با حضور نماینده ولی‌فقیه در استان کرمان نهمین نمایشگاه ملی کتاب دفاع مقدس و سیزدهمین نمایشگاه قرآن و عترت در کرمان افتتاح شد.

صبح امروز نهمین نمایشگاه ملی کتاب دفاع مقدس و سیزدهمین نمایشگاه قرآن و عترت استان کرمان در حسینیه ثارالله شهر کرمان افتتاح شد.

به گزارش تسنیم، آئین افتتاحیه این دو نمایشگاه با حضور حجت‌الاسلام والمسلمین حسن علیدادی‌سلیمانی نماینده ولی‌فقیه در استان و امام جمعه کرمان، سردار احمد حق‌طلب رئیس سازمان حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس سپاه،

سردار غلامعلی ابوحمزه فرمانده سپاه ثارالله استان کرمان، محمدرضا علیزاده مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کرمان و جمعی از مسئولان استان کرمان همراه بود.

محمدرضا علیزاده علیزاده مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کرمان در این مراسم اظهار داشت: ستاد کنگره شهدای استان کرمان، سازمان حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در برگزاری این نمایشگاه همکاری داشتند.

در این مراسم متن پیام سیدعباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به برگزاری نمایشگاه ملی کتاب دفاع مقدس و سیزدهمین نمایشگاه قرآن و عترت استان کرمان توسط مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کرمان قرائت شد.

به گزارش تسنیم، برگزاری نهمین نمایشگاه ملی کتاب دفاع مقدس و سیزدهمین نمایشگاه قرآن و عترت از برنامه های دومین کنگره شهدای استان کرمان است.

به اشتراک بگذارید :

در روز چهارم مذاكرات صلح بين امريكايي ها و طالبان فهيم عابد ۳۰ ساله و فاطيما فائضي ۲۴ ساله گزارشگران افغان شاغل در دفتر نيويورك تايمز كابل از پشت ميز كارشان، غرق در تفكرات و روياها، به اين موضوع فكر مي كردند كه: «آيا واقعا اين اتفاق خواهد افتاد؟» سپس كنجكاو مي شدند كه: «يعني بعد چه مي شود؟»مردم افغانستان به وقوع لحظه بي نظير اعلام توافق صلح اميد بسته اند و براي آن لحظه روياپردازي مي كنند. او مي گويد: «بسياري از هم سن و سال هاي من هرگز دوران صلح را تجربه نكرده اند براي اينكه در افغانستان تجربه صلح را داشته باشي بايد تقريبا ۵۰ ساله باشي. اكثر جوان هاي افغانستان روزهاي طالبان را به ياد دارند. تمام چيزي كه ما تاكنون مي دانيم زندگي كردن در يك كشور در حال جنگ است.

رمز بلاگفهيم ناگهان سكوت را شكست و از فاطيما پرسيد: اگر صلح
شود اولين كاري كه مي كني، چيست؟ فاطيما گفت: «بيرون مي روم و اسب سواري مي كنم.» آخرين
باري كه اسب سواري كرده بود، يك دختر بچه روستايي بود اما حالا روستاي او تحت كنترل
طالبان است و او حتي جرات رفتن به روستاي خود را ندارد. فاطيما ادامه داد: «بعد از
آن به روستايم مي روم. تو چكار خواهي كرد؟»فهيم مكثي كرد و در حالي كه به دوردست خيره
شده بود، گفت: «يك موتورسيكلت مي خرم، دو دوربين
GoPro رويش
نصب مي كنم و مي روم به سفر جاده اي به تمام جاهايي كه الان در كنترل طالبان است؛ ارزگان،
زابل، هلمند، دايكندي و باميان. مي خواهم اين جاها را از نزديك ببينم نه از آسمان و
سوار بر هواپيما.» او باز مكثي كرد و ادامه داد: «با اينكه هنوز اطميناني به توافق
صلح ندارم، اما به خاطر تمام چيزهايي كه ديده ايم، تمام دوستاني كه از دست داده ايم،
تمام حملاتي كه عليه غيرنظاميان بيگناه شده و شاهد بوده ايم، اين روياپردازي ها بسيار
لذت بخش است.»به گفته فهيم، همه افغان ها مي دانند، حتي اگر توافق صلح به سرانجام رسد،
اجراي آن ماه ها و حتي شايد سال ها طول مي كشد.

 با وجود اين همه مردم افغانستان به
وقوع لحظه بي نظير اعلام توافق صلح اميد بسته اند و براي آن لحظه روياپردازي مي كنند.
او مي گويد: «بسياري از هم سن و سال هاي من هرگز دوران صلح را تجربه نكرده اند براي
اينكه در افغانستان تجربه صلح را داشته باشي بايد تقريبا ۵۰ ساله باشي. اكثر جوان هاي
افغانستان روزهاي طالبان را به ياد دارند. تمام چيزي كه ما تاكنون مي دانيم زندگي كردن
در يك كشور در حال جنگ است. ما مدام مي خوانيم كه جنگ افغانستان طولاني ترين جنگ ايالات
متحده است اما اين جنگ براي افغان ها هم طولاني ترين است. حتي در تاريخ افغانستان بايد
خيلي خيلي به عقب بروي تا سابقه يك جنگ ۴۰ ساله را پيدا كني.»افرادي مثل فاطيما و فهيم،
مدام در فيس بوك جايي كه تمام دوستانشان هستند، مي چرخند و با آنها ارتباط برقرار مي
كنند. چون فيس بوك بسيار امن تر از ملاقات در مكان هاي عمومي است. نسيم پختون، دوست
۳۵ ساله فاطيما كه مسئول يك كانال تلويزيوني دولتي است در فيس بوك يك پيام گذاشته و
در آن نوشته بود، اگر صلح شود در نواحي دوردست ولايت نورستان يك رستوران باز مي كند؛
رستوراني در دل كوه ها كه دسترسي به آن بسيار سخت است.طاهره رضايي دوست ۲۸ ساله فاطيما
هم كه يك عكاس مستند است، مي گويد: كيفم را برمي دارم، با چند دست لباس و دوربينم،
با وسايل حمل و نقل عمومي، نه خودروي شخصي، راه مي افتم. 

