ما این است که این پول به سمت جاری شرکا
برای افزایش سرمایه می‌رود. این یعنی پول خارج نمی‌شود. بلکه به یک شرکت می‌رود. درست
است که سرمایه‌گذار سهم را از فاندر می‌خرد و آن پول حق آن فرد است. ولی توافق نانوشته
می‌گوید این پول حق شما است، ولی باید در شرکت هزینه شود. سرمایه‌گذاران حرفه‌ای، یکجا
پول نمی‌دهند. بر مبنای
KPI و در مراحل مختلف
و بر مبنای پیشرفت کار پول می‌دهند و محل هزینه را از قبل تعیین می‌کنند. عمده محل
هزینه‌کرد سرمایه یا همان ونچر کپیتال، هزینه مارکتینگ، نیروی انسانی، توسعه و زیرساخت
است. در استارت‌آپ‌ها، نسبت‌ها با هم فرق دارند. در برخی بیزینس‌ها مانند فین‌تک‌ها
که افراد آن گران‌تر هستند، سهم نیروی انسانی بیشتر است. در برخی بیزینس‌ها نیاز

HR متوسط است ولی نیاز به مارکتینگ قوی‌تر دارند. برخی بیزینس‌ها
“تِک” هستند و سخت‌افزار یا کیت درست می‌کنند. نیاز به ساختمان، ماشین‌آلات و تجهیزات
دارند. نکته این است که استارت‌آپ‌ها خودشان را در
SAFE SIDE (منطقه
امن) و سرمایه‌گذار را سمت های‌ریسک (پرخطر) نگذارند. یعنی فکر کنند معادل حقوق کارمندی
را در شرکت خودم و از سرمایه‌گذار خودم بگیرم، سهام هم دارم. پول سرمایه‌گذار هم هست
که راحت خرج مارکتینگ و توسعه می‌کنم. سرمایه‌گذار هم نشسته تا ببیند که چه اتفاقی
می‌افتد
!

استارت‌آپ باید نشان دهد که ریسک می‌کند. یا با هزینه‌کرد
از خود یا با کاستن از انتظارات. درست است که اگر فاندری بیرون از استارتاپ خودش هم
کار کند،ممکن است
۳۰
میلیون تومان حقوق بگیرد، باید حاضر شود در استارت‌آپ خودش
با
۵ میلیون
تومان کار کند. چون سهام او چند میلیارد ارزش دارد. ما بیشتر توصیه می‌کنیم که پول
سرمایه‌گذار صرف مارکتینگ شود. اگر ببینیم استارت‌آپی برای خرج کردن سرمایه (ونچر کپیتال)
موردنیازش
۸۰درصد
HR و ۲۰
درصد مارکتینگ زده است، با او موافقت نمی‌کنیم. باید مارکتینگ
کند تا سهم بازار را بگیرد. نباید به مشتری‌هایی که دارد و رشد ارگانیکش بنازد. رشد
ارگانیک قابل افتخار نیست. استارت‌آپ از راه مارکتینگ باید بیشتر از ارگانیک رشد کند
و پول سرمایه‌گذار را با رشد ارگانیک و دستمزد دادن هدر ندهد. برخی استارت‌آپ‌ها پول
سرمایه‌گذار را برای
۱۲
ماه می‌گیرند و در ۲۴ ماه خرج می‌کنند و افتخار هم می‌کنند.
می‌خواهند بگویند ما مواظب سرمایه هستیم. ما هم می‌گوییم بیخود کردید این کار را کردید.
برای اینکه قرار بود یک ساله
۳X بزنید
و الان
۱٫۵X زدید و پول هدر
رفت. پول را زود خرج کن، خوب خرج کن و به موقع رشد کن
.

اگر استارت‌آپ در راند اول بیش از ۴۰ درصد سهام بدهد،
طبیعتا بازی را باخته است. من چندین مورد دیدم که سرمایه‌گذار سنتی
۶۰ یا ۶۵ درصد سهام را در
همان راند اول گرفته است. آن استارت‌آپ فاتحه‌اش خوانده است
.

شما تا الان در چند جلسه مذاکره جذب سرمایه استارت‌آپی
حضور داشتید؟

خیلی زیاد است. در همه مذاکره‌هایی که در صندوق انجام
شده، حضور داشتم. حدود
۱۵
مذاکره جدی خودمان که منجر به عقد قرارداد شده و مذاکرات
بسیار دیگری هم بوده است
.

برخی از استارت‌آپ‌ها می‌گویند ۱۰ جا برای جذب سرمایه
رفته‌ایم، ولی کسی ایده ما را درک نمی‌کند و سرمایه‌گذار واقعی در ایران وجود ندارد.
از جذب سرمایه ناامید می‌شوند. چقدر باید سماجت کرد و ناامید نشد؟ از هر چند مذاکره
یکی به قرارداد برسد، موفقیت محسوب می‌شود؟

نسبت ما ۵۰ به ۳ است. از هر ۱۰۰ یا ۱۵۰ استارت‌آپی که
می‌آیند، هفت هشت استارت‌آپ می‌توانند از صندوق ما سرمایه جذب کنند. فیلترهای ما سخت
است. روی استارت‌آپ‌هایی سرمایه‌گذاری می‌کنیم که یونیک (بی‌مانند و منحصربه‌فرد) باشند.
این یک نکته کلی است. ما دیجی‌کالا و اسنپ و علی‌بابا داریم و دیگر مشابه آن را نمی‌خواهیم
.

اگر استارت‌آپی خیلی دست خالی بیاید، آن را رد می‌کنیم.
به قول آقای زرنوخی، شراکت مانند ازدواج است. ما باید بلندمدت با هم باشیم. اینقدر
که با استارت‌آپ‌ها ارتباط داریم، با خانواده‌مان نداریم. پس کسی را انتخاب می‌کنیم
که کار خود را بلد باشد
.

