این روزها شاهد محاکمه یک گروه از کسانی هستیم که بنا به گفته دادستان انقلاب درنظام اقتصادی اخلال کردند و به همین دلیل است که داستان رانت خواری و فساد باردیگر به صدر خبرهایی اقتصادسیاسی ایران برگشته و با داستان تلخ کاهش قدرت خرید شهروندان گره خورده است.

رمز بلاگ: نخستین بار در یک سطح نسبتا گسترده رسانه ای، دکتر
محمد طبیبیان اقتصاددان اصلاح طلب ایران بود که در اوایل دهه
۱۳۷۰ در
یک مقاله مشروح در نشریه برنامه و بودجه، اصطلاح «رانت» را به کار برد. بعدها ودر جریان
مبارزه جناحی میان دوجناح اصلی حاکم بر نهادهای انتخابی مثل دولت و مجلس اصطلاح رانت
و مشتقات آن مثل «رانت خواران» ، «جریان رانت خواری» ، «دولت رانتی» و… در ادبیات
اقتصاد سیاسی در ابعاد وسیع به کار آمد. هر جریان و تفکر سیاسی یا اقتصادی در درون
کشور، سعی می کرد حریف خود را «رانت خوار اقتصادی» یا «رانت خوار سیاسی» معرفی کند.
درجریان مبارزه برای کسب قدرت بودکه برخی از طیف های سیاسی تندرودردرون هرجناح سیاسی
رقیب خودرا چسبیده به بخش خصوصی وهمدست بخش خصوصی
رانت خوار معرفی کردند. اماپیش از این نیز ودر تاریخ معاصر ایران حتی برخی از پژوهشگران غیرسیاسی نیز که زندگی و
زمانه سرمایه داران صنعتی ایران را بررسی کرده اند، متقاعد شده اند
بخش خصوصی ایران با «رانت خواری» بزرگ شده است. آیا واقعیت بازکاوی و کالبدشکافی شده
است که اگر بورژوازی ایران رانت خوار است، چرا چنین چیزی ممکن شده است؟ به نظر می رسد در این موضوع تحقیق و پژوهش بیشتری شود و البته
این بر عهده بورژوازی کشور است که با مطالعه و استناد به مبانی تئوریک و واقعیت های
جامعه ایرانی از خود دفاع کند. دقت کارشناسی حکم می کند قبل از پذیرش این ادعا که بورژوازی ایران رانت خوار
بوده یا نبوده، هست و یا نیست، باید کمی به عقب برگردیم و به ماهیت دولت در ایران بپردازیم.
حتی پیش از آن می توان این پرسش را داشت که آیا کمک دولت به بورژوازی را می توان رانت
تلقی کرد؟

تشویق همان
رانت نیست

آیا تشویق
هایی که دولت ها می کنند تا بخش خصوصی وارد کارزار فعالیت شود را می توان رانت تلقی
کرد؟ در صورتی که به این پرسش پاسخ درستی داده نشود، معمای رانت بخش خصوصی در ایران
نیز حل نخواهد شد. نشانه های پرشماری وجود دارد که تشویق بخش خصوصی در همه کشورها،
حتی کشورهایی با اقتصاد آزاد یک اقدام معمولی است. یک مطالعه انجام شده توسط دانشگاه اروگون نشان
می دهد در ایالت های مختلف آمریکا و کانادا، دولت ها برای تشویق سرمایه گذاران به آنها
یارانه می دهند. مرسدس بنز برای تاسیس یک واحد تولیدی در ایالت آلابامای آمریکا
۳۰۰ میلیون
دلار یارانه سرمایه گذاری دریافت کرد که این رقم بیش از آورده نقدی شرکت بود. شرکت
هیوندایی برای احداث یک کارخانه در ایالت کبک آمریکا
۱۱۰ میلیون
دلار سرمایه با یارانه از دولت کانادا دریافت کرده است. کارخانه مزدا
۵۲ میلیون
دلار و نیسان
۶۶ میلیون دلار از ایالت های مختلف آمریکا سرمایه ارزان
قیمت گرفتند و واحدهای خود را در این کشور راه انداختند. در آلمان نیز همین وضعیت دیده
می شود. سرمایه گذاران اگر
۲۵ درصد سرمایه مورد نیاز برای احداث یک واحد صنعتی را
بیاورند دولت نیز
۵۰ درصد کمک بلاعوض می دهد و ۲۵ درصد
نیز وام ترجیحی می گیرد. این نسبت ها در آلمان شرقی است و در بخش غربی آلمان نسبت ها
تفاوت می کند. آیا چنین اقدامی رانت خواری و اشاعه رانت خواری است؟