در پنجشير پياده روي مي كنم،
در هلمند به موزيك گوش مي دهم، در قندهار از شهر جديد «آينو منا» ديدار مي كنم، شنيده
ام كه اين شهر شبيه دوبي است. از دختران بدخشان عكس مي گيرم و در ننگرهار با سيك ها
مي رقصم.اكثر اين جوانان روياهاي ساده اي دارند.رفيع الله استنكزي ۳۰ ساله كه در موسسه
صلح ايالات متحده كار مي كند، مي گويد: «ماشينم را برمي دارم و در سراسر كشور در فصل
زمستان رانندگي مي كنم و در جاهايي كه برف خيلي زياد است و ارتفاع دارد، مي ايستم،
آتش روشن مي كنم و با دوستانم تمام شب دور آتش مي نشينم. تا حالا نتوانسته ام اين كار
را بكنم.»ليلا نوراني ۲۳ ساله كه تهيه كننده يك برنامه راديويي است، فقط مي خواهد بدود
چيزي كه تنها ديده است زن ها در فيلم ها انجام مي دهند.فهيم مي گويد: «در طول مذاكرات
صلح در قطر در تحريريه ما صداي خنده ها بيشتر از هر وقت ديگري شنيده مي شد. گزارش ها
هم نويد مي داد كه توافق صلح بيش از هر زمان ديگري محتمل است و همه اينها ما را سرحال
كرده بود. ما حتي به اين هم فكر مي كرديم كه روياهاي اعضا و حاميان طالبان براي دوران
صلح چيست بنابراين از برخي از آنها اين سوال را كرديم. فاطيما از يك طالب كه در زندان
بود و نخواست نامش فاش شود اين سوال را پرسيد و او جواب داد، ديگر نخواهد جنگيد. او
كه ۳۶ ساله است گفت، از وقتي كه خودش را شناخته جنگيده است. «اولين اسباب بازي من يك
تفنگ بود، يك تفنگ واقعي. ما از جنگيدن خسته شده ايم. روياي او اين بود: «ازدواج خواهم
كرد. نامزدم الان ۵ سال است كه انتظارم را مي كشد.»همكار فهيم، نجيم رحيم كه در مزارشريف
ساكن است هم با يك طالب ديگر به نام شاه محمد كه فرماندار در سايه ولايت جوزجان است،
صحبت كرد. روياي شاه محمد هم خيلي ساده بود: «اولين كاري كه خواهم كرد رفتن به خانه
پدر و مادرم و ديدن آنهاست. ۶ سال است كه آنها را نديده ام. سپس به شهرهاي شمالي مانند
مزار شريف و شبرقان مي روم و بدون ترس در خيابان هاي اين شهرها راه مي روم
.

روياهاي ساده همه آنها ادامه داشت كه پايان مذاكرات
اعلام شد و همه آنها را از آسمان روياهايشان به زمين بازگرداند. مذاكرات در قطر پس
از ۶ روز تمام شد بدون حصول توافقي. همه شركت كنندگان در نشست گفتند مذاكرات خوشبينانه
بوده اما فهيم و دوستانش قبلا هم از اين حرف ها بسيار شنيده اند. خبرهاي جديد ناگهان
موانع صلح را پيش چشمانشان بزرگ و بزرگتر جلوه داد. همان طور كه در همه سال هاي گذشته
بود. فهيم مي گويد: «لحظه نااميدكننده اي بود. همه ما خيلي هيجان زده شده بوديم. ما
افغان ها تقريبا هرگز درباره روياهايمان براي صلح صحبت نمي كنيم چون تقريبا فكر كردن
درباره صلح را حتي اگر محتمل باشد رها كرده ايم. به خاطر همين ناگهان صداي خنده ها
در تحريريه فروكش كرد. ما كه براي چند روز تقريبا جنگ را فراموش كرده بوديم دوباره
شروع به يادآوري جنگ كرديم.»براي فاطيما فراموش نشدني ترين خاطره جنگ مربوط به سال
۲۰۱۶ است، زماني كه دو تروريست داعشي به تظاهركنندگان در ميدان «دهمازنگ» كابل حمله
كرده و ۱۲۰نفر را كشته و صدها نفر ديگر را زخمي كردند. او درست وسط تظاهرات بود اما
خوش شانس بود و جراحتي برنداشت. هرچند كه زخم هاي روحي كه به او وارد شد، هنوز هم التيام
نيافته است.فاطيما مي گويد، در طول مذاكرات من در حال روياپردازي درباره دوران كودكي
ام بودم. در روياهايم مي ديدم كه در روستايمان با پدر، پدربزرگ و پدر پدربزرگم هستيم.
حدودا ۵ ساله بودم. ديوارهاي اطراف خانه مان واقعا بلند بود. مانند همين حالا، همه
از جنگ خسته بودند، سپس پدر پدربزرگم به من اشاره كرد و گفت: اميدوارم او اولين كسي
باشد كه از خانواده ما بالاخره صلح را مي بيند. پدر پدربزرگم ۱۰۵ سال عمر كرد اما بدون
آنكه بازگشت صلح را ببيند از دنيا رفت. در طول مذاكرات صلح داشتم به اين فكر مي كردم
كه ممكن است آرزوي او درباره من به حقيقت بپيوندد اما حالا ديگر مطمئن نيستم كه من
هم اين آرزو را به چشم ببينم
.

سایت رمز بلاگ، با اندکی تلخیص و اضافات برگرفته از بانک اطلاعات نشریات کشور تاریخ انتشار ۲۵ بهمن ۹۷، کدخبر: ۳۸۶۵۴۲۰، www.magiran.com

مدیرعامل شرکت معدنی و صنعتی گل‌گهر سیرجان گفت: رییس‌جمهور دوشنبه در دومین سفر خود به سیرجان ۱۶ پروژه رادر منطقه گل‌گهر افتتاح می‌کند.

ناصر تقی زاده مدیر عامل شرکت معدنی و صنعتی گل‌گهر سیرجان گفت: رییس جمهوری دوشنبه در دومین سفر خود به شهرستان سیرجان به منظور افتتاح ۱۶ پروژه در منطقه معدنی گل گهر حضور می یابد.

به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان کرمان، وی افزود: افتتاح کارخانه مگامدول دوم آهن اسفنجی شرکت توسعه آهن و فولاد گل‌گهر و افتتاح کارخانه خط۲ کنسانتره شرکت سنگ آهن گهر زمین و نیز بهره برداری از ۱۴ پروژه بهینه سازی و توسعه زیرساخت تولید در منطقه گل‌گهر از برنامه‌های سفر دکتر روحانی به سیرجان در منطقه گل گهر است.