منظور از یونیک بودن، این است که رقیب نداشته باشند
یا اگر رقیب دارند، کسی در آن بازار سرمایه‌گذاری نکرده است؟

رقیب نداشتن غیرممکن است. همه استارت‌آپ‌ها رقیب دارند.
اما باید دست روی بازاری گذاشته باشند که ما حس کنیم می‌توانند آن مارکت را بگیرند.
یا کسی از قبل آن بازار را فتح نکرده باشد. بازار تاکسی آنلاین فتح شده است. دیگر استارت‌آپ‌ها
زنگ نزنند و بگویند که ما می‌خواهیم اسنپ شویم. برای اسنپ یا دیجی‌کالا شدن باید پول
خیلی زیادی در استارت‌آپ بریزیم. اسنپ و دیجی‌کالای دیگر درست می‌شود. ولی اگر دیجی‌کالا
یکصد میلیون دلار خرج کرده، ما باید یک میلیارد دلار خرج کنیم تا دیجی‌کالا شویم. عقل سلیم حکم نمی‌کند که این کار را بکنیم. ولی
مثلا کسی می‌گوید من می‌توانم یک مشکل از دیجی‌کالا حل کنم. مثلا تامین انبار دیجی‌کالا
مشکل دارد. یا مثلا یک
BI نوشتم و هوش مصنوعی
می‌تواند فلان مشکل علی‌بابا را حل کند. این‌ها خیلی خوب است. ولی در حوزه‌هایی که
قبلا فتح شده است دیگر کسی وارد نشود. الان هوم‌سرویس تکمیل شده است. من نمی‌فهمم چرا
شتابدهنده‌ها هوم‌سرویس می‌آورند. یا وقتی علی‌بابا هست، با چه نیتی سرویس فروش بلیت
می‌آورند. بیش از
۵۰
درصد ایده‌ها تکراری است. شاید فاندر بگوید که در ایده من
این نکته متفاوت است ولی در واقع یک تفاوت کوچک است که استارت‌آپ قبلی اگر یک دگمه
بزند، آن امکان را هم دارد. پس آن استارت‌آپ سرمایه‌گذار دارد، حجم زیادی از مارکت
را هم دارد. پس طبیعتا من روی ایده مشابه سرمایه‌گذاری نمی‌کنم
.

آماری بدهید که در سال گذشته چه تعداد استارت‌آپ به
شما مراجعه کردند و آن‌ها را ارزیابی کردید؟

ما در سال گذشته حدود ۱۵۰ مذاکره به صورت
جلسه حضوری داشتیم. کسانی که تلفنی مذاکره کردیم و رد شدند شاید بیش از هزار استارت‌آپ
بودند. البته آن‌ها را قانع می‌کنیم و به دیگر سرمایه‌گذاران ارجاع می‌دهیم. اخیرا
لیستی تهیه کردیم و حدود
۲۰۰
استارت‌آپ را قابل سرمایه‌گذاری در راندهای مختلف می‌دانیم.
فکر می‌کنم الان اکوسیستم را بچلانیم،
۲۰۰ استارت‌آپ می‌ماند که در حال کار
هستند و می‌شود روی آن‌ها سرمایه‌گذاری کرد
.

نکته‌ای درباره کش‌نید کل اکوسیستم گفتید. چقدر پول
نیاز است تا حال کل اکوسیستم استارت‌آپ های ایران خوب باشد؟

برآورد ما حدود ۱۸۰۰ میلیارد تومان در همه راندهاست.
این سرمایه برای خوشحال کردن آن
۲۰۰
استارت‌آپ در یک و نیم سال آینده کافی است. یعنی ما اگر اینقدر
پول داشتیم روی آن
۲۰۰
استارتاپ سرمایه‌گذاری می‌کردیم. استارت‌آپ‌هایی که حدود
۱۰ تا
۱۵ هزار
نفر در آن ها مشغول کار هستند
.

اسمارت‌مانی یعنی پول مناسب در زمان مناسب، مکان مناسب
و محل مناسب هزینه شود. مثلا استارت‌آپ می‌خواهد دفتر
۵۰۰ متری بگیرد ولی
دفتر
۱۰۰ متری
برایش کافی است، سرمایه‌گذار باهوش نمی‌گذارد استارت‌آپ برای چنین دفتری هزینه کند.
این اسمارت‌مانی است
.

توصیه کاربردی‌تان به استارتاپ‌هایی که به دنبال جذب
سرمایه‌اند چیست؟

بچه‌ها باید کمی در مورد ایده‌هایشان منعطف باشند. با
ایده نباید ازدواج کرد. اگر سرمایه‌گذاری پیشنهاد داد که کمی بیزنس مدل‌شان را تغییر
دهند فکر نکنند دارند رویایشان را نابود می‌کنند. دیتاهایشان را مرتب کنند. داده‌های
واقعی و منظمی را در اختیار سرمایه‌گذار بگذارند. سراغ ایده‌های نو و کاربردی بروند.
در مملکت اینقدر مشکل داریم که برای حل آن‌ها ایده‌های کاربردی جواب بدهند. به فکر
راه انداختن دیجی‌کالای دیگری نباشند
.

چه حوزه‌هایی را پیشنهاد می‌کنید برای راه‌اندازی استارت‌آپ؟

در حوزه‌هایی چون ساختمان، ملک، کارشناسی و ارزیابی
ساختمان و مقاوم‌سازی آن، مارتک (مارکتینگ تکنولوژی)، کلین‌تک یا انرژی‌های پاک، حوزه
آب و کشاورزی و البته اینترنت اشیا یک بازار خیلی بزرگی پیش رو داریم و استارتاپ‌های
کمی در این حوزه داریم. توصیه من این است که استارتاپ‌ها بروند سراغ حوزه سخت‌افزاری.
استارتاپ‌ها اصلا ناامید نباشند. اتفاق‌های خوب معمولا در همین روزهای رکود می‌افتد.
باید خودمان به همدیگر کمک کنیم
.

بازار تاکسی آنلاین فتح شده است. دیگر استارت‌آپ‌ها
زنگ نزنند و بگویند که ما می‌خواهیم اسنپ شویم. برای اسنپ یا دیجی‌کالا شدن باید پول
خیلی زیادی در استارت‌آپ بریزیم. اسنپ و دیجی‌کالای دیگر درست می‌شود. ولی اگر دیجی‌کالا
یکصد میلیون دلار خرج کرده، ما باید یک میلیارد دلار خرج کنیم تا دیجی‌کالا شویم. عقل سلیم حکم نمی‌کند که این کار را بکنیم
.