حامی پروری

در ادبیات سیاسی اصطلاحی به نام «کلاینتالیسم» وجود
دارد. مفهوم این اصطلاح را می توان فرآیندی دانست که براساس آن فرآیند قدرت و امکانات
مادی جامعه در یک تقسیم نامتوازن به نفع نهاد دولت مصادره می شود. این واقعیت در کشورهایی
مثل ایران که دولت آن از نظر دخالت در اقتصاد و تخصیص ثروت ها و منابع طبیعی دست بالا
را دارد، بیشتر نمود دارد. خوب که دقت کنیم می بینیم دولت های ایران در همه نیم قرن
گذشته امکانات مادی بزرگی را به خود اختصاص داده اند. به این ترتیب، سهم بخش خصوصی
از منابع مادی جامعه در مقایسه با دولت بسیار اندک است. در چنین وضعیتی، بخش خصوصی برای فعالیت های خود
وابستگی تمام عیار به نهاد دولت پیدا می کند. کلاینتالیسم که در فارسی به آن نظام حامی
_ کارفرما گفته می شود موجب شده است بورژوازی ایران در همه دهه های گذشته چاره ای جز
دست دراز کردن پیش دولت نداشته باشد. براساس
این نظام که البته کاربرد آن در سیاست آشکارتر است، در ایران یک متقاضی سرمایه گذاری
صنعتی برای تامین منابع مالی به ویژه تا اوایل دهه
۱۳۸۰ هیچ
راهی جز رجوع به بانک هایی که پول مردم را گرفته و در اختیار دولت قرار داده بودند،
نداشت. با توجه به اینکه قیمت پول در بازار غیررسمی بسیار بیشتر از قیمت پول در بازار
رسمی بود، دریافت هر میزان وام نوعی رانت برای گیرنده به حساب می آمد. آیا بخش خصوصی
راهی جز این داشت؟ در غیاب بانکداری خصوصی بزرگ و نیرومند و در غیاب بانک های خارجی
نیرومند در ایران چه راهی وجود داشت؟ اگر همه راه ها بسته باشد و شما راهی جز رانت
خواری نداشته باشی، چه می کنی؟ وقتی دولت فروشنده و مالک اصلی ارز در کشور بود و ورود
و خروج ارز به شدت کنترل می شد و نرخ آن را نیز نهاد حکومت تعیین می کرد، متقاضی که
نیاز به ارز دارد تا سرمایه گذاری کند، چه باید می کرد؟ آیا وقتی همه راه های تامین
ارز برای متقاضی سرمایه گذاری صنعتی بسته است و او چاره ای جز تن دادن به نظام حامی
_ فرمان پذیر ندارد، می توان او را «رانت خوار» معرفی کرد. برای اثبات اینکه بورژوازی
ایران زاییده رانت خواری است یک راه حل وجود دارد و آن داوری تلخی است که ایرانیان
استعداد و لیاقت سرمایه دار شدن نداشته اند و تنها با رانت می توانسته اند سرمایه دار
شوند. تجربه تاریخی کشور و فرجام بسیاری از ایرانیان که در خارج از مرزها توانسته اند
انباشت سرمایه را تجربه کرده و به طبقه بورژوازی ملحق شده اند خلاف این داوری است. به نظر می رسد که باید در این باره پژوهش بیشتری
صورت پذیرد که آیا تله ای که دولت ها گذاشته و براساس نظام حامی _ فرمان بر، بورژوازی
را اسیر کرده اند مصداقی کامل تر برای توضیح این پدیده است یا اینکه بخش خصوصی ایران
را باید ذاتا رانت خوار دانست.

این روزها که براساس سیاست نادرست ارزی و تجاری هزاران
نفر که بوی تند رانت را تشخیص داده و پشت درشبکه داد و ستد ارزی دولت ساخته نیما صف
کشیده اند می توان به داستان حامی پروری بیشتر پی برد. دولت دوازدهم اگر می خواهد درآینده
نامش با زشتی به یاد آورده نشود باید این نظام حامی پروری را در سطح عمومی و در سطح
گروههای خاص جمع کند.

رمز بلاگ، با اندکی تلخیص و اضافات بر گرفته از سایت
خبری تحلیلی ساعت۲۴ ، تاریخ انتشار: ۲۶ اسفند ۱۳۹۷ ، کدخبر: ۴۳۲۶۵۵ ،
www.saat24.news

برچسب ها

تمامی حقوق مطالب برای رمز بلاگ | دانلود آهنگ های شاد و غمگین محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.