تقی زاده افزود: کارخانه مگامدول دوم آهن اسفنجی شرکت توسعه آهن و فولاد گل‌گهر ظرفیت ٢ میلیون تن در سال دارد که با سرمایه گذاری ۱۰۴۷۹ میلیارد ریال و اشتغالزایی مستقیم و غیرمستقیم ۱۱۰۰ نفر افتتاح می‌شود؛ همچنین کارخانه خط۲ کنسانتره شرکت سنگ‌آهن گهرزمین به ظرفیت ۲ میلیون تن در سال با سرمایه گذاری ۸۰۶۴ میلیارد ریال و اشتغالزایی مستقیم و غیرمستقیم ۷۰۰ نفر به بهره برداری می‌رسد و ۱۴ پروژه دیگر در حوزه بهینه سازی و توسعه زیرساخت‌های تولید منطقه گل‌گهر می‌باشند.

وی بیان داشت: مجموع سرمایه گذاری پروژه‌های قابل افتتاح و در شرف راه اندازی بالغ بر ۵۳۱۹۷ میلیارد ریال می‌باشد و این طرح‌ها مجموعا ۵۹۸۰ نَفَر اشتغالزایی مستقیم و غیرمستقیم در منطقه ایجاد کرده است.

به اشتراک بگذارید :

نوشته اما چه سود… اولین بار در رمز بلاگ. پدیدار شد.

دیگر کودکی الهه برباد رفته. کودکی که دو سال از عمر کوتاهش در راهروهای پرپیچ و خم دادگاه‌ گذشته و هر بار داستانی را بر زبان آورده که روحش را خراش داده و زخم عمیقی برجای گذاشته. کودکی که در ۸سالگی روزهای دردناک و پررنجی را گذرانده و آزار جنسی را تجربه کرده.
راستی چند نفر از ما توانسته‌ایم ماجرای قتل ستایش قریشی در خیرآباد ورامین و تعرض به آتنای اصلانی هفت ساله و کشته شدنش در اردبیل را از یاد ببریم؟ ماجرای آزار جنسی دانش‌آموزان در یکی از مدارس غرب تهران و دختران ایرانشهری چطور؟

رمز بلاگآیا فکر کرده‌ایم کسانی که از این آزارها نجات پیدا
می‌کنند زندگی را چطور ادامه خواهند داد؟ هیچ وقت از خودتان پرسیده‌اید برای متجاوز
چه اتفاقی می‌افتد؟ آیا به اندازه صدمه‌ای که زده، مجازات می‌شود؟ فکر کرده‌اید که
یک دختر بچه تنها و بدون شاهد چگونه می‌تواند در محضر دادگاه حرف‌هایش را ثابت کند؟

باهم داستان الهه را از زبان الهه می‌شنویم؛ داستانی
دردناک و واقعی. الهه ۳۵ ساله از داوطلبان جمعیت امام علی(ع) است که با الهه هشت ساله
در خانه علم جمعیت امام علی در یکی از شهرهای کوچک اطراف تهران آشنا شده. الهه جمعیت
امام علی، داستان الهه ۸ ساله را با درد و بغض و اشک برایم روایت می‌کند. شاید نقطه
پیوند هر دو اسم مشترک‌شان باشد اما این روزها خیلی چیزهای دیگر هم این دو را به یکدیگر
پیوند داده که غم و رنج یکی از آنهاست

الهه روی صندلی‌اش جابه جا می‌شود. برای این الهه کوچک
را همراه خودش نیاورده که فکر می‌کند تکرار و تعریف دوباره ماجرا آن هم جلو یک بچه
هشت ساله نه تنها هیچ فایده‌ای ندارد که هربار روح و روان کودک را بیشتر نابود می‌کند:
«الهه را دو سال پیش شناختم. زمانی که عمه‌اش او را به خانه علم جمعیت امام علی معرفی
کرد. با پدرش زندگی می‌کرد. مادرش اعتیاد داشت و آنها را رها کرده بود. خواهر و برادر
دیگرش را هم عمه‌اش نگه می‌داشت. عمه‌اش الهه را به ما معرفی کرد. از همان روزهای اول
او چیزهایی می‌گفت که سرنخ به ما می‌داد
.

برای عمه‌اش گفته بود آقایی که صاحبخانه‌شان است او
را اذیت می‌کند. البته برایتان بگویم که منظورش از خانه اتاقی در یک باغ بود که در
واقع پاتوقی برای مواد کشیدن هم بود. یعنی بچه در چنین جایی زندگی می‌کرد. خانه کمی
از شهر فاصله داشت و هربار هم به آنجا سر می‌زدیم مردهای زیادی را می‌دیدیم

عمه الهه به داوطلبان جمعیت امام علی گفته بود مرد صاحبخانه
دختر بچه را اذیت می‌کند و به او دست می‌زند. آنها با زیر نظر گرفتن رفتارهای الهه
حدس زدند کودک ۸ ساله مشکلی جدی دارد و بشدت آسیب دیده است: «بچه دائم گریه می‌کرد،
پرخاش می‌کرد
…»

الهه جمعیت امام علی که الهه هم نامش از روز اول نظرش
را جلب کرده بود بیشتر حال و احوالش را پی گرفت: «مادر الهه ایرانی است و پدرش افغانستانی…
روان شناس ماهم بیشتر او را تحت نظر گرفت. همان روزها الهه برایم گفت که مردی به او
دست زده. کم کم از کلماتی که در خانه علم یاد گرفته بود استفاده می‌کرد و برای روان
شناس ما با جزئیات بیشتری مسأله را بازگو می‌کرد. فهمیدیم مسأله جدی است و بلافاصله
ورود کردیم و نزدیک خانه علم و در نزدیکی خودمان خانه‌ای برای او اجاره کردیم. بچه
و پدرش آنجا ساکن شدند. یک روز رفتم به بچه سر بزنم اما دیدم با ترس و لرز می‌گوید
که باز عمو… سراغش آمده، در زده و تنها گیرش انداخته… ما آنجا حس کردیم که حتی
بچه در خانه‌ای که ما برای امنیتش گرفته‌ایم هم در خطر است و طرف به بهانه‌های مختلف
مدام به آنجا می‌رود