استارتاپ موردعلاقه‌تان کدام است؟

استارتاپ موردعلاقه‌ام، آریامدتور است که در زمینه گردشگری
سلامت کار و ارز وارد کشور می‌کند. استارت‌آپی که در شرایط فعلی کشور چندصد هزار دلار
ارز وارد کشور کرده است. چقدر باید پسته صادر کنیم تا اینقدر ارز وارد کشور شود؟! چنین
استارتاپ‌هایی هستند که آینده را می‌سازند و باعث رونق اقتصاد کشور می‌شوند. به همین
خاطر من علاقه زیادی به آریامدتور و تیم‌شان دارم
.

از چالش‌ها صحبت کردید. زمان خوبی است که عمیق‌تر به
آن بپردازیم. شما مذاکره و گفتگوی بسیاری با استارت‌آپ‌های زیادی داشته‌اید. برخی منجر
به سرمایه‌گذاری و شاید تعدادی منجر به رفاقت شده باشد. حتی اگر سرمایه‌گذاری نکرده
باشید. پس تجربه خوبی از کار شش ساله دارید و چیزی که ما به آن “استارت‌آپ ایرانی”
می‌گوییم، به خوبی می‌شناسید. استارت‌آپ ایرانی چیست و چه تفاوتی با استارت‌آپ‌های
دیگر در اکوسیستم‌های پیشرفته یا قدیمی دنیا دارد؟

استارت‌آپ ایرانی، زیادی خاص است. ملغمه‌ای از خلاقیت،
نوآوری، زیاده‌خواهی، جاه‌طلبی و شوق به موفقیت با یک عالمه ابهام است. فرق استارت‌آپ‌های
ایرانی با دنیا در همین “یک عالمه ابهام” است. در دنیا ابهام کم و در ایران زیاد است.
در مراحل ساخت، جذب سرمایه و گام‌های دیگر ابهام وجود دارد. در آمریکا یا سیلیکون‌ولی
اگر کسی بخواهد کار کند، استیو جابز و دیگر افراد و تیم‌های موفق را می‌بیند و ابهام
او کم می‌شود. ولی در ایران سه چهار استارت‌آپ بزرگ داریم که بچه‌ها از آن‌ها یاد می‌گیرند.
ما در جلسه با استارت‌آپ‌ها، چند سوال درباره اتفاقات احتمالی می‌پرسیم، واکنش آن‌ها
را می‌بینیم و تحمل ابهام را می‌سنجیم. اگر تحمل نداشته باشند، استارت‌آپ از نظر ما
رد می‌شود. بیزینس در ایران، کار کردن در شرایط ابهام است. تحمل ابهام، ویژگی فردی
خاصی می‌خواهد. کسی که نتواند عدم قطعیت، عدم شفافیت در بیزینس خود و ابهام در مسیر
آینده را تحمل کند، زود می‌شکند. از طرفی در ایران بازاری با سختی‌های فراوان داریم.
برای استارت‌آپ‌های دنیا راه هموار شده ولی استارت‌آپ ایرانی باید راه را بسازد، محصول
خود را بسازد و سد بزرگ راه را که همان تفکر و بازار سنتی است، بردارد. البته روال
بهتر شده و من خوشبینم که تا یکی دو سال آینده فضا بهتر شود
.

سایت رمز بلاگ، با اندکی تلخیص و اضافات برگرفته از سایت خبری شنبه پرس تاریخ انتشار ۲۵ شهریور ۹۷، کدمطلب: ——، www.shanbepress.com

پلیس فتا طی نامه‌ای به بانک ها تا زمان اجرایی شدن بخشنامه جدید بانک مرکزی آنها را ملزم به اجرا کردن ۴ محدودیت برای پرداخت اپ‌های موبایل کرد.

رمز بلاگپلیس فتا طی نامه‌ای به بانک ها تا زمان اجرایی شدن بخشنامه جدید بانک مرکزی آنها را ملزم به اجرا کردن ۴ محدودیت برای پرداخت اپ‌های موبایل کرد.

3

سایت رمز بلاگ، با اندکی تلخیص و اضافات برگرفته از سایت خبری اقتصاد آنلاین تاریخ انتشار ۲۲ شهریور ۹۷، کدمطلب: ۳۰۰۱۷۰، www.eghtesadonline.com

صنعت پیچیده موبایل هوشمند، حالا یک صنعت جهانی و تاثیرگذار است. در سال جاری میلادی ۵/ ۱ میلیارد دستگاه توسط میلیون‌ها کارگر در صدها شرکت در ده‌ها کشور ساخته شده‌اند. وقتی شما روی صفحه نمایش گوشی خودتان می‌زنید، یک شیء را لمس می‌کنید که به اندازه ادویه‌های جاوایی برای ثروتمندان قرن شانزدهمی اروپا شگفت‌انگیزند. در ساختار تجاری، این سیستم آنقدر بااهمیت است که شکست نمی‌خورد. اما این اعجوبه جهانی با دو تهدید مواجه است؛ کم شدن رونق بازار موبایل‌های هوشمند و پایان دوره طلایی جهانی. برای برآورد این خطرات، ژوزف شومپیتر (اقتصاددان و وزیر اقتصاد سابق اتریش) آزمایشی برای ارزیابی قدرت مالی زنجیره تامین قطعات دارد. هر چند این صنعت به‌طور کلی در شرایط منطقی قرار دارد، اما فهرست بلندی از شرکت‌های ضعیف فعال در آن، باعث ایجاد نگرانی‌های جدی می‌شود.

رمز بلاگتا دهه‌های متمادی اغلب شرکت‌های تولیدکننده لوازم مصرفی
الکترونیکی، محصولاتشان را در نزدیکی شهر خودشان می‌ساختند. شرکت

Nokia با سرعت گوشی‌های موبایل زیادی را در شهر کوچک «سالو» در
فنلاند تولید می‌کرد. سپس در دهه
۱۹۹۰
شرکت‌های پیشرو کمی مانند Cisco و
بعدها
Dell، فرآیند تولید و ساخت خودشان را به مجموعه‌ای
از کارخانه‌های اغلب آسیایی برون‌سپاری کردند. این موضوع آنقدر استیو جابز را تحت تاثیر
قرار داد که در سال
۱۹۹۸
تیم کوک را که متخصص زنجیره تامین قطعات بود در
Apple استخدام کرد. تیم کوک هم مجموعه بزرگی از سازندگان و تامین‌کنندگان
قراردادی را ایجاد کرد که امروزه صدها سایت کلیدی و مهم را در سراسر دنیا در اختیار
دارد
.