همان روز الهه برایش داستان را با جزئیات بیشتری گفت.
جزئیاتی که برای آنها آزار جنسی کودک را روشن کرد: «الهه برای روان شناس ما هم آنچه
بر او گذشته بود تعریف کرد. بچه در این جلسه‌ها برایمان گفت حتی از سوی آن مرد تهدید
شده که اگر در این باره به پدرش یا دیگران چیزی بگوید خفه‌اش می‌کند. در تست‌های روان
شناسی جزئیات بیشتری مشخص شد. ما از بچه پرسیدیم حاضر است این حرف‌ها را جلوی پلیس
یا کس دیگری بگوید که جواب داد حاضر است و دوست دارد همه بلاهایی که سرش آمده بگوید
تا آن مرد هم مجازات شود. این عین کلمات این بچه هشت ساله بود. شکایت را مطرح کردیم
پرونده آزار جنسی مطرح شد و پدر الهه شکایت کرد. در همین حین فهمیدیم که داستان حتی
از آزار جنسی هم جدی‌تر است و دادخواست را از آزار جنسی به تجاوز به عنف تغییر دادیم
و پرونده به دادگاه کیفری یک استان تهران و کمیته روانشناسی پزشکی قانونی ارجاع شد.
ماهم به عنوان شاهد به دادگاه رفتیم. آنجا حتی معلوم شد آن مرد چند بار به بچه تریاک
خورانده و بچه را تهدید کرده که اگر چیزی به مربی‌ها و پدرش بگوید او را می‌کشد. دادگاه
در نهایت این مرد را به ۹۰ ضربه شلاق محکوم کرد. دو هفته هم در کل زندان بود که با
قرار وثیقه آزاد شد. ما در شوک این حکم بودیم. تا اینکه وکیل متهم در دیوان عالی کشور
به حکم اعتراض کرد. ما هم لایحه فرجام خواهی دادیم و بارها بر آزار و اذیت روانی کودک
تأکید کردیم. آن موقع الهه قرص‌های اعصاب و روان مصرف می‌کرد. حرف ما این بود که چرا
بچه از نظر روحی و روانی بررسی نمی‌شود؟ در این حین متهم حتی بارها پیشنهاد پول داده
بود تا پدر الهه او را ببخشد

اما تلاش‌های داوطلبان جمعیت امام علی در پیگیری پرونده‌ای
که برایشان فقط پیگیری زندگی و سرنوشت یک کودک نبود، ادامه یافت و دادگاه دوباره تشکیل
شد و در پزشکی قانونی تهران الهه معاینه شد
.

طبق رأی کمیته روانپزشکی این نهاد، مشخص شد که الهه
از نظر جنسی مورد آزار روحی و روانی قرار گرفته و باید تحت درمان روانپزشکی قرار بگیرد.
این حکم به دادگاه ارجاع شد و با الهه هم یک ساعت جداگانه و بدون حضور کسی صحبت شد
اما در نهایت به دلیل نبود دلایل کافی، حکم تبرئه صادر شد
.

الهه ۸ ساله این روزها با الهه داوطلب جمعیت امام علی
و پدر و مادرش زندگی می‌کند. از او می‌خواهم از این کودک ۸ ساله بیشتر برایم بگوید
و اینکه آیا او از حکم دادگاه باخبر است؟

پدر و مادر الهه حضانت کودک را با نظارت بهزیستی پذیرفته‌اند
و حالا مربی و خانواده او شده‌اند؛ پشت و پناه این کودک: «بچه یک شب هم خواب راحت ندارد.
یک شب در میان با کابوس از خواب می‌پرد. مدرسه می‌رود اما آنجا هم ناآرامی می‌کند.
سؤال ما این است که دیگر چه اتفاقی باید می‌افتاد تا آن مرد محکوم می‌شد؟ الهه همچنان
تحت دارو درمانی و درمان روان شناس است. این بچه مشکلات زیادی دارد اما همه ما در کنارش
هستیم و کمکش می‌کنیم که ببخشد و زندگی کند. او دائم می‌پرسد من کثیفم؟ چرا این اتفاق
برایم افتاده؟
»

الهه خیلی روزها که به خانه می‌رود الهه هشت ساله را
می‌بیند که با پدر و مادرش بازی می‌کند و لبخند روی لبانش می‌نشیند زمانی که می‌بیند
خانواده خوشحالی هستند و همه باهم بازی می‌کنند
.

از الهه می‌پرسم چه شد پدر و مادرت سرپرستی الهه کوچک
را پذیرفتند که او با همان بغض فروخورده‌اش می‌گوید: «پدر و مادر من رنج این کودک را
می‌دیدند. می‌دیدند که ساز و کار دادگاه هم درست نبوده و یک بچه نباید در این مسیر
دردآور رها شود. باید سرپرستی‌اش توسط قانون پذیرفته می‌شد… ما رنج این کودک را دیدیم،
فریادهای شبانه‌اش را بارها شنیدیم اما قانون مثل ما حساس نبود
.

داوطلبان جمعیت امام علی برایم می‌گویند این اولین بار
نیست که کودکان آزار دیده را می‌بینند. زهرا کهرام سال‌ها روی این موضوع کار کرده و
موارد زیادی را از نزدیک دیده: «بارها با دختران بزرگتر از الهه هم مواجه شده‌ایم.
دختران دوازده سیزده ساله‌ای که تجربه آزار جنسی داشته‌اند. دخترانی که از ترس آبرویشان
هرگز دم برنیاورده‌اند. خیلی از آنها در بزرگسالی فقط دنبال این هستند که از متجاوز
و آزارگرشان انتقام بگیرند. خیلی از آنها می‌گویند دادگاه رفتن فقط آبروی خانواده و
خودشان را می‌برد و آنها هرگز نتیجه‌ای نمی‌گیرند
.

شاید باورتان نشود اما برخی از این دخترها شکم ۱۰ نفر
را سیر می‌کنند؛ یعنی زیرفشار زندگی له شده‌اند و تنها آرزویشان انتقام گرفتن است؟
»

او به ضعف قانون در این باره اشاره می‌کند و اینکه در
بیشتر پرونده‌های آزار جنسی کودکان همین اتفاق می‌افتد و شاکی به جایی نمی‌رسد. چون
شهادت یک کودک ارزش قانونی ندارد و هیچ متجاوزی هم در برابر چند شاهد عاقل و بالغ یک
کودک را آزار نمی‌دهد و هیچ وقت هم به کارش اقرار نمی‌کند
.