هر کدام از چهار شرکت بزرگ دیگر تولیدکننده موبایل‌های
هوشمند هم مجموعه خودشان را به این سیستم اضافه کردند
. Samsung بیشتر
موبایل‌هایش را در خانه تولید می‌کند؛ اما کارخانه‌های بسیار بزرگی در ویتنام دارد
و پردازنده‌های نیمه‌رسانا و نمایشگرهای تولیدی‌اش را به شرکت‌های رقیب می‌فروشد
.
Huawei که در شنزن است، ترجیح می‌‌دهد قطعات مورد نیازش را
در داخل شرکت خودش بسازد. دو شرکت چینی
Xiaomi و
OPPO که بسیار کوچک‌تر از Apple هستند،
فرآیند تولید قطعات اولیه‌شان را در داخل کشور و خارج از آن برون‌‌سپاری کرده‌اند
.

آخرین مطالعات IMF نشان
می‌دهد که این شبکه‌های پیچیده اثرات اقتصادی گسترده‌ای دارند. قطعات موبایل هوشمند
در اوج رونق بازارشان در اکتبر سال
۲۰۱۷، بیش از ۳۳ درصد از صادرات تایوان، ۱۷ درصد از صادرات
مالزی و
۱۶ درصد
از صادرات سنگاپور را به خودشان اختصاص دادند. جالب است بدانید که موبایل‌های هوشمند
۶ درصد
از صادرات چین را در اختیار دارند. تراشه‌های حافظه از کره جنوبی و ویتنام می‌آیند،
تراشه‌های سیستمی از مالزی، تایوان و هر جای دیگری می‌آیند و در نهایت نمایشگرها از
ژاپن و کره جنوبی. شرکت‌های ثروتمند جهانی مانند
Qualcomm مجوزهای
استفاده از مالکیت‌های معنوی‌شان را می‌فروشند. سپس این قطعات به‌طور عمده‌ای توسط
ارتش کارگرهای چینی جمع‌آوری و سوار می‌کنند. این ماشین قبل از معرفی هر مدل جدید شتاب
بیشتری می‌گیرد و میلیون‌های دستگاه موبایل را تولید می‌کند
.

اولین تهدید برای این سیستم، تعداد موبایل‌های هوشمند
جدید فروخته شده است که در سال گذشته میلادی به دنبال اشباع بازار چین و کمتر شدن تمایل
کاربران غربی برای به‌روز کردن گوشی‌هایشان، کاهش
۳/ ۰ درصدی داشته است. حتی با این وجود
هم کل درآمد تامین‌کنندگان قطعات سخت‌افزاری و خدمات برای شرکت‌های تولیدکننده موبایل‌های
هوشمند در سال گذشته میلادی افزایش
۱۰ درصدی داشته است. شرکت‌‌هایی که
بازی و خدمات می‌فروشند، رونق خوبی را تجربه می‌کنند. تا جایی که در سال گذشته فروش
توسعه‌دهندگان از طریق اپ‌استور
Apple افزایش بیش از
۳۰ درصدی
داشته و به
۲۷ میلیارد
دلار رسیده است. گوشی‌های موبایل جدید، تراشه‌ها و نمایشگرهای بهتر و گران‌تر دارند.
بر اساس بررسی‌های انجام شده توسط موسسه تحقیقاتی
IHS Markit، مجموع ارزش قطعات به‌کار رفته در داخل گوشی‌های
iPhone X و Samsung Galaxy S۹ به ترتیب ۲۸ درصد و ۱۳ درصد بیشتر از
مدل‌های قبلی خودشان است
.

ضعف مهم این سیستم وجود تعداد زیادی از شرکت‌های کوچک
و ضعیف در آن است. بسیاری از کارشناسان درباره شرایط کاری در زنجیره تامین قطعات نگرانند.
به‌عنوان مثال یک کارگر فعال در بخش سرهم کردن قطعات در چین که درآمد بسیار پایینی
هم دارد، هر روز
۱۷۰۰
گوشی موبایل را سرهم می‌کند. با این حال اما زندگی برای بعضی
از سرمایه‌داران هم سخت است. بررسی وضعیت مالی
۴۲ تامین‌کننده بزرگ قطعات مورد نیاز
Apple می‌تواند این موضوع را به خوبی روشن کند.

Apple و ۱۳ تامین‌کننده تراشه‌های مورد نیازش،
بیش از
۹۰ درصد
از کل سود به‌دست آمده از سیستم اپل را به‌دست می‌آورند. در همین حال شرکت‌های دیگری
که بیشتر کارهای اولیه را انجام می‌دهند، باید برای کارگران، انبارها وتجهیزات بیشتری
هزینه کنند. بنابراین آنها در مجموع میزان بازگشت سرمایه کمتر و برابر
۹ درصد و همچنین
حاشیه سود خالص تنها
۲
درصدی دارند. درآمد آنها پنج سال است که افزایش نیافته. این
شرکت‌ها شامل شرکت‌های سرهم‌کننده قطعات (اسمبلر) مانند
Hon Hai تایوانی
و قطعه‌سازان مهم هستند که به وضوح در کشمکش هستند. در روز بیست و دوم ماه آگوست شرکت

AAC Technologies یکی از مهم‌ترین تامین‌کنندگان قطعات اولیه
موبایل، اعلام کرد که سود آن در فصل دوم امسال کاهش
۳۹ درصدی نسبت به فصل دوم سال گذشته
میلادی داشته است
.

اگر مثال بزرگ‌تری از ۱۳۲ تامین‌کننده شرکت‌های
Apple، Samsung و
Xiaomi بزنیم، معمولا یک سوم آنها هر سال کوچک و کوچک‌تر می‌شوند.
شرایط مالی سخت این شرکت‌ها، آنها را در برابر تنش‌های تجاری آسیب‌پذیر می‌کند. این
دومین مشکل بزرگ صنعت موبایل‌های هوشمند است. در ماه آوریل دولت آمریکا تحریم‌هایی
را علیه شرکت چینی
ZTE اعمال کرد تا در
نهایت گوشی‌های تولیدی این شرکت تا پایان ماه جولای از بازار این کشور جمع‌آوری شوند.
آمریکا و چین تا حالا از همکاری با شرکت‌های یکدیگر خودداری کرده‌اند. با این وجود
اگر تنش‌ها بالا بگیرد، آنها می‌توانند در خط آتش قرار بگیرند
.

اخطار تامین‌کنندگان

Apple، Samsung و
اغلب سازندگان تراشه‌های نیمه‌رسانا می‌توانند با اتکا به حاشیه سود و نقدینگی بالا،
چنین تنش‌هایی را تحمل کنند. با این حال زنجیره بلند دیگر تامین‌کنندگان به خاطر حاشیه
سود بسیار پایین، سرمایه در گردش کم و هزینه‌های بالا نمی‌توانند در برابر این تنش‌ها
مقاومت کنند. تعرفه‌های وارداتی وضع‌شده از سوی دولت آمریکا می‌تواند آنها را به شرایط
بدتری ببرد. از میان
۱۳۲
شرکت تامین‌کننده قطعات اولیه موبایل‌های هوشمند، ۵۲ درصد آنها در صورتی
که هزینه‌های تنها
۵درصد
هم افزایش یابند، سرمایه زیادی را از دست خواهند داد. توقف تجارت به شیوه

ZTE، فاجعه‌بار خواهد بود. اگر درآمدها از بین بروند
و این
۱۳۲ شرکت
همچنان به کمک وام‌های کوتاه‌مدت و پرداخت کمترین دستمزد توانایی ادامه پرداخت هزینه‌هایشان
را داشته باشند،
۲۸
درصد از آنها در طول ۱۰۰ روز از بین می‌روند. متوقف کردن صنعت پردرآمد و بزرگ موبایل‌های هوشمند،
دیوانگی خواهد بود؛ مصرف‌کنندگان نگران می‌شوند، میلیون‌ها شغل در آسیا در خطر قرار
می‌گیرند و بازارهای بورس در آمریکا و شرق آسیا به شدت تحت تاثیر قرار خواهند گرفت.
با این حال حتی اگر دولت‌ها از چنین شوکی جلوگیری کنند، آنها احتمالا در طول زمان سهم
بیشتری از سود و مشاغل‌شان را از دست می‌دهند
.

آمریکا کارخانه‌های بیشتری در خاک کشور خودش می‌خواهد.
چین چند شرکت خارجی تولیدکننده تراشه‌های حافظه را به خاطر تعیین قیمت تحت پیگرد قانونی
قرار داده و می‌خواهد یک ظرفیت گسترده داخلی را در زمینه تولید تراشه‌های نیمه‌رسانا
ایجاد کند. با این اوصاف اگر یک شرکت بزرگ تولیدکننده موبایل هوشمند داشته باشید، باید
همه بخش‌ها و جزئیات کارتان را با توجه به فضای تجاری کوچک‌تری که ایجاد شده است، بازتعریف
کنید. با این اوصاف انتظار می‌رود در طول یک دهه آینده کل صنعت موبایل‌های هوشمند هم
کوچک‌تر خواهد شد
.

سایت رمز بلاگ، با اندکی تلخیص و اضافات برگرفته از روزنامه دنیای اقتصاد تاریخ انتشار ۲۶شهریور ۹۷، کدمطلب: ۳۴۴۰۹۸۳، www.donya-e-eqtesad.com

رییس اورژانس پیش بیمارستانی دانشگاه علوم پزشکی کرمان از شناسایی و تعیین هویت جان باختگان حادثه برخورد اتوبوس مسافربری «تهران ـ کرمان» با تانکر حمل سوخت خبر داد.

آنطور که ایسنا نوشته محمد صابری با اعلام این خبر گفت: مجوز قضایی تحویل اجساد حادثه برخورد اتوبوس مسافربری تهران ـ کرمان با تانکر حمل سوخت که در شامگاه دوشنبه ۲۶شهریورماه در محور کاشان – نطنز به وقوع پیوست، به خانواده‌ها صادر شده است.
وی ادامه داد: ۲ نفر از جان باختگان اهل انار، ۲ نفر از شهرستان رفسنجان، چهار نفر از شهرستان جیرفت، هفت نفر از شهرستان کرمان، یک نفر از یزد، سه نفر از شهرستان ساوه استان مرکزی هستند.
مدیر مرکز مدیریت حوادث و فوریت‌های پزشکی دانشگاه علوم پزشکی کرمان عنوان کرد: اجساد ۲ نفر از جیرفت و یک نفر از کرمان باتوجه به حضور خانواده متوفیان در حال انتقال به کرمان است.
وی افزود: چهار دستگاه آمبولانس مخصوص حمل جسد ازشهرداری‌های انار، امین شهر انار، رفسنجان و شهربابک جهت انتقال اجساد عازم اصفهان شدند.
اسامی متوفیان حادثه با مشخصات نام پدر و شهرستان مربوطه، به شرح زیر است:
۱- عباس نیساری/ فرزند محمد/ جیرفت
۲- نزینه گل صفی زاده/ فرزند شمس الله/ جیرفت
۳- محمد مهدی نقدی/ فرزند علیرضا/ کرمان
۴- لیلا صفی زاده/ فرزند گل محمد/ جیرفت
۵- سجاد رحمانی/ فرزند غلام سخی/ ساوه
۶- شقایق نقدی نسب/ فرزند علی/ کرمان
۷- محمد میرافضلی/ فرزند حسین/ کرمان
۸- فروزنده اکبری/ فرزند حسین/ انار
۹- مهرانگیز سالاری/ فرزند فتحعلی/ کرمان
۱۰- نرگس خلیلی/ فرزند ابراهیم شاه/ ساوه
۱۱- علیرضا نقدی نسب/ فرزند علی/ کرمان
۱۲- فریبا سادات/ فرزند سید ضیاء/ انار
۱۳- محسن اسماعیلی/ فرزند مهدی/ رفسنجان
۱۴- عصمت عابدی/ فرزند محمد حسن/ رفسنجان
۱۵- مرضیه خلیلی/ فرزند ابراهیم شاه/ ساوه
۱۶- محمدرضا زارع/ فرزند محمد/ یزد-مهریز
۱۷- سامان سنجری فرد/ فرزند محمد/ جیرفت
۱۸- فاطمه عباس زاده/ فرزند رمضان/ کرمان
۱۹- نرجس قادی/ فرزند جلال/ کرمان

تصادف اتوبوس تهران – کرمان وزیر راه را به مجلس می کشاند

به اشتراک بگذارید :

بازار خودرو این روزها آنقدر برای «جریان نقدینگی» جذاب شده که بسیاری از شهروندان حاضرند در طرح‌های‌پیش‌فروش نامتعارف خودروسازان نیز شرکت کنند، حتی اگر علاوه‌بر قیمت و زمان دقیق تحویل، مدل خودرو نیز نامعلوم باشد. در طرح پیش‌فروشی که اخیرا یکی از خودروسازان داخلی به اجرا گذاشت، ۱۵ هزار نفر در آن شرکت کردند، بدون آنکه بدانند خودرو پیش‌فروش شده چیست و چه قیمتی دارد و دقیقا در چه تاریخی تحویل می‌شود. اینکه قیمت خودرو و حتی زمان تحویل آن مشخص نباشد، مواردی مرسوم در خودروسازی کشور به‌شمار می‌روند و مشتریان با آنها غریبه نیستند، با این حال مشخص نبودن نام و مدل محصول، بسیار نامتعارف بوده و بدعتی جدید در پیش‌فروش است.