داوطلبان جمعیت امام علی می‌پرسند چرا قوانین ما کودک
را درست مثل یک بزرگسال می‌بیند و شرایط ویژه‌ای برای کودکان آزار دیده در نظر نمی‌گیرد؟

الهه دوباره با بغض میان حرف‌های دوستانش می‌آید: «اگر
الهه بزرگ شود و از ما بپرسد قانون برای من چه کرد باید به او چه بگویم؟ کاش همه بدانند
که یک کودک ۸ساله همه شهامت نداشته‌اش را جمع کرد و جلو قاضی هر بلایی را که سرش آمده
بود بازگو کرد؛ مسائلی که رویش نمی‌شد جلو پدرش بگوید. این بچه کوچک آخر چه خصومتی
با یک مرد میانسال دارد که بخواهد چیزی علیه‌اش علم کند و دروغ بگوید؟ چرا هیچ‌کس نباید
حرفش را بفهمد؟ او هنوز از من می‌پرسد حکم دادگاه چه می‌شود؟ ما باید چه جوابی به او
بدهیم؟ او که از ۶ سالگی تا هشت سالگی‌اش را در دادگاه گذرانده و به جایی نرسیده؟ زمانی
که بچه‌ها دنبال عروسک بازی‌شان بودند، او در راهروهای دادگاه قدم می‌زد؟ ما خواستار
بازنگری در این حکم هستیم

این روزها الهه‌ها باهم از دردهایشان می‌نویسند. قرارشان
این است بنویسند و ببخشند. می‌نویسند و زیر نور ماه با هم حرف می‌زنند و بعد آن برگه‌ها
را باهم آتش می‌زنند تا شاید دردها هم با آنها بسوزند: «روز اولی که الهه را دیدم روی
زمین نشسته بود و گریه می‌کرد. من در چشمانش تصویر خودم را دیدم. دختر بچه‌ای معصوم
در هشت سالگی. الهه از برادرش حسین جدا مانده بود اما او عاشق برادرش است. بخشش و فهم
عاطفی و بزرگی‌اش همیشه برایم تحسین برانگیز بوده. خیلی اوقات فکر می‌کنم او به کمک
من آمده نه من به کمک او. شاید این حرف‌هایم برایت عجیب باشد اما تا تو با الهه زندگی
نکنی نمی‌فهمی چقدر به واسطه رنج‌هایی که کشیده با بقیه بچه‌ها فرق دارد. او جوری بزرگ
شده که با بقیه فرق دارد. این بچه دنیا را با همه رنج‌هایش یک جور دیگری می‌بیند درباره
پدرش که مراقبش نبوده، هیچ وقت بد نمی‌گوید. فقط می‌گوید پدرم ساده دل است. همیشه از
من می‌پرسد چرا این همه غم دارد؟ می‌پرسد همه آدم‌ها این قدرغم دارند؟ گاهی به او می‌گویم
من هم غم بزرگی داشتم تا اینکه به جمعیت امام علی آمدم و با بچه‌هایی مثل تو آشنا شدم.
غم من باعث پیدا کردن تو شد. می‌گویم بعضی غم‌ها مثل هدیه هستند. غم باعث می‌شود حواسمان
به آدم‌های دیگر هم باشد… این طوری آرامش می‌کنم. الهه تنها دختری نیست که این دردها
را کشیده؛ بدان آخری هم نیست. باید همه با هم فکری برایشان کنیم
…»

*همه مدارک دادگاه، حکم پزشکی قانونی، اظهارات
الهه، توضیحاتش و نظرات روانشناس پرونده نزد روزنامه محفوظ است
.

سایت رمز بلاگ، با اندکی تلخیص و اضافات برگرفته از روزنامه ایران تاریخ انتشار ۲۷بهمن ۹۷، کدخبر: ۵۰۱۱۸۳، www.iran-newspaper.com

مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان کرمان گفت: بزودی پنجمین فصل پژوهش‌های باستان‌شناسی جنوب کرمان با مشارکت دانشگاه توبینگن آلمان و پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری آغاز می‌شود.

به گزارش روز شنبه روابط عمومی میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان کرمان غلامرضا فرخی افزود: پنجمین فصل پژوهش های باستان شناسی جنوب کرمان با همکاری دانشگاه توبینگن آلمان به سرپرستی پروفسور پیتر فلزنر و پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری به سرپرستی نادر علیدادی سلیمانی از اواخر بهمن ماه امسال در گستره شهرستان های جنوبی استان کرمان آغاز می شود.
وی با بیان اینکه بررسی های پژوهشی این فصل در پهنه شهرستان های کهنوج، رودبار و منوجان به اجرا گذاشته خواهد شد، تصریح کرد: شناسایی کامل محوطه های باستانی از کهن ترین استقرارها تا ادوار متاخر اسلامی از مهمترین اهداف این بررسی ها است.
فرخی اظهار داشت: پیش از این با انجام چهار فصل پژوهش باستان شناسی در شهرستان های جیرفت، فاریاب و بخشی از شهرستان کهنوج، تپه ها و محوطه های ارزشمندی از ادوار مس و سنگ، مفرغ و ادوار تاریخی و اسلامی در این منطقه شناسایی شد.
وی با بیان اینکه پنجمین فصل پژوهش های باستان شناسی جنوب کرمان با حضور ۲۰ پژوهشگر، باستان شناس و متخصص علوم میان رشته ای از کشورهای آلمان و ایران انجام می شود، افزود: این فصل از اواخر بهمن ماه سال جاری آغاز می شود و تا نیمه نخست فروردین ماه سال ۱۳۹۸ به طول می انجامد.

به اشتراک بگذارید :

نوشته او بار دگر می سوزد اولین بار در رمز بلاگ. پدیدار شد.

با نظر به نگرانی از پیامدهای وضعیت تاریخ نگاری جنگ، در مطلب پیش رو این موضوع را مورد نقد و بررسی قرار داده‌ام. البته پیش از این یادداشتی تحت عنوان «نقدی بر تاریخ نگاری جنگ ایران و عراق»، با تأکید بر مشخصه‌های تاریخ نگاری ارتش و سپاه، نوشته بودم و در چارچوب یادداشت یاد شده، نشستی نیز در پژوهشگاه دفاع مقدس برگزار و یادداشت دیگری با عنوان «نقد و بررسی معرفت شناسی جنگ ایران و عراق» را نوشتم. همچنین در همین روند مطلب دیگری درباره «در برابر تحریف تاریخ چه باید کرد؟» منتشر کردم که با توجه به بیانیه ستادکل نیروهای مسلح درباره تحریف، بازتاب متفاوتی داشت. امیدوارم این مطلب نیز از سوی دوستان و صاحبنظران نقد شود.