رمز بلاگبازار خودرو این روزها آنقدر برای «جریان نقدینگی» جذاب
شده که بسیاری از شهروندان حاضرند در طرح‌های‌پیش‌فروش نامتعارف خودروسازان نیز شرکت
کنند، حتی اگر علاوه‌بر قیمت و زمان دقیق تحویل، مدل خودرو نیز نامعلوم باشد. در طرح
پیش‌فروشی که اخیرا یکی از خودروسازان داخلی به اجرا گذاشت،
۱۵ هزار نفر در آن
شرکت کردند، بدون آنکه بدانند خودرو پیش‌فروش شده چیست و چه قیمتی دارد و دقیقا در
چه تاریخی تحویل می‌شود. اینکه قیمت خودرو و حتی زمان تحویل آن مشخص نباشد، مواردی
مرسوم در خودروسازی کشور به‌شمار می‌روند و مشتریان با آنها غریبه نیستند، با این حال
مشخص نبودن نام و مدل محصول، بسیار نامتعارف بوده و بدعتی جدید در پیش‌فروش است
.

اصلا مگر می‌شود مشتری کالایی را بخرد که نه قیمت آن
را می‌داند و نه زمان تحویل گرفتنش را و از همه عجیب‌تر، نه نام آن را؟ بیخود نیست
طنازان شبکه‌های اجتماعی طرح اخیر فروش خودروسازان را چیزی شبیه «لپ‌لپ» دانسته‌اند،
همان بسته‌های پلاستیکی جذاب برای کودکان که آن را می‌خرند، بی‌آنکه بدانند داخلش چیست.
بدون شک بازار خودرو ایران در حال حاضر اوضاعی ملتهب دارد و دست بسیاری از مصرف‌کنندگان
واقعی، به خودرو با قیمت کارخانه نمی‌رسد؛ اما آیا چنین شرایطی دلیل می‌شود که خودروسازان
به روش‌های نامتعارف فروش روی بیاورند؟ آیا فروش خودروهایی که همه چیز آنها از قیمت
گرفته تا مدل، به‌نوعی شانسی و نامشخص است، با اصول مربوط به حقوق مشتریان تناسب دارد؟
آیا می‌توان در دنیا موردی مشابه را مثال زد که خودروسازی اقدام به پیش‌فروش محصول
کند، بی‌آنکه نام و مدل آن مشخص باشد؟ اگر فرض کنیم به‌خاطر قیمت‌گذاری دستوری و شرایط
خاص تولید در دوران تحریم، مشخص نبودن قیمت و زمان تحویل خودرو توجیه دارد، دیگر اینکه
نام و مدل محصول را به مشتری نگوییم و آن را تابع شرایط آتی تولید بدانیم، در نوع خود
نه نمونه جهانی دارد و نه با حقوق اولیه مصرف‌کنندگان می‌خواند
.

سایت رمز بلاگ، با اندکی تلخیص و اضافات برگرفته از روزنامه دنیای اقتصاد تاریخ انتشار ۲۵ شهریور ۹۷، کدمطلب: ۳۴۴۰۵۸۴، www.donya-e-eqtesad.com

بر اساس نتایج حاصل از بررسی شاخص «آموزش» در کشور، استان کرمان در رتبه ۳۰ قرار دارد

بر اساس نتایج تحقیقی که در فصل‌نامه علمی مرکز پژوهش‌های مجلس منتشرشده، استان کرمان رتبه ۲۰ را در تحقق توسعه پایدار در میان ۳۱ استان کشور دارد.

در پژوهشی که با عنوان «بررسی نابرابری‌های توسعه در استان‌های کشور در راستای تحقق توسعه پایدار» صورت گرفته، توسعه‌یافتگی استان‌های کشور بررسی‌شده.

پژوهشگران این تحقیق برای مشخص شدن نابرابری‌های توسعه در استان‌ها برخورداری از بهداشت و درمان، زیربنایی، فرهنگی، کالبدی، اجتماعی، اقتصادی، مهاجرت و آموزش مورد بررسی قرار داده اند.

اولین شاخصی که در این پژوهش برای بررسی نابرابری‌های توسعه در استان‌ها مورد پژوهش قرارگرفته شاخص بهداشت و درمان بوده.

در شاخص «بهداشت و درمان» پژوهشگران این تحقیق مواردی ازجمله درصد کارکنان شاغل در وزارت بهداشت درصد از کل کارکنان کشور، درصد داروساز از کل کشور، درصد کل پزشکان از کل کشور، درصد مراکز بهداشتی _ درمانی فعال در مناطق شهری و … موردبررسی قرار داده‌اند.

بر اساس نتایج این تحقیق استان کرمان در شاخص «بهداشت و درمان» در رتبه هشتم قرار دارد. 

شاخص «زیربنایی» هم به‌عنوان موضوعی موثر در «نابرابری توسعه در استان‌های کشور در راستای تحقق توسعه پایدار» موردبررسی قرارگرفته است.

در بررسی این شاخص مواردی ازجمله سهم تولید ناخالص برق نیروگاه‌های بخاری به تولید ناخالص نیروی برق، سهم بخش غیردولتی در پروازهای داخلی، ضریب نفوذ تلفن ثابت به ازای ۱۰۰ نفر، درصد کارکنان استفاده‌کننده از اینترنت در سطح استان و … موردبررسی قرارگرفته.

در بررسی شاخص «زیربنایی» استان کرمان در رتبه ۲۵ قرار دارد.

شاخص «فرهنگی» هم با بررسی مواردی ازجمله تعداد عناوین کتاب‌های منتشرشده، تعداد عناوین کتاب‌های تألیف شده، تعداد شمارگان مطبوعات منتشرشده، مدت پخش برنامه‌های تلویزیونی، مدت پخش برنامه‌های رادیویی و … برای بررسی نابرابری توسعه در استان‌ها موردتحقیق قرارگرفته است.

بر اساس نتایج حاصل از بررسی شاخص «فرهنگی» در استان‌ها، استان کرمان در رتبه ۲۹ قرار دارد.

شاخص بعدی که در این تحقیق توسط پژوهشگران موردتحقیق قرارگرفته شاخص «کالبدی» بوده است.

در بررسی این شاخص مواردی ازجمله تعداد کل واحدهای مسکونی معمولی، تعداد واحدهای مسکونی ۵۱ تا ۷۵ متر، تعداد واحدهای مسکونی ۷۶ تا ۸۰ متر و … موردتوجه بوده‌اند.

بر اساس نتایج حاصل از بررسی این شاخص در کشور، استان کرمان در رتبه ۹ قرار دارد.

بر اساس شاخص «اجتماعی» استان کرمان نیز در رتبه دهم قرار دارد. در بررسی این شاخص مواردی ازجمله کل جمعیت مرد و زن، کل جمعیت شهری، کل جمعیت ۱۰ ساله و بیشتر فعال شاغل، بعد خانوار، درصد شهرنشینی و … موردپژوهش قرارگرفته‌اند.

در این پژوهش برای بررسی شاخص «اقتصادی» استان‌ها، مواردی ازجمله نرخ مشارکت اقتصاد، نرخ مشارکت اقتصادی مردان، نرخ مشارکت اقتصادی زنان، نرخ بیکاری، متوسط درآمد یک خانوار روستایی و … موردبررسی قرارگرفته است.

بر اساس شاخص «اقتصادی» استان کرمان در رتبه ۲۱ قرار دارد.

شاخص «مهاجرت» مورد بعدی بوده، که در این پژوهش موردتحقیق قرارگرفته است.

در بررسی میزان تاثیر گذاری مهاجرت در نابرابری توسعه استان‌ها در راستای تحقق پایدار مواردی ازجمله تعداد کل متولدین در شهر محل اقامت جمعیت ساکن، تعداد کل جمعیت مهاجران واردشده طی ۱۰ سال گذشته، درصد جمعیت مهاجر و … موردتحقیق قرارگرفته است.

نتایج حاصل از بررسی شاخص «مهاجرت» نشان می‌دهد استان کرمان در رتبه ۱۴ قرار دارد.

شاخص «آموزش» نیز در این پژوهش موردتحقیق گرفته است.

در بررسی این شاخص مواردی ازجمله درصد کل باسوادی، درصد کل بی‌سوادی، درصد باسوادی مردان و زنان و … موردتحقیق قرارگرفته‌اند.

بر اساس نتایج حاصل از بررسی شاخص آموزش در کشور استان کرمان در رتبه ۳۰ قرار دارد.

در میان شاخص‌های موردبررسی قرارگرفته برای بررسی نابرابری توسعه در استان کرمان در راستای تحقق توسعه پایدار، شاخص «آموزش» بدترین رتبه و «بهداشت و درمان» بهترین رتبه را داشته است.

توسعه یافته ترین و توسعه نیافته ترین استان‌ها در راستای تحقق توسعه پایدار

بر اساس این پژوهش استان‌های تهران، البرز و خراسان رضوی توسعه‌یافته‌ترین و استان‌های سمنان، بوشهر و کردستان توسعه‌نیافته‌ترین استان‌ها هستند.

پژوهشگرانی که تحقیق «بررسی نابرابری‌های توسعه در استان‌های کشور» را انجام دادند،  نوشته‌اند که استان‌های ایران در شرایط ناهمگن و نامتوازنی قرار گرفتند.  تمرکزگرایی شدید سیاسی و اقتصادی، ایجاد و گسترش صنایع، زیرساخت‌ها و توسعه امکانات و خدمات صرفاً در کلان‌شهرهای بزرگ، ناهماهنگی نهادهای سیاست‌گذار توسعه منطقه‌ای با دستگاه‌های اجرایی، برنامه‌ریزی نامتناسب با بسترها و شرایط جغرافیایی مناطق، تمایل نداشتن استان‌ها به مشارکت در توسعه بین منطقه‌ای و نبود تعادل بین نیمه شمال و شمال غرب با نیمه جنوب و جنوب شرق در خصوص توزیع پراکندگی شاغلان بخش صنعت و خدمات ازجمله دلایل تشدید ناپایداری و شکاف توسعه در کشور عنوان‌شده است.

توسعه یک فرآیند همه جانبه است

به اشتراک بگذارید :

عزاداری تاسوعای حسینی امروز چهارشنبه در بروجرد برگزار شد.

رمز بلاگ: عزاداری تاسوعای حسینی امروز چهارشنبه در بروجرد برگزار شد.

رمز بلاگ، با اندکی تلخیص و اضافات بر گرفته از خبرگزاری ایرنا ، تاریخ
انتشار: ۲۸ شهریور ۱۳۹۷ ، کدخبر: ۳۶۴۷۹۶۶ ،
www.irna.ir

سازمان هواشناسی کشور از جاری شدن سیلاب در غرب استان کرمان از فردا بعداز ظهر خبر داد.

بنابر تحلیل آخرین اطلاعات هواشناسی به سبب رگبار و رعدوبرق و  وزش بادشدید موقتی  احتمال سیلاب ناگهانی در مسیل ها و رودخانه ها مناطق کوهپایه ای غرب استان کرمان از فردا بعداز ظهر وجود دارد.
ازاین رو توصیه می شود  از تردد و توقف در حاشیه رودخانه ها و  مسیل ها در مناطق فوق خودداری شود.

بنابر گزارش پایگاه خبری وزارت راه و شهرسازی و طبق پیش بینی کلی نقشه های همدیدی و آینده نگری، در بعدازظهر امروز در ارتفاعات کرمان رگبار باران گاهی همراه با رعدوبرق و وزش باد شدید موقتی دور از اتنظار نیست.

برای یکشنبه نیز  با تضعیف این سامانه از شدت ناپایداری در غرب و شمال غرب کشور کاسته شده و بارش پراکنده باران با احتمال رعدوبرق و وزش باد در جنوب غرب کرمان وجود دارد.