رمز بلاگهم‌اکنون تبیین، تصویرسازی و بازنمایی رخدادهای دوره
تاریخی جنگ ایران و عراق، در شرایطی صورت می‌گیرد که امکان مشاهده و دسترسی مستقیم
نسل حاضر و آینده به وقایع وجود ندارد، در حالی که همچنان جامعه ایران به‌دلیل نتایج
و پیامدهای جنگ، نسبت به شناخت وقایع و مسائل آن، تمایل به آگاهی از طریق «پرسش‌گری
منتقدانه» دارد. با این مقدمه و اهمیت مسأله تاریخ نگاری جنگ ایران و عراق، پرسش مورد
بحث این است که؛ متون تاریخ‌نگاری جنگ ایران و عراق و روایت‌های کنونی، چه نسبتی با
وقایع و مسائل گذشته، همچنین پاسخگویی به نیازهای حال و آینده دارد؟ منظور از تاریخ
نگاری جنگ ایران و عراق و روایت‌های کنونی، تلاش مورخان و اظهارات فرماندهان، مسئولان
و رزمندگان در درون ساختار ارتش و سپاه، همچنین در جامعه، برای توصیف و تبیین وقایع،
موضوعات و مسائل جنگ ایران و عراق است. بدیهی است اقدامات دیگری از جمله در حوزه مستندسازی
تاریخ وجود دارد که خارج از تعریف مورد نظر است
.

تجزیه
و تحلیل

تاریخ‌نگاری وقایع بزرگ تاریخی، همزاد با واقعه و همانند
تحریفِ تاریخ، با واقعه متولد می‌شود. به این معنا که تاریخ‌نگاری واقعه یا تحریف وقایع،
امر بیرونی که بر واقعه تحمیل شود نیست، بلکه صورت دیگری از واقعه و «مانده» و «بازتاب»
واقعه در تاریخ است که شکل‌گیری آن همزمان با واقعه آغاز می‌شود. متأثر از همین ملاحظه
است که «شأنیت» تاریخی جنگ، از طریق تاریخ‌نگاری برای جنگ یا تحریف آن «موضوعیت» پیدا
کرده است. به این اعتبار، تاریخ‌مندی جنگ و موضوعات آن، در کلیت و جزئیات، یکی از مهم‌ترین
پدیده‌های فکری- روشی و تاریخی قابل ارزیابی است که با وقوع جنگ در دو حوزه «موضوع
جنگ» و «روش تاریخ‌نگاری»، با تعیین رخدادها در زمان و مکان و به موازات آن، کنش و
واکنش‌ها ثبت و شکل گرفته است. با وجود آنکه وقایع تنها یکبار در زمان و مکان تحقق
پیدا می‌کند، ولی تاریخ‌نگاری آن، در طول زمان با تحولات مفهومی و روشی همراه شده و
به دلایل مختلف بارها تکرار و بازبینی می‌شود
.

فرض بر این است که؛ «تاریخ‌نگاری» جنگ در زمان وقوع،
تابع «ادراک و عمل» در برابر رخدادها بود. پس از مرداد سال ۱۳۶۷ و به پایان رسیدن جنگ،
فهم از رخدادها تحت تأثیر «توضیح تاریخی»، به روش‌های مختلف قرار گرفته است که نسبت
آن با واقعیات تاریخی، محل پرسش است. هایدگر در مقاله‌اش درباره محدودیت‌های ادراکی
درباره تاریخ نوشته است:«قلمرو تحقیق تاریخی فقط تا حد دسترس و نفوذ توضیح تاریخی گسترش
می‌یابد. تا وقتی که توضیح دادن به معنی تنزل و فروکاستن موضوع به امری قابل درک و
عقلانی است و تا زمانی که تاریخ در فرآیند تحقیق، یعنی توضیح تاریخی خلاصه می‌شود،
هیچ توضیح تاریخی دیگری وجود نخواهد داشت.» تاریخ‌نگاری جنگ در این یادداشت و در پاسخ
به پرسش مورد بحث، به دو مرحله کلی، شامل زمان واقعه در مرحله اول و پس از آن، تقسیم
و بررسی شده است
:

الف) تاریخ‌نگاری در زمان واقعه

تاریخ نگاری جنگ در مرحله نخست، بیشتر تحت تأثیر وقوع
رخدادهای سیاسی و نظامی، همچنین نتایج حاصل از تحولات و چرخش‌های سیاسی- نظامی جنگ
قرار داشت. به‌همین دلیل برخی استفاده از عنوان «گزارش نویسی» را به جای تاریخ‌نگاری
پیشنهاد می‌کنند. در این دوره، تأثیرپذیری و در نتیجه همخوانی و مطابقت میان فضای حاکم
بر وقوع رخدادها و در نتیجه گزارش‌نویسی آن، مانع از شکل‌گیری رویکرد نقادانه نسبت
به روندهای جاری شده است. ملاحظه یاد شده بویژه در حوزه رخدادهای سیاسی- نظامی، به‌دلیل
ملاحظات امنیتی، موجب فراموشی یا نادیده گرفتن بخش مهمی از ابعاد مختلف واقعه می‌شود،
در عین حال، بخش‌های «نادیده» یا به «فراموشی» سپرده شده، به معنای حذف از تاریخ نیست،
بلکه در حاشیه تاریخ نگاری واقعه، به حیات خود ادامه داده و بر اثر تغییر در شرایط
و گذشت زمان، مجدداً مورد توجه قرار خواهد گرفت
.

در مرحله اول تاریخ‌نگاری، منطق حاکم بر ضرورت‌های جنگ
و التهاب ناشی از آن، رویکردها و روش‌های صورت‌بندی وقایع را در تهیه گزارش‌ها شکل
داده است، فرضاً در زمان تصمیم‌گیری برای انجام عملیات‌ نظامی، رویکرد عمومی بر اساس
انتظار برای مشاهده عملیات و نتایج آن، شکل گرفته بود. در چنین وضعیتی به‌دلیل برخی
ملاحظات و ضرورت‌های جنگ یا احتمال بهره‌برداری دشمن، از انتشار اسناد یا استفاده از
رویکرد نقادانه در برابر تصمیمات یا نتایج آن، جلوگیری می‌شد. به‌همین دلیل تنها بخشی
از چگونگی وقوع رخدادها به تصویر کشیده ‌شده است و بخش دیگری در حاشیه قرار گرفته و
در لابه لای اسناد قرار دارد و حتی این احتمال وجود دارد در اسناد منعکس نشده باشد.
با وجود کاستی‌های اسنادی یا ناتوانی در توصیف و تحلیل کامل و جامع رخدادها و مسائل
جنگ، گزارش‌های تهیه شده در زمان واقعه، در مقایسه با آنچه هم‌اکنون تحت عنوان تاریخ
شفاهی صورت می‌گیرد، ارزش تاریخی بیشتری دارد و بدون رجوع به آن امکان شناخت جزئیات
و روندهای اساسی در تاریخ جنگ، همچنین نقد برخی از روایت‌های مکتوب و شفاهی، مهم تر
از آن، خوانش بخش‌های مغفول، بسیار دشوار است
.