به اشتراک بگذارید :

رئیس سازمان جهادکشاورزی آذربایجان شرقی با اشاره به رشد ۸ درصدی صادرات محصولات کشاورزی، گفت: ۱۰۶ میلیون دلار کالای کشاورزی در پنج ماهه اول سال جاری از گمرکات استان صادر شد.

رمز بلاگ: اکبر فتحی روز سه شنبه در گفت و گو با خبرنگاران با بیان اینکه ۱۱
درصد صادرات غیر نفتی استان مربوط به صادرات محصولات کشاورزی است، افزود: ۳۰ کشور
مقصد صادرات محصولات کشاورزی استان هستند که کشورهای عراق، افغانستان، ارمنستان و
ترکیه در صدر می باشند.

وی ادامه داد: عمده محصولات صادراتی آذربایجان شرقی کشمش ، محصولات
لبنی، رب گوجه فرنگی ، آبمیوه و جوجه یکروزه است.

فتحی خاطرنشان کرد: جهت تسهیل، تسریع و افزایش حجم معاملات، بکارگیری
تجارت ترجیحی در خصوص صادرات محصولات کشاورزی نظیر کشمش، آبمیوه و رب گوجه فرنگی و
واردات نهاده های دامی و گوشت پیشنهاد می شود.

رئیس سازمان جهادکشاورزی آذربایجان شرقی افزود: حجم صادرات محصولات
کشاورزی درمرداد ماه امسال، ۱۹ میلیون دلار بود که نسبت به زمان مشابه آن در سال
گذشته از افزایش ۲۵ درصدی برخوردار است.

به گزارش ایرنا، سال گذشته ۲۸۵ میلیون دلار کالای کشاورزی از آذربایجان
شرقی صادر شد؛ این استان توانمندی تبدیل شدن به قطب صادرات محصولات کشاورزی کشور
را دارد.

آذربایجان شرقی دارای بیش از ۵ میلیون تن تولیدات سالانه در بخش
کشاورزی است.

کسب رتبه نخست جذب اعتبار مکانیزاسیون کشاورزی در سال های ۹۲ تا
۹۵،اجرای طرح پهنه بندی مروجین کشاورزی و افزایش تولید گندم به ۸۵۰ هزار تن در سال
۹۵ از دستاوردهای بخش کشاورزی آذربایجان شرقی در سال های فعالیت دولت تدبیر و امید
است.

مساحت کل اراضی کشاورزی آذربایجان شرقی یک میلیون و ۲۲۲ هزار هکتار
است که از این میزان ۸۰۵ هزار هکتار اراضی زیر کشت دیم و ۲۹۴هزار هکتار نیز اراضی
زیر کشت آبی است.

رمز بلاگ، با اندکی تلخیص و اضافات بر گرفته از خبرگزاری ایرنا ، تاریخ
انتشار: ۲۷ شهریور ۱۳۹۷ ، کدخبر: ۸۳۰۳۷۶۲۰ ،
www.irna.ir

رییس اداره آموزش و پرورش سیرجان از تحویل ۱۸ طرح آموزشی خیر ساز درسال تحصیلی جدید به آموزش و پرورش خبر داد.

اکبر محیاپور گفت که ۱۸ طرح آموزشی خیر ساز با اعتبار ۱۹۰ میلیارد ریال از کمک خیرین درسال تحصیلی جدید تحویل آموزش و پرورش شد و این شهرستان رتبه اول خیرین مدرسه ساز استان را دارد.

به گزارش باشگاه خبرنگاران وی گفت: در تابستان امسال یکصد واحد آموزشی شهرستان سیرجان در طرح مهر قرار گرفت تا دانش آموزان از مدارس مناسب برخوردار شوند.

رییس اداره آموزش و پرورش سیرجان گفت:در این طرح که با کمک‌های مردمی و دولتی بیش از ۱۰ میلیارد ریال هزینه شده است رنگ آمیزی کلاس‌ها، تعمیر و تجهیز سرویس‌های بهداشتی، ایزوگام پشت بام، و حیاط سازی مدارس به پایان رسید.

محیاپور افزود: ۵۵۰۰ نفر معلم، مربی و کادر آموزشی در مدارس تعلیم و تربیت دانش آموزان را بر عهده دارند و در سال تحصیلی پیش رو تمامی کلاس‌های درس دارای معلم و آموزگار مرتبط با دروس هستند و ۳۶ درصد دانش آموزان این شهرستان در ۱۵۰ واحد آموزشی غیردولتی مشغول تحصیل می‌شوند که رکورد اول شهرستان‌های استان در مدارس غیر دولتی را داریم.

او از استقبال چشمگیر پسران مقطع متوسطه در هنرستان‌های فنی و حرفه‌ای و کارو دانش خبرداد و گفت: با توجه به موقعیت صتعتی و معدنی این شهرستان ۷۰ در صد دانش آموزان واجد الشرایط در مقطع متوسطه در هنرستان‌ها و دبیرستان‌های کارو دانش در رشته‌های مورد نیاز معادن و صنایع ثبت نام کردند که آماری بیش از ۶ هزار نفر دارند تا زودتر بتوانند جذب بازارکار مورد نیاز در شهرستان شوند.

محیاپور گفت: ۹۸ درصد دانش آموزان کلاس اولی سال تحصیلی جدید دوره پیش دبستانی را گذراندند که حساسیت والدین دانش آموزان این شهرستان را نسبت به تحصیل فرزندانشان نشان می‌دهد و در این بخش هم سیرجانی‌ها رتبه ممتاز را در کشور دارند و بیش از ۵۷۰۰ نفر کلاس اولی امسال راهی مدرسه می‌شوند.

رییس اداره آموزش و پرورش سیرجان گفت که ۴۳۰۰ نفر دانش آموز اتباع بیگانه هم در مدارس شهرستان مشغول به تحصیل هستند و بیش از ۳۰ در صد مدارس هم نیاز به بازسازی و استحکام بنا دارد که در این زمینه نیازمند اعتبارات ملی و دولتی هستیم.

داشتن برگه ارزیابی سلامت شرط ورود نوآموزان به مدارس کرمان شد

 

به اشتراک بگذارید :

برچسب ها

تمامی حقوق مطالب برای رمز بلاگ | دانلود آهنگ های شاد و غمگین محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.