ب) تاریخ‌نگاری پس از پایان واقعه تاریخی

با گذشت زمان و به پایان رسیدن یک دوره تاریخی، مرحله
دوم تاریخ‌نگاری جنگ تحت تأثیر نحوه پایان جنگ و نتیجه آن آغاز شد. مرحله جدید دو مشخصه
متناقض را در درون خود داشت، به این معنا که از یکسو با پایان جنگ، دوره جدیدی برای
بازسازی و‌گذار از شرایط جنگ آغاز شد، در حالی که پیامدها و نتایج جنگ نیز به‌صورت
تدریجی رو به آشکار شدن بود و حتی هم‌اکنون نیز جریان دارد. در چنین شرایطی یکی از
مهم‌ترین مسائلی که در درون جامعه شکل گرفته، بازخوانی مجدد وقایع جنگ در ابعاد مختلف
است. از این طریق در واقع بخش فراموش شده یا نادیده انگاشته شده تاریخ، دوباره احیا
و مورد بازخوانی قرار گرفت. نتایج حاصل از پیدایش این وضعیت، تاریخ نگاری جنگ را برای
تبیین و پاسخگویی به پرسش‌ها و روایت‌های جدید، دچار چالش‌های جدید و متفاوت با گذشته
کرده است
.

نظر به اینکه تاریخ نگاری جنگ در فرآیند شکل‌گیری خود،
از دو ساحت متفاوت و عوامل مؤثر درونی و بیرونی برخوردار شده است، بنابراین بخشی از
چالش‌های تاریخ‌نگاری جنگ از درون دوگانگی‌های ساختاری- روشی در حوزه تاریخ‌نگاری جنگ،
ظهور خواهد کرد. ساحت درونی تاریخ‌نگاری جنگ در واقع تحت تأثیر عملکرد نهادهای مشارکت‌کننده
در جنگ و حاصل «مکتب تاریخ‌نگاری جنگ» است که از سوی مجموعه‌ای از افراد و نهادها،
با استفاده از رویکردها، اسناد و روش‌ها، برای تبیین تاریخ جنگ شکل گرفته است. ساحت
بیرونی تاریخ‌نگاری در واقع شامل تأثیر عواملی مانند نسل جدید و حتی نسل جنگ است که
با گذشت زمان و تغییر در شرایط، از طریق بازبینی رخدادها و تحولات، به‌دنبال پاسخ به
پرسش‌های پیشین و جدید خود است
.

در چنین شرایطی تاریخ نگاری جنگ برای‌گذار از مرحله
دوم، بر اثر تغییر در روندهای جدید، با چالش‌های جدیدی مواجه می‌شود که می‌توان از
آن به‌عنوان صورتی از «بحران‌زایی در تاریخ نگاری» نام برد. مفهوم بحران در این بررسی
با نظر به هدف از تاریخ‌نگاری و کارکرد آن برای ترسیم واقعیات تاریخی جنگ و پاسخگویی
به پرسش‌ها و نیازهای حوزه دفاعی کشور است. به این معنا که ناتوانی از ترسیم واقعیات
تاریخی- راهبردی جنگ، برای پاسخگویی به پرسش‌های نسل کنونی و نیازهای حال و آینده،
برجسته‌ترین نشانه‌های ظهور شکاف و بی‌اعتمادی در پذیرش و باورمندی مخاطبان و بحران
مفهومی و روشی در تاریخ‌نگاری جنگ است
.

هم‌اکنون
بخشی از نشانه‌های بحران در تاریخ نگاری جنگ، با‌ گذار از دوره دوم و ورود به دوره
جدید، در حال خودنمایی است. در ساختار درونی تاریخ نگاری جنگ، تناقض در آمارهای ارائه
شده، مناقشه‌های دائمی درباره نقش افراد و سازمان‌های مسئول در جنگ، تکرار در طرح مباحث
و ناتوانی در ارائه تجزیه و تحلیل راهبردی، به شکل قابل توجهی خودنمایی می‌کند و تأثیر
بیرونی دارد. به این شکل که در ساختار بیرونی و در میان مخاطبان، نوعی بی‌اعتمادی،
به همراه عدم اقناع و باورپذیری در برابر داده‌ها و روایت‌های موجود، همچنین استدلال‌ها
در پاسخ به پرسش‌ها، قابل مشاهده است. در نتیجه‌ پیدایش چنین وضعیتی، نه تنها پرسشگری
نقادانه درباره وقایع و مسائل جنگ نهادینه شده و در حال توسعه و تعمیق است، بلکه روایت‌های
جدیدی از برآیند اطلاعات و تناقضات موجود در جامعه شکل گرفته است، بدون اینکه در ساختار
موجود در حوزه تاریخ‌نگاری یا از سوی اشخاص، هوشمندی و روشمندی برای ارزیابی پرسش‌ها
و نیازها، به منظور پاسخگویی وجود داشته باشد. در صورت پذیرش ارزیابی کنونی از وضعیت
تاریخ‌نگاری جنگ، این پرسش وجود دارد که؛ عوامل مؤثر در پیدایش بحران در فرآیند تاریخ‌نگاری
جنگ کدام است و چگونه باید با آن مواجه شد؟

گرچه پاسخ به پرسش یاد شده نیاز به پژوهش دارد، ولی
به نظر می‌رسد به‌دلیل نسبت تاریخ‌نگاری به‌صورت عام و تاریخ‌نگاری جنگ به‌صورت خاص
با سیاست، تغییرات سیاسی- اجتماعی و حضور نسل جدید در جامعه، رویکرد و روش‌های مرحله
دوم تاریخ نگاری جنگ، دچار بحران جدیدی شده که بدون‌گذار و برون رفت از این وضعیت،
مرحله جدید از طریق نقد و بررسی روایت‌های پیشین و پاسخگویی به نیازهای آینده، شکل 
نخواهد گرفت.

در عین حال بدون باور و اهتمام به نقد و گفت‌و‌گو، تفکر
تاریخی، رویکرد و روش بررسی‌های تاریخی صیقل نخواهد خورد. با نگرانی از تحریف و توقف
در کلیت مفهوم تحریف و روشن نکردن مصادیق آن و ایجاد سایر مرزبندی‌ها برای نقد و بررسی
تاریخی، نمی‌توان با پویایی و سازندگی تاریخ همخوانی پیدا کرد
.

نتیجه
گیری

۱با فرض صحت گسست‌های
مفهومی- روشی در تاریخ‌نگاری جنگ میان مورخان و راویان با مخاطبان، کارکرد تاریخ نگاری
جنگ، به معنای تلاش برای توصیف و تبیین اقناع‌کننده و باورپذیر از رخدادهای تاریخی
و مسائل آن، برای نسل حاضر و آینده، با چالش‌های اساسی همراه شده است. چنانکه نوعی
روایت‌های متکثر و متناقض شکل گرفته است و برای پاسخگویی به پرسش‌ها، اقدام چندان مشخصی
صورت نمی‌گیرد. مهم تر آنکه روایت‌های متأثر از پویایی سیاسی و اجتماعی در جامعه ایران،
چندان مدیریت‌پذیر به معنای استفاده از روش ابلاغی و از بالا به پایین 
نیست.

۲یکی از مهم‌ترین
نتایج ناتوانی در تبیین مناسب از وقایع و تحولات جنگ ایران و عراق، گسست میان تجربه
گذشته با نیازهای حال و آینده است. در نتیجه این احتمال مخاطره‌آمیز وجود دارد که در
صورت تداوم وضعیت کنونی در تبیین تجربه جنگ با عراق و نادیده گرفتن درس‌ها و دستاوردهای
آن، جامعه ایران در صورت مواجهه با شرایط مشابه، درگیر تکرار تجربه گذشته شود. در این
صورت سرمایه‌های تاریخی و میراث ملی یک نسل، در حالی که می‌تواند و باید مورد بهره‌
برداری قرار بگیرد، در درون تاریخ و مناقشات تاریخی محبوس و فراموش خواهد شد
.

سایت رمز بلاگ، با اندکی تلخیص و اضافات برگرفته از روزنامه ایران تاریخ انتشار ۲۷بهمن ۹۷، کدخبر: ۵۰۱۱۹۲، www.iran-newspaper.com

پس از گذشت ۱۴ سال، تالار مرکزی شهر کرمان سال آینده به بهره‌برداری می‌رسد.

اواسط آذرماه امسال مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کرمان از پیشرفت فیزیکی ۸۸درصدی تالار مرکزی کرمان خبر داد و بیان کرد: «مشکلات منابع مالی و پیمانکار علت‌های تاخیر ساخت این مجتمع فرهنگی هنری بودند که خوشبختانه تا حدودی از این موانع رفع و کار ادامه ساخت این پروژه از سر گرفته شده است».

سیدعباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز که اخیراً طی یک سفر دوروزه به کرمان آمده بود، در نشست خبری با اصحاب رسانه از اتمام پروژه احداث تالار مرکزی کرمان طی سال آینده خبر داد. به گفته او یکی از دستاوردهای مهم این سفر امضای تفاهمنامه با استان در حوزه فرهنگ است و این تفاهمنامه تا پایان سال ۹۹ در مجموع ۱۳۶ میلیارد تومان تعهدات برای حوزه فرهنگ استان کرمان ایجاد کرده است.

تاخیر در ساخت و تکمیل تالار مرکزی کرمان اما در حالی طی سال‌های گذشته ادامه داشت که گفته می‌شود جابه‌جایی و جانمایی این پروژه و همچنین تغییرات در دولت‌های نهم، دهم و یازدهم دلیل اصلی تاخیر در تامین اعتبار و افتتاح این پروژه است.

۱۴سال قبل کلنگ احداث تالار مرکزی شهر کرمان به زمین زده شد و طی این سال‌ها وعده‌های مکرر مسوولان برای افتتاح این پروژه بی‌ثمر مانده و در آخرین مورد وعده شهریور سال ۹۸ داده شده است.

آمارها نشان می‎‌دهد در شهر کرمان کمترین تعداد تالار و سالن تخصصی برای برگزاری تئاتر و موسیقی وجود دارد و سالن‌های غیراستاندارد محدود موجود نیز چندمنظوره و فرسوده شده‌اند.

تالار مرکزی شهر کرمان با کاربری صرفا فرهنگی دارای تالار تخصصی موسیقی، سینمایی و تئاتر، سالن نمایشگاهی، همایش و پذیرایی، کتابخانه و زیرساخت‌های مورد نیاز است و قرار بود با اجرای این طرح نیازهای شهر کرمان حداقل تا ۲۰ سال آینده تامین شود.

تالار بزرگ کرمان با زیربنای ۱۴ هزار و ۵۰۰ متر مربع که ساخت آن منطبق با فضای سنتی شهر کرمان است پیش از این قرار بود تا پایان کار دولت دهم به بهره‌برداری برسد! که همچنان روند ساخت این پروژه ادامه دارد. پیش از نیز در شهر کرمان پروژه ساخت پل تنها یک کیلومتری سیدی(شهید بهشتی شهر کرمان) نیز بیش از ۷ سال به طول انجامیده بود.

شاید دور از انصاف نباشد که این روزها به‌کرات در رسانه‌های استان ببینیم و بشنویم که تالار مرکزی کرمان نماد پروژه‌های عقب‌افتاده شهر کرمان است. پروژه‌ای که قرار بود آبروی فرهنگ و هنر شهر کرمان شود حالا به ارثیه‌ای از دولت‌های قبل تبدیل شده، طوری که در کنار انبوه پروژه‌های نیمه‌کاره شهر کمتر مورد توجه قرار گرفته است.

روند کُند ساخت تالار بزرگ کرمان تا آنجا پیش رفت که حتی صدای محمدجواد فدایی استاندار کرمان را نیز درآورد. او آذرماه امسال با انتقاد از روند کُند اجرای پروژه‌ها در شهر کرمان با بیان اینکه مشارکت مردم، ضامن موفقیت در پروژه‌های شهری است، اعلام کرد طولانی شدن پروژه‌های بیش از مدت تعیین‌شده، ناشی از ناکارآمدی سیستم و اشکال در مدیریت پروژه‌هاست.

با این حال محمد علیزاده، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کرمان این اطمینان را به اهالی فرهنگ و هنر کرمان داده که روند تکمیل پروژه تالار بزرگ کرمان با انتخاب پیمانکار جدید وارد مرحله پایانی شده و انتظار می‌رود این تالار به زودی در اختیار هنرمندان کرمان قرار گیرد.

بدون تردید تکمیل و بهره‌برداری از پروژه فرهنگی تالار مرکزی کرمان، امید هنرمندان کرمانی برای آینده ای بهتر است و همه امیدوارند وعده سال ۹۸ مانند ده‌ها وعده‌هایی که مدیران سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی داده‌اند به تاریخی دیگر موکول نشود.

به اشتراک بگذارید :

توی قنوت بود که ترکش به پهلویش خورد

نوشته شهید علیرضا هاشم نژاد اولین بار در رمز بلاگ. پدیدار شد.

برچسب ها

تمامی حقوق مطالب برای رمز بلاگ | دانلود آهنگ های شاد و غمگین محